دیروز بلندترین روز زمین بود

* روزی که گذشت (30 ژوئن)، یک ثانیه بلندتر از همیشه بود و از بابت این وقت اضافه باید از ماه سپاسگزار باشیم.

در شامگاه 30 ژوئن، یک "ثانیه ی اضافه" به ساعت رسمی جهانی افزوده شد، به دلیل این واقعیت که چرخش زمین مرتبن رو به کند شدن است--- یعنی روزهای ما دارند با آهنگ حدود 1.4 هزارم ثانیه در هر 100 سال، بلندتر می شوند.

عکسی که در ماموریت آپولو 17 ناسا از زمین
گرفته شد.زمین در گذشته، هنگامی که قاره ها
آرایش دیگری داشتند چگونه بوده؟
دانیل مک میلان از مرکز پروازهای فضایی گودارد ناسا در گرین بلت مریلند می گوید: «زمین در روزگار دایناسورها هر 23 ساعت یک دور به گرد محورش می چرخید. در سال 1820، یک دور چرخش آن دقیقن 24 ساعت، یا 86,400 ثانیه ی استاندارد بود. از سال 1820 تاکنون، روز خورشیدی به طور میانگین حدود 2.5 هزارم ثانیه بلندتر شده است.»

دلیل این امر نیروهای کشندی (کشش گرانشی) میان زمین و ماه است. این تنه زدن های گرانشی دوسویه باعث انتقال تکانه ی زاویه ای از سیاره ی زمین به ماه می شود و در نتیجه به هل دادن ماه و دور کردن آن از ما با آهنگ حدود 4 سانتیمتر (1.6 اینچ) در هر سال می انجامد.

به گفته ی پژوهشگران، کاهش سرعت چرخش زمین تا زمانی که با ماه درگیر قفل گرانشی نشود متوقف نخواهد شد--- به این معنی که روزی برسد که این همسایه ی آسمانی، همیشه تنها یک چهره از زمین را ببیند. در حال حاضر این ماه است که در قفل گرانشی زمین گیر افتاده و از همین رو ما همیشه تنها یک سمت آن را می بینیم.

دانشمندان این پس افتادگی (تاخیر) در آهنگ چرخش زمین را با بهره از روشی به نام تداخل سنجی خط مبنای بسیار بلند (Very Long Baseline Interferometry یا VLBI) سنجیدند. VLBI زمان مورد نیاز برای رسیدن امواج رادیویی گسیلیده از یک سیاهچاله ی فعال دوردست به نام اختروش یا کوازار (درخشان ترین اجرام کیهان) به شبکه ای از تلسکوپ ها در سراسر جهان را اندازه می گیرد.

پژوهشگران با اندازه گیری اختلاف های جزیی در زمان رسیدن امواج به هر یک از این دستگاه ها می توانند سرعت چرخش زمین و شماری از ویژگی های جالب دیگر این سیاره به همراه مسیر آن در فضا را برآورد کنند.

چند دهه پیش، دانشمندان دریافتند که برخی از سنجش ها و فناوری ها نیاز به زمان سنجی دقیق تری دارند که چرخش زمین توان فراهم آوردن این دقت را ندارد. از همین رو در سال 1967، آن ها به طور رسمی تعریف "ثانیه" را تغییر دادند و مبنای آن را به جای بلندی یک شبانه روز، اندازه گیری جابجایی های الکترومغناطیسی در اتم های سزیم قرار دادند.
30 ژوئن 2012 یک ثانیه بلندتر از شبانه روزهای معمول بود.زمان رسمی به جای این که از در 30 ژوئن، از 23:59:59 به 00:00:00 در 1 ژوییه تغییر کند، یک ثانیه ی اضافی می گیرد و 23:59:60 می شود. تصویر بزرگ تر
به گفته ی پژوهشگران، دقت چنین "ساعت های اتمی" به حدود یک ثانیه در هر 200 میلیون سال می رسد. زمان استاندارد بر پایه ی اتم سزیم به گونه ای گسترده به کار گرفته شده و به نام "زمان هماهنگ جهانی" یا UTC خوانده می شود (Coordinated Universal Time).

ولی سیاره ی ما به طور میانگین هر روز 2 هزارم ثانیه از ساعت اتمی عقب می ماند. در نتیجه ی این اختلاف، ساعت های اتمی که برای تنظیم همه ی ساعت های دیگر به کار می روند، هماهنگیشان با زمین را از دست می دهند و مرتب باید تنظیم شوند. از همین رو یک ثانیه ی اضافی می بایست گاه به گاه به آن افزوده شود تا اختلاف از بین برود. زمان نگهدارها هر از گاهی یک بار ثانیه های اضافه را به UTC می افزایند تا آن را با زمان استاندارد دیگر که بر پایه ی بلندی شبانه روز زمین است همخوان کنند.

