زمین روزگاری دو "ماه" داشته!

* ماه دوم در اثر برخورد کم سرعت با ماه همدمش، مواد آن را جذب خود کرد.
* نظریه ی تازه شاید بتواند دلیل ضخیم تر بودن پوسته ی سمت پنهان ماه و نیز ناهموارتر بودن 
سطح آن را توضیح دهد.

احتمالن سیاره ی زمین هنگامی که اخترشناسان یکی دو هفته پیش خبر وجود ماه دیگری برای سیاره ی دوردست پلوتو را اعلام کردند، بدجوری احساس کمبود و بدبختی کرده!
پلوتو! سیاره ای که تازگی مقامش به سطح یک سیاره ی کوتوله پایین آورده شده (تنزل مقام یافته) و با این حال تا این لحظه شمار ماه هایش را به چهار رسانده ولی ما برای همیشه همین یکی را خواهیم داشت. درست است! زمین از تیر و ناهید که هیچ ماهی ندارند جلوتر است. ولی بهرام، که به اندازه ی قابل توجهی از زمین کوچک تر است دو ماه دارد و البته دیگر نامی از مشتری با بیش از 60 ماه یا کیوان با 53 ماه نیز نمی بریم. حتی سیارک ها هم چند ماه دارند از جمله سیارک سیلویا، یک تکه سنگ فضایی 617 کیلومتری که دو ماه خود، رومولوس و رموس را به رخ می کشد.
پیش از برخورد: زمین شاید روزگاری دو ماه داشته: یکی که اکنون در آسمان شبانگاه می درخشد و یک همدم کوچک تر.(تصویر بزرگ تر)

ولی اینک با مقاله ای که در نشریه ی Nature منتشر شده، به آوازه ی زمین تکانی وارد شده است: سیاره ی مادری ما شاید امروزه تنها یک ماه داشته باشد، ولی دیرزمانی پیش از این، ما هم مانند بهرام و سیلویا دو ماه داشتیم. ماریا زوبر ( Maria Zuber) یک دانشمند سیاره شناس در MIT در دیدگاهی که بر این پژوهش تازه نوشته می گوید: «این موضوع درست باشد یا نه، من نمی‌دانم. ولی به گمانم بسیار پذیرفتنی و باورکردنی است.»

این اندیشه توسط دو اخترشناس، Martin Jutzi و Erik Asphaug از دانشگاه کالیفرنیا در سانتاکروز و هنگامی که در تلاش بودند توضیحی برای سطحِ تا این حد نامتقارن ماه بیابند پرورده شد. سطحی از ماه که رو به ماست (روی پیدای ماه)، نسبتن صاف است، با گستره های پهناور پوشیده از گدازه های باستانی که به پدید آمدن دشت های هموار، تیره و پست انجامیده، دشت هایی که ستاره شناسان روزگار پیشین آن ها را دریاهایی بر روی ماه می پنداشتند. ولی هنگامی که در دهه ی 1960 میلادی کاوشگر های فضایی برای نخستین بار گردش به دور ماه را آغازیدند، دانشمندان دریافتند که آن سوی ماه (روی پنهان ماه) را بیشتر کوه ها و دهانه های ناهموار پوشانده است.

هیچ کس تاکنون نتوانسته این نامتقارن بودن ماه را با اطمینان توضیح دهد: شاید در اثر برخوردی سهمگین، سطح آن به شدت تغییر شکل داده، مانند آنچه بر سر سیارک وستا آمد. شاید هم هسته اش چندان در مرکز قرار نگرفته و باعث نازک تر شدن پوسته ی ماه در سمت رو به ما و در نتیجه شانس بیشتر برای بیرون زدن گدازه ها شده باشد.

ولی پس از آن فکری به سر Jutzi و Asphaug زد: "به نظر ما چنین آمد که گویی بلندی های آن سوی ماه، تکه هایی اضافیند." --- انگار که بر روی سطح اولیه ی آن افزوده شده و به آن چسبیده شده باشند. این دو کمی بیشتر اندیشیدند، و دریافتند که این گمان با باور دانشمندان درباره ی چگونگی پیدایش ماه همخوانی دارد. دانشمندان سیاره شناس با بررسی سنگ هایی که فضاپیماهای آپولو از ماه آورده بودند، اطمینان کامل یافته اند که ماه، چند میلیارد سال پیش و در اثر برخورد یک خورده سیاره (planetoid) به اندازه ی سیاره ی بهرام با زمین جوان پدید آمده‌است.
لحظه ی برخورد: دانشمندان بر این باورند که ماه توانسته در هنگام برخورد، بیشتر مواد ماه دیگر را جذب کند.(تصویر بزرگ تر)

در اثر برخورد، ابری از خرده سنگ های هر دو جرم (زمین و سیارک) پدید آمد که چرخان و گردش کنان به فضا رفتند و سرانجام با چسبیدن به یکدیگر، ماه را به وجود آوردند. به گفته ی Zuber، در همان حال ذرات کوچک تر دیگری نیز می توانسته به وجود آمده باشد، ولی مدارشان ناپایدار بوده و باعث شده یا به دوردست ها پرتاب شوند یا تقریبن بلافاصله به زمین و ماه برخورد کرده باشند.
شاید هم در یک نقطه ی " تروا " (جایی در همان مدار ماه، ولی یا خیلی عقب تر یا خیلی جلوتر از آن، که از نظر گرانشی پایدار است) یا کلن در مداری در جایی دیگر جای گرفته باشند. همین هفته ی گذشته بود که وجود یک سیارک همدم تروا در مدار زمین و جلوی آن کشف شد. دلیلی وجود ندارد که بگوییم ماه نیز نمی توانسته چنین همدمی در گردش به دور زمین داشته باشد.