بنابراین 30 ژوئن درست پیش از نیمه شب یکم ژوییه به وقت گرینویچ یا 8 شب به وقت ساحل خاوری (EDT)، یک ثانیه ی افزوده خواهد گرفت. ساعت اصلی در رصدخانه ی نیروی دریایی آمریکا هم به 23:59:60 به وقت جهانی (UTC) یا 7:59:60 بعد از ظهر به وقت ساحل خاوری (EDT) تغییر خواهد کرد. به گفته ی پژوهشگران ناسا این در عمل بدان معنیست که ساعت ها در بسیاری از سامانه ها برای یک ثانیه خاموش خواهند شد.

ثانیه ای که روز شنبه افزوده شد، بیست و پنجمین ثانیه ای بود که از آغاز این روال در سال 1972 افزوده می شد. بار آخر در شب سال نوی 2008 این کار انجام شد.

واژه نامه:
 Apollo 17 mission. What would Earth's clouds looked like in the past, when the continents had a different arrangement? moon - leap second - Earth - rotation - Daniel MacMillan - NASA - Goddard Space Flight Center - tidal force - planet - rotational momentum - Very Long Baseline Interferometry - VLBI - radio wave - active black hole - quasar - second - electromagnetic transition - cesium - atom - atomic clock - Coordinated Universal Time - UTC - apolo 17

منبع: SPACE.com

شش گزینه نخست برای یافتن موجودات بیگانه

* نوشته ای از سِت شوستاک، ستاره شناس ارشد در بنیاد SETI (جستجوی هوش فرازمینی)

بیایید رک باشیم: ما هنوز هیچ مدرک کارآمد و به درد بخوری برای وجود زندگی در جایی غیر از سیاره ی زمین نیافته ایم. این واقعیتیست که از روزگار ارسطو تاکنون تغییری نکرده.

ولی بر خلاف آن یونانی خردمند، بسیاری از مردمان امروزی می پندارند اثبات زندگی فرازمینی زینت بخش چرخه ی بعدی خبرهایشان خواهد بود. در هر حال، ستاره شناسان به تازگی هزاران سیاره ی تازه یافته اند؛ آژانس های فضایی به گونه ای خستگی ناپذیر دستگاه هایی را به سوی ده ها هدف در منظومه ی خورشیدی پرتاب نموده اند؛ و دانشمندان برنامه ی "ستی" (SETI - جستجوی هوش فرازمینی) ساختن تجهیزات تازه برای دریافت امواج پچ پچ های ETها را پی می گیرند.

بودجه ی پژوهش ها شاید کم باشد ولی چشمداشت ها فراوانست. از میان فهرست بلند جاهایی که در آن ها بتوانیم پرده از "زندگی ناشناخته" برداریم، به کدام یک علاقه دارید؟ به بیان دیگر، به نظرتان کدام نقطه، نخستین جایی خواهد بود که در آن ذرات شیمیایی خود-ساخته ای بیابیم که برای همیشه - همیشه - "جای نخست" را در گفتگوهایمان درباره ی این که "زندگی" نه چیزی فوق العاده کمیاب یا حتی یگانه، بلکه یک همه گیری کیهانیست بگیرد؟
این تصویر نمای نزدیک از منطقه ی جنوبگان تیتان، بزرگ ترین ماه کیوان، یک تورفتگی را در قطب جنوب نشان می دهد با لایه های مه آلود آبی و نارنجی روی آن. فضاپیمای کاسینی ناسا این عکس را در 11 سپتامبر 2011 گرفت و تاریخ انتشار آن هم 22 دسامبر بود.
اینجا فهرستی از شش گزینه ی نخست من ارایه می شود، باشد که مورد توجه و گفتگوی شما قرار بگیرد. دو نکته ی مهم را به یاد داشته باشید:

آ) همه ی گزینه های من از اعضای منظومه ی خورشیدی خودمانند، نه به این خاطر که فکر می کنم در بقیه ی کیهان زندگی پیدا نمی شود، بلکه تنها از آن رو که به گمان من، ما موجودات زنده را نخست در جایی خواهیم یافت که می توانیم به آنجا برویم و آن را مستقیما جستجو کنیم. به بیان دیگر، گزینه های من کاربردی هستند.

ب) انتظار نداشته باشید اگر موجود زنده ای در این نقاط پیدا شود بتواند بخزد، شنا کند و یا با ما گفتگو کند. این چند نقطه، همگی برای موجودات بزرگ تر از یک میکروب محیط هایی خشنند. این فهرست درباره ی یافتن ساختار آغازین زندگیست نه یافتن دوستانی هوشمند. 

این شما و این هم فهرست من:

یکی از ماه های کوچک سیاره ی کیوان (زحل) است، ولی برخلاف پندارهای تاریخی، این ماه یا قمر تنها یک تکه سنگ ساده که کاملا با لایه ای از یخ پوشیده شده باشد نیست. در سال 2005، فضاپیمای کاسینی ناسا عکس هایی از آبفشان هایی در نیمه ی جنوبی انسلادوس گرفت که ذرات آب یخ زده را از میان ترک های سطح آن به بیرون می فشاندند. بهترین گمانه زنی این بوده که ذخیره ای از آب مایع زیر سطح یخ زده ی انسلادوس وجود دارد که در اثر بر هم کنش های گرانشی میان این ماه و دیگر اعضای منظومه ی کیوان گرم نگه داشته شده. در این مکان، پیش نیازهای زندگی وجود دارد، و چه بسا انسلادوسی هایی هم در آن پیدا شوند.