با گذشت ده ها میلیون سال، ماه کوچک ناپایدار شده و تقریبن صاف به سمت ماه بزرگ می رود. ولی شبیه سازی رایانه ای که Jutzi و Asphaug از چگونگی این ماجرا انجام داده اند نشان می دهد که ماه جوانمرگ با آرامش شگفت انگیزی به ماه بزرگ تر برخورد کرده، به سرعتِ تنها چند مایل بر ثانیه که باعث شده بیشتر یک نوع حرکت چسبیدن و صاف شدن انجام شود تا برخورد و انفجار. به گفته ی Zuber، در سرعت های برخوردی معمول تر، که می تواند تا 10 برابر سریع تر باشد «گودالی بزرگ پدید می آید و مواد درون آن به بیرون پرتاب می شوند.» --- به عبارت دیگر، یک دهانه ی برخوردی بسیار بزرگ ایجاد می شود.

ولی در برخورد با سرعت کم، تنها توده ای از مواد اضافی در یک سمت به وجود می آید، مانند این که یک مشت گِل را به یک توپ بسکتبال بزنیم. و اگر آن ریزماه (ماه کوچک، minimoon) پهنایی در حدود 1,200 کیلومتر و جرمی برابر با یک سوم جرم برادر بزرگ ترش داشته، می توانسته بیشتر این مواد اضافی که ما امروزه بر سمت پنهان ماه می بینیم را پدید آورده باشد.

 شبیه سازی: چهار گام برخورد میان ماه و همدمش (تصویر بزرگ تر

این سناریو همچنین می تواند توضیح دهد که چرا سمت پیدای ماه با این همه گدازه پوشیده و هموار شده است. در زمان برخورد، ماه می بایست نسبت به حالت مذاب نخستینش سردتر شده و یک پوسته ی نازک بر سطحش تشکیل شده باشد، با اقیانوسی از گدازه زیر آن. ولی جرم افزوده شده به آن سمت ماه، باعث فشرده شدن بیشتر این گدازه ها و جابجا شدن آن ها به سمت رو به ما شده باشد و در نتیجه مقدار فراوانی گدازه برای فوران های آینده در این سمت فراهم سازد. Zuber می گوید: «گاه گاهی پیش می آید مقاله ای بخوانم که واقعن از آن لذت ببرم. این به راستی یک ایده ی نو است. مرا واقعن تکان داده.»

ولی در دنیای دانش، نظریه های تازه  تا به روشی آزموده نشوند چندان ارزش ندارند. [در این مورد] بهترین شیوه، جستجوی نشانه های کان شناسی در سنگ هاییست که از آن سمت ماه به زمین آورده شده باشد. شوربختانه هیچ ماموریتی برای چنین کاری در آینده ی نزدیک برنامه ریزی نشده. ولی مدارگرد شناسایی ماه یا LRO که اینک در حال گردش به دور ماه است، آشکارسازهایی دارد که می تواند دستکم وجود مواد معدنی را از بالا تشخیص دهد.

و در ماه سپتامبر، کاوشگر دیگری برای ماه خواهیم داشت که پژوهشگر اصلی آن خود Zuber است. نام آن GRAIL است، کوتاه شده ی Gravity Recovery and Interior Laboratory. در حقیقت این یک "جفت" کاوشگر است که پشت سر هم در مدار حرکت می کنند و تغییرات فاصله میان آن ها، سنجشی خواهد بود برای گرانش هر نقطه ی ماه، آن هم با دقتی فوق العاده. این سنجش به Zuber و گروهش امکان می دهد که به ساختار زمین شناختی (یا درست تر بگوییم، ماه شناختی) و تاریخ آن نگاهی دقیق بیاندازند، و اگر آن را با داده های مدارگرد شناسایی (LRO) ترکیب کنند، می تواند نظریه ی Jutzi و Asphaug را رد یا تایید کند.

البته پاسخ هر چه باشد، از نظر علم و دانش تفاوتی نخواهد داشت. ولی دانشمندان و مردم عادی در برابر این اندیشه ی رویاگونه که روزگاری دو ماه با هم در آسمان شب می درخشیدند بی تفاوت نخواهند بود.

واژه نامه:
Earth - Pluto -Mercury - Venus - Jupiter - Saturn - asteroid - Sylvia - Romulus - Remus - Martin Jutzi - Erik Asphaug - lava - Vesta - Apollo - planetoid - Trojan point - GRAIL - Gravity Recovery and Interior Laboratory - selenology - LRO

منبع: time1 و time2 و dailymail

0 دیدگاه شما:

Blogger template 'Browniac' by Ourblogtemplates.com 2008

بالای صفحه