یک عامل اصلی محبوبیت این ماه آنست که اگر موجود زنده ای داشته باشد، یافتنش آسان خواهد بود. چنانکه سینتیا فیلیپس، همکار من در بنیاد ستی می گوید: «نمونه هایی از آن چه در این آبخوان های نهفته وجود دارد، به گونه ای پیوسته در حال پاشیدن به فضاست؛ تنها چشم به راه ما است تا برویم و آن ها را به چنگ آوریم.» نه فضاپیماهای سطح نشین نیاز است و نه مته های خودکار -- شاید مدارک اثبات زندگی روی انسلادوس آماده برای برداشتن باشد.

این هم‌خانواده ی سنگین وزن انسلادوس، تنها جهان شناخته شده ی منظومه ی خورشیدی (البته به غیر از زمین) است که دریاچه های مایع روی سطحش دارد. به یاد داشته باشید که این دریاچه ها از متان و اتان -گاز مایع طبیعی- پر شده اند و سطح آن ها به گونه ای پیوسته با نم نم بی وقفه ی باران هیدروکربن بالا نگه داشته شده است. ولی با وجود این ترکیبات شگفت و نیز با دمای بسیار پایین (179- درجه ی سانتیگراد یا 290- درجه ی فارنهایت)، تیتان دنیاییست که در آن، شیمی امتیاز سرمایه گذاری دارد.

افزون بر آن، ما می دانیم چگونه سطح نشین های روباتیک بر سطح آن بفرستیم، چرا که پیش از این، این کار را کرده ایم. در سال 2005، کاوشگر هویگنس بر سطح یخی تیتان فرود آمد. یک کاوشگر آینده -- که بتواند دریاچه های سرد و گزنده ی این ماه را درنوردد -- شاید پرده از اسرار تیتان بردارد.

یا مریخ؛ گزینه ای که هیچگاه از فهرست خط نخورد. بهرام همیشه یکی از گزینه های محبوب برای شکار یاخته های زنده ی بیگانه بوده است. به ویژه رگه های تیره ی فریبنده ای که در تابستان های آن در دهانه ی هوروویتس  پدیدار می شود. به نظر می رسد این رگه ها، آب شور روان، تنها چند اینچ زیر پوسته ی خاکی بهرام باشند. یک کاوشگر نسبتا ساده می تواند از این محیط گل آلود نمونه بردارد.

فضاپیمای گالیله در سال 1990 این عکس را از
ناهید گرفت. این عکس برای بهتر نشان دادن
شکل ابرها، از فیلتر گذشته و رنگ‌ آمیزی شده.

ابرهای اسید سولفوریک به گونه‌ای همانند ابرهای
هوای خوب زمینی هستند.
4) اروپا:
شاید بسیاری به این ماه مشتری رتبه ای بیش از آنچه من داده ام بدهند، زیرا احتمال می رود آب با حجمی بیش از همه ی آب های اقیانوس های زمین در آن وجود داشته باشد. دلیل پایین آمدن اروپا در رده بندی اینست که دریاهای گسترده و شور آن زیر لایه ای از یخ، به کلفتی حدود 10 مایل جای دارند که از حساب تانسور هم سخت تر است.

تنها این نیست که فرستادن یک کاوشگر به زیر این زره یخی کار رستم دستانست*، بلکه اقیانوس های اروپا از یک غار هم تاریک ترند - و این یعنی که فتوسنتز در آن امکان ندارد. با این حال آن پایین می تواند چیزی باشد که با انرژی زمین-گرمایی یا مولکول های پیچیده ی سطح زنده بماند.

یک گزینه ی غافلگیرکننده در قرعه کشی زیست شناسی فرازمینی. خواهر سیاره ای ما با دمای سوزان سطحش (850 فارنهایت, یا 454 سانتیگراد)، معمولا به اندازه ی یک قاطر آب پز (!!) عقیم و سترون پنداشته می شود. ولی دیوید گرینسپون، دانشمند سیاره شناس و مدیر اداری موزه ی طبیعت و دانش دنور به این اشاره می کند که دماهای لایه های بالایی جو ناهید به گونه ای تحمل پذیر، خنک و طراوت بخش است. وی می نویسد افزون بر آن، در این منطقه ی جو ناهید، کنش شیمیایی جالب و اندکی با شرکت دی اکسید گوگرد و مونوکسید کربن جریان دارد که می تواند یک چرخه ی خوراکی برای میکروب های شناور فراهم آورد. می توان چنین پنداشت که توده ابرهای کدر و اسیدی ناهید منزلگاه بیگانه های جوی است.

من این دو ماه (قمر) سیاره ی مشتری را با هم در فهرست گذاشته ام چرا که احساس می کنم برای یافتن موجود زنده، نامزدهایی با شانس برابرند. این دو هم شاید همچون همسایه ی نامدارشان، اروپا، اقیانوس هایی مایع در دل خود داشته باشند. ولی اگر این دو ماه همزاد،  اقیانوس های شوری هم داشته باشند، در ژرفای آن ها و زیر لایه ای سنگی با کلفتی دستکم 100 کیلومتر پنهان شده است. یافتن موجود زنده در چنین جایی یک پروژه ی آماده و به صرفه برای نوه هایمان خواهد بود.

این ها جاهای مورد علاقه ی من برای جستجوی زندگی فرازمینی بودند. یادآوری می کنم که اولویت های من تنها "سلیقه ی شخصی" من می باشند. این تصمیم گیری چنانچه همیشه در دنیای دانش انجام می شود، بر پایه ی داده ها انجام شده است.
Seth Shostak, Senior Astronomer, SETI Institute
---------------------------------------------------
* در متن اصلی: "هرکول"
واژه نامه:
Earth - Seth Shostak - Aristotle - solar system - SETI - Search for Extraterrestrial Intelligence - ET - biology - microbe - Enceladus - moon - Saturn - NASA - Cassini spacecraft - geyser - Saturnian system - Cynthia Phillips - Titan - liquid lakes - ethane - methane - natural gas - hydrocarbon - Huygens probe - Mars - protoplasm - Horowitz crater - epidermis - Europa - Jovian moon - tensor calculus - Hercules - geothermal heat - molecule - Venus - exobiology - David Grinspoon - Museum of Nature and Science - sulfur dioxide - carbon monoxide - acidic cloud - Callisto - Ganymede - Jupiter - depression - Galileo spacecraft - sulfuric acid

منبع: SPACE.com

بخشی از شکاف بزرگ کهکشان

گستره ی تاریکی که صفحه ی شلوغ کهکشان راه شیری را به دو تکه ی از هم جدا بخش کرده، شکاف بزرگ نام دارد و تکه ای از این شکاف که در صورت فلکی عقاب واقع شده نیز به عنوان "شکاف عقاب" خوانده می شود.
شکاف عقاب در آسمان تابستان نیمکره ی شمالی، نزدیک ستاره ی درخشان نسر طایر (کرکس پرنده) و مثلث تابستانی کمانی ساخته و در برابر نور محو ستارگان کهکشان به حالت ضدنور دیده می شود.
احتمالن ابرهای مولکولی غباری در این کمان تیره، مواد خام برای ساخت صدها هزار ستاره را در بر دارد و [از همین رو] ستاره شناسان مشتاقانه این ابرها را در پی نشانه های ستاره زایی می کاوند.
این نمای نزدیک تلسکوپی ناحیه ای در یک مجموعه ابر تیره و تکه تکه ی عقاب به نام LDN 673 را نشان می دهد. گستره ی میدان دید این عکس کمی بیش از پهنای قرص کامل ماه می باشد.
در این چشم انداز، نشانه های قابل دیدنی از برون ریزی های شدید و پرانرژی مربوط به ستارگان جوان دیده می شود که از آن جمله، تیرگی سرخ فام RNO 109 در بالا، سمت چپ و جرم هربیگ-هاروی HH32 بالا و سمت راست مرکز تصویر را می‌توان نام برد.
فاصله ی برآوردی ابرهای تاریک صورت فلکی عقاب از ما حدود 600 سال نوریست. در این فاصله، گستره ی این میدان دید به حدود 7 سال نوری می رسد.

واژه نامه:
plane - Milky Way galaxy - Aquila Rift - Altair - Summer Triangle - silhouette - molecular cloud - LDN 673 - full moon - nebulosity - RNO 109 - Herbig-Haro - HH32

منبع: apod.nasa.gov

هلال کج و معوج ماه

سپیده دم است و ابرهای شب تاب کم نوری در افق شمالی به چشم می خورند.
ماه در همان حال که از افق بالا می آید، از میان لایه ای از هوا که دچار وارونگی شده می گذرد و همین باعث می گردد به شدت شکلش به هم بریزد!
در تصویر بالا و ویدیوی پایین، می توانید این اعوجاج (کج نمایی) را ببینید.
کمی بعد می شد خوشه ی پروین را دید و چند دقیقه پس از آن، مشتری هم بر فراز تپه های دوردست نمایان شد. تنها زمان اندکی برای دیدن هر سه عضو این مقارنه با چشم غیرمسلح فرصت بود ولی زمانی که دیگر تنها ماه و مشتری دیده می شدند، هلال کوچک ناهید هم پدیدار شد که آن هم با چشم غیرمسلح قابل دیدن بود.
واژه نامه:
noctilucent cloud - conjunction - Moon - inversion layer - Pleiades - Jupiter - crescent - Venus

منبع: spaceweather

فورانی از یک ستاره که جَو یک سیاره را از آن جدا کرد

* در مقیاس ریشتر شراره های خورشید، رده ی X3 به عنوان انفجاری بزرگ در نظر گرفته می شود.
حال اگر X3 را یک میلیون برابر کنیم چه؟ 
* تلسکوپ هابل ناسا بلایی که بر سر یک سیاره به هنگام قرار گرفتن در معرض چنین شراره ای
می آید را مشاهده کرده.

یک گروه بین المللی از ستاره شناسان با بهره از تلسکوپ فضایی هابل ناسا، رصدهایی بی همتا انجام داده و تغییرات چشمگیری که در جو یک سیاره ی فراخورشیدی (بیرون از منظومه ی خورشیدی خودمان) پدید می آید را مشاهده نموده اند.
یک برداشت هنری که تبخیر جو سیاره ی HD 189733b در اثر یک فوران نیرومند از ستاره ی میزبانش را نشان می دهد. تلسکوپ فضایی هابل ناسا گازهای گریزنده را رصد کرد و ماهواره ی سویفت ناسا هم شراره ی ستاره را. تصویر بزرگ تر
دانشمندان دریافتند که در اثر یک فوران انفجاری نیرومند روی ستاره ی میزبان این سیاره، تغییراتی در جو آن پدید آمده است. این فوران توسط ماهواره ی سویفت ناسا مشاهده شد. نیروی شراره ی این ستاره که به سیاره برخورد نمود، 3 میلیون برابر یک شراره‌ی رده ی X در خورشید خودمان بود و با آهنگ دستکم 1,000 تُن بر ثانیه، مواد را از جو سیاره جدا کرد.

تلسکوپ فرابنفش / مریی سویفت این عکس را در 14 سپتامبر
2011 از ستاره ی میزبان سیاره ی HD 189733b گرفت.
پهنای این تصویر 6 دقیقه ی قوسی است. تصویر بزرگ تر
سرپرست پژوهشگران، الن لوکولیه دزتان در بنیاد اخترفیزیک پاریس (IAP) می گوید: «رصدهای چند طول موجی هابل و سویفت به ما دیدگاهی بی سابقه از بر هم کنش میان شراره ی یک ستاره ی فعال و جو یک غول گازی داد.» IAP بخشی از مرکز ملی پژوهش های علمی فرانسه در دانشگاه پیر و ماری کوری پاریس می باشد.

این سیاره ی فراخورشیدی HD 189733b نام دارد و یک غول گازی همانند مشتری است که تنها 3 میلیون مایل از ستاره اش فاصله دارد، یعنی حدود 30 برابر نزدیک تر از زمین به خورشید. دوره ی گردش آن به دور ستاره 2.2 روز است. جرم و اندازه ی ستاره اش، با نام HD 189733A، حدود 80 درصد جرم و بزرگی خورشید ما می باشد.

ستاره شناسان این سیاره را در رده ی سیاره هایی با نام "مشتری داغ" قرار داده اند. رصدهای پیشین هابل نشان می داد که دمای جو ژرف آن به حدود 1,030 درجه ی سانتیگراد یا 1,900 درجه ی فارنهایت می رسد.

تابش پرقدرت پرتو ایکس باعث شده ستاره ی میزبان سیاره ی
HD 189733b در این عکس که تلسکوپ پرتو ایکس سویفت
گرفته بدرخشد. این تصویر پیوندیست از داده های به دست آمده
در 13 و 14 سپتامبر 2011 و پهنایش 6 دقیقه ی قوس می باشد
تصویر بزرگ تر
HD 189733b به گونه ای دوره ای از برابر ستاره ی میزبانش می گذرد (پدیده ی گذر) و همین گذرها به ستاره شناسان این شانس را داد که جو و محیط پیرامون آن را بپژوهند. در یک بررسی پیشین، گروهی به رهبری لوکولیه دزتان با کمک تلسکوپ هابل نشان دادند که گاز هیدروژن در حال گریز از جو بالایی این سیاره است. با این یافته، سیاره ی HD 189733b به عنوان دومین سیاره ی فراخورشیدی "در حال تبخیر" شناخته شد.

این منظومه تنها 63 سال نوری از ما فاصله دارد و به قدری نزدیک است که ستاره ی آن را می توان با یک دوربین دوچشمی در نزدیکی سحابی پرآوازه ی دمبل تماشا کرد. بدین ترتیب HD 189733b هدفی مناسب برای بررسی فرآیندهاییست که به گریز جو می انجامند.

ونسان بوریه، دانشجوی دکترا در IAP و یکی از اعضای گروه در این پژوهش تازه می گوید: «ستاره شناسان سال هاست که درباره ی جزییات تبخیر جوی بحث و گفتگو می کنند، و بررسی HD 189733b بهترین فرصت ما برای شناخت این فرآیند است.»

در آوریل سال 2010، پژوهشگران با کمک طیف نگار تصویربردار تلسکوپ فضایی ناسا (STIS) یک تک گذر را مشاهده کردند، ولی نشانی از جو سیاره ردیابی نکردند. رصدهای بعدی در سپتامبر 2011 یک تغییر غافلگیرکننده را نشان داد، با شواهدی خیره کننده که نشان می داد یک توده ی گازی با سرعت 300,000 مایل بر ساعت در حال جدا شدن و دور شدن از این سیاره ی فراخورشیدی است. در هر ثانیه دستکم 1,000 تُن گاز از جو سیاره جدا می شد.

این رویدادهای تازه توسط داده های به دست آمده از تلسکوپ پرتو ایکس سویفت توضیح داده شد. در 7 سپتامبر 2011، درست هشت ساعت پیش از آن که هابل از روی برنامه، گذر سیاره را رصد کند، سویفت سرگرم رصد ستاره بود و در همان زمان فوران شراره ای نیرومند از آن را مشاهده کرد.

پیتر ویتلی، یکی از نویسندگان پژوهش و فیزیکدانی در دانشگاه وارویک انگلستان می گوید: «نزدیکی این سیاره به ستاره باعث شد فورانی از پرتو ایکس با آن برخورد کند که ده ها هزار بار نیرومندتر از چیزی بود که از خورشید بر سر سیاره ی زمین می‌بارد، حتی در زمان فوران شراره های رده ی X که نیرومندترین رده ی شراره های خورشیدیست.» گروه دانشمندان پس از برآورد اندازه ی غول آسای سیاره ی HD 189733b، میزان پرتو ایکس دریافتی آن را 3 میلیون برابر پرتو ایکسی ثبت کرد که زمین در جریان شراره های رده ی X خورشید دریافت می کند.

این یافته ها در یکی از شماره های آینده ی نشریه ی اخترشناسی و اخترفیزیک (Astronomy & Astrophysics) منتشر خواهد شد. فیلم زیر از مرکز پروازهای فضایی گودارد، به بررسی شراره ای که گازهای سیاره را از آن جدا کرد می پردازد:

دریافت ویدیو به بزرگی 9.8 مگابایت

واژه نامه:
Richter Scale - Solar Flare - NASA - Hubble Space Telescope - flare - X-class - HD 189733b - planet solar system - star - Swift satellite - atmosphere - multiwavelength - giant planet - Alain Lecavelier des Etangs - Paris Institute of Astrophysics - IAP - French National Scientific Research Center - Pierre and Marie Curie University - exoplanet - Jupiter - Earth - sun - HD 189733A - hot Jupiter - hydrogen - binoculars - Dumbbell Nebula - atmospheric escape - Vincent Bourrier - transit - Space Telescope Imaging Spectrograph - STIS - X-ray - Peter Wheatley - Astronomy & Astrophysics - Goddard Space Flight Center - arcminute

منبع: science.nasa.gov

راز ساختارهای موجی در جو کیوان

* یک پژوهش تازه نشان می دهد رودبادهای پرآشوب سیاره ی کیوان (زحل) از گرمای درونی
سیاره ریشه می گیرند نه از انرژی خورشید.

به گفته ی پژوهشگران، گرمایی که از ژرفای درون کیوان می آید [در نهایت] به چگالش آب می انجامد که آن هم به نوبه ی خود باعث اختلاف دماهایی در جو سیاره می شود. این گوناگونی دما آشفتگی هایی پدید می آورد که باعث شتاب گرفتن رودبادهای سیاره می شوند. این رودبادها (jet streams) مناطقیند که در آن ها باد با سرعتی بسیار بیشتر از دیگر جاهای جو می وزد.

نویسنده ی اصلی پژوهش، تونی دلجنیو از بنیاد پژوهش های فضایی گودارد ناسا در نیویورک، در بیانیه ای گفت: «ما می دانیم که دماهای سیاره هایی مانند کیوان و مشتری انرژیشان را تنها از دو جا می گیرند: خورشید و گرمای درونی. چالش ما، روش بهره بردن از این داده ها و بیان تفاوت این دو بوده.» دلجنیو عضو گروه تصویربرداری فضاپیمای کاسینی ناسا است که عکس های مورد بررسی قرار گرفته در پژوهش تازه را تهیه کرده.

بررسی بادهای کیوان
در این عکس که فضاپیمای کاسینی ناسا در رنگ های نمایشی از
کیوان گرفته، یک رودباد به ویژه نیرومند در حال آشفتن نیمکره ی
شمالی این سیاره دیده می شود. تصویر در 13 ژانویه ی 2008 و
زمانی که فاصله‌ی کاسینی از کیوان حدود 1.3 میلیون کیلومتر بود
گرفته شد. تصویر بزرگ تر
رودبادهای گوناگونی در جو فشرده ی کیوان می وزند. به گفته ی پژوهشگران، برخی از آن ها آنقدر بالا جریان دارند که توسط فیلترهای نور دیدنی (مریی) و فروسرخِ نزدیکِ دوربین های کاسینی هم دیده می شوند. بیشتر رودبادهای این سیاره ی غول گازی رو به سمت شرق می وزند، ولی برخی هم رو به غرب دارند.

جهت بهتر شناختن رفتار و ریشه ی این رودبادها، دلجنیو و همکارانش از نرم افزارهای خودکاری بهره گرفتند تا جابجایی و سرعت ابرهایی که در صدها عکسِ گرفته شده توسط کاسینی از 2005 تا 2012 دیده می شد را بررسی کنند.

یکی دیگر از نویسندگان پژوهش، جان باربارا، او هم از بنیاد پژوهش های فضایی گودارد می گوید: «ما با الگوریتم بهینه سازی شده مان توانسته ایم در 560 تصویر، حدود 120,000 بُردار باد ببینیم که نمایی بی سابقه از جریان بادهای کیوان در دو ارتفاع جداگانه و در مقیاس سراسری به ما داد.»

چنانچه پژوهشگران می گویند، یکی از این دو ارتفاع، بالاتر از گشت سپهر یا تروپوسفر است، یک لایه ی نسبتن بالا که گرمایش ناشی از خورشید در آن شدید است. لایه ی دیگر بسیار پایین تر است، بر فراز ابرهای یخی آمونیاک که گرمایش خورشیدی در آن ضعیف می باشد. گروه دانشمندان دریافتند که آشفتگی های جویی که به رودباد کیوان می انجامند در لایه ی بالایی ضعیفند ولی در لایه ی ژرف تر بسیار نیرومندترند. بنابراین به نظر می رسد چیزی که این رودبادها را بر می انگیزد، گرمایش خورشید نیست.

در عوض، دانشمندان بر این باورند که گرمای درونی کیوان از ژرفای دل سیاره، بخار آب را پدید می آورد. همچنان که هوا بالا می رود، این بخار آب در جاهایی چگالیده می شود و با تولید ابر و باران، گرما آزاد می کند. همین گرماست که سرانجام رودبادها را به راه می اندازد. به گفته ی پژوهشگران، این گونه "گرمایش های چگالشی"، همچنین برانگیزاننده ی اصلی توفان ها در کیوان به شمار می روند. این دانشمندان دستاوردهای خود را در شماره ی ماه ژوئن نشریه ی ایکاروس منتشر کردند.

متفاوت با زمین
اگر پژوهشگران درست متوجه شده باشند، پس رودبادهای کیوان تفاوتی بنیادی با رودبادهای روی زمین - که گرمایشان را از خورشید می گیرند - دارند.
  رودباد قطبی نیمکره ی شمالی که همچون قطار پرنده ای در آسمان، دور تا دور زمین را می پیماید و به گرد آن می پیچد، یک کمربند از تندباد های رو به غرب است و لایه های پایین جو را در می نوردد.

تصویر بزرگ تر
سرپرست گروه تصویربرداری کاسینی، کارولین پورکو از بنیاد علمی فضایی در بولدر کلرادو می گوید: «شناخت ریشه ی تغییرات آب و هوایی در کیوان، و یه طور کلی در سیاره های گازی، یکی از هدف های اصلی ما از زمان آغاز ماموریت کاسینی بوده است. این بسیار خشنودکننده است که ببینیم داریم به شناخت فرآیندهای جوی که سیاره ی زمین را همانند و نیز متفاوت با دیگر سیاره ها می کند نزدیک می شویم.»

فضاپیمای کاسینی در سال 1997 به فضا پرتاب شد و در سال 2004 به کیوان رسید. این فضاپیما از آن زمان تاکنون سرگرم بررسی این سیاره ی حلقه دار و ماه های پرشمارش بوده، و دستکم تا نیم دهه ی دیگر هم آن را پی خواهد گرفت. دو سال پیش، ناسا ماموریت این کاوشگر را تا سال 2017 تمدید کرد.

واژه نامه:
Saturn - jet stream - planet - internal heat - sun - Tony Del Genio - NASA - Goddard Institute - Cassini spacecraft - near-infrared - gas gian - wind vector - altitude - John Barbara - troposphere - condensation heating - Icarus - Earth - meteorology - Carolyn Porco - false-color

منبع: SPACE.com

در تابش خیره کننده آلفا قنطورس

سمت چپ این نما از آسمان جنوب، غرق در درخشش خیره کننده ی ستاره ی آلفا قنطورس است؛ یکی از درخشان ترین ستارگان در آسمان شبانه ی سیاره ی زمین.
آلفای قنطورس که تنها 4.3 سال نوری از ما فاصله دارد، در حقیقت از دو ستاره ی همدم به بزرگی خورشید خودمان تشکیل شده که در مداری مشترک قفل شده اند. این سیستم یک عضو سوم به نام پروکسیما قنطورس هم دارد که بسیار کوچک تر و خنک تر از دو تای دیگر است و بیرون از این تصویر جای دارد.
با این حال، این چشم انداز تلسکوپی، دیگر ساکنان صفحه ی شلوغ کهکشان راه شیری که اغلب در پس پرتوی آلفا قنطورس نادیده گرفته می شوند را هم آشکار کرده، از جمله یک سحابی سیاره ای با عنوان Hen 2-111 در فاصله ی برآورد شده ی 7,800 سال نوری که پوسته ی گازی پخش شده ی یک ستاره ی مرده است. هسته ی درخشان تر این سحابی و هاله ی کم نورتر آن که از گاز یونیده ی سرخ فام تشکیل شده، بیش از بیست سال نوری گستردگی دارند و آن را می توانید درست سمت راست میانه ی تصویر ببینید.
دورتر از این سحابی و در سمت راست، دو خوشه ی باز و چشمگیر ستاره دیده می شود: خوشه ی فشرده ی Pismis 19، آن هم به فاصله ی حدود 8,000 سال نوری که نورش به خاطر وجود غبار بین راه به سرخی گراییده، و خوشه ی بازتر و نزدیک تر NGC 5617.
تابش محو بقایای پوسته ای شکل یک ابرنواختر را هم می شود در پرتوی آلفای قنطورس دید، بالا و سمت راست هسته ی درخشانِ این نزدیک ترین سیستم ستاره ای.

واژه نامه:
Alpha Centauri - planet - Earth - component - Sun - star system - Proxima Centauri -Milky Way - galactic plane - planetary nebula - Hen 2-111 - halo - open cluster - Pismis 19 - NGC 5617 - supernova remnant

منبع: apod.nasa.gov

ستاره زایی روانگردان

به هنگام ساخته شدن ستارگان، دوزخی برپا می شود. یک نمونه ی ویژه ی رنگین از چنین جهنمی را می توان در منطقه ی ستاره زایی Simeis 188 مشاهده کرد که منزلگاه یک توده ابر درخشان و شگفت انگیز با عنوان NGC 6559 می باشد.
در تصویر زیر که از همین منطقه گرفته شده، سحابی های نشری (گسیلشی) سرخ فام از هیدروژن برافروخته، سحابی های بازتابی آبی رنگ از غبار، سحابی های غباری جذبی تاریک، و ستارگانی که از خود این سحابی ها متولد شده اند به چشم می‌خورد.
نخستین ستارگان سنگین که از دل گاز چگال پدید می آیند، با پرتوهای پرانرژی و بادهایشان زادگاه خود را می فرسایند، تکه تکه می کنند و آن را می تراشند. این ستارگان سپس منفجر می شوند. باتلاقی که در پی این انفجار پدید می آید می تواند به همان اندازه که پیچیده است، زیبا نیز باشد.
پس از گذشت ده ها میلیون سال، گرد و غبار به کلی ناپدید می گردد، گازها جاروب شده و پراکنده می شوند، و تنها چیزی که بر جای می ماند یک خوشه ی باز و برهنه از ستارگان است.
Simeis 188 حدود 4,000 سال نوری از ما فاصله دارد و آن را می توان در فاصله ی تقریبن یک درجه ای شمال خاوری M8 (سحابی مرداب) پیدا کرد.

واژه نامه:
Simeis 188 - pandemonium - star forming region - NGC 6559 - emission nebula - hydrogen - reflection nebula - dark absorption nebula - morass - open cluster - M8 - Lagoon Nebula

منبع: apod.nasa.gov

ساعتی که زمان انقلاب را نشان می دهد

اکنون چه ساعتیست؟
اگر در روز و ساعت درست بپرسید، این ساعت آفتابی به شما پاسخ خواهد داد: SOLSTICE به معنای انقلاب.
تنها در آن هنگام است که خورشید درست در جایی قرار می گیرد که نورش با گذشتن از میان دهانه ها، این واژه را که نشان دهنده‌ی زمان بلندترین و کوتاه ترین روزهای سال است به روشنی بر روی زمین می نگارد. و این چیزی است که سالی دوبار [یکم تیرماه و یکم دیماه] رخ می دهد و هفته ی پیش نیز روی داد. در عکس زیر، این ساعت را از زاویه ای دیگر می بینید:

این ساعت آفتابی توسط ژان سالینس در سال 1980 ساخته شد و در دانشکده ی ملی معدن پاریس ( Ecole Supérieure des Mines de Paris) در پارك علمي سوفيا آنتي‌پوليس والبون در جنوب خاوری فرانسه قرار گرفته است.

در دو روز دیگر از روزهای سال، بینندگان این ساعت آفتابی تماشاگر نگاشته شدن واژه ای دیگر توسط این ساعت آفتابی می‌شوند؛ واژه ی: EQUINOXE یا اعتدال (برابران).


واژه نامه:
Sundial - Solstice - Sun - Jean Salins - Ecole Supérieure des Mines de Paris - Valbonne - Sophia Antipolis - EQUINOXE

منبع: apod.nasa.gov

انتقام ستارگان در شب بی مهتاب

گاه اگر آنقدر صبر کنید تا شبی صاف و بدون مهتاب فرا برسد، ستاره ها را با نهایت تابناکیشان خواهید دید. یک چنین موقعیتی اوایل همین ماه در Piton de l'Eau واقع در جزیره ی ریونیون پیش آمد:
در پیش زمینه ی این تصویر، آب گرد آمده در یک گودال آتشفشانی که توسط بوته ها و درختان در بر گرفته شده را می بینید که به آرامی نور ستارگان را بازتابانیده است. با کمی دقت، در نزدیک میانه ی تصویر Piton des Neiges را خواهید یافت، بلندترین ستیغ جزیره که چندین کیلومتر از محل عکس فاصله دارد.
در پس زمینه ی تصویر و در اوج آسمان بر فراز دریاچه، هزاران ستاره می درخشند که فاصله ی بیشترشان از ما حدود 100 سال نوریست، یعنی درست در فضای ستاره ای همسایگیمان قرار دارند.
آنچه در دوردست های آسمان و بر فراز چشم انداز، با شکوه و وقار کمانی ساخته است، نوار مرکزی خانه‌مان، کهکشان راه شیریست که از نور میلیون ها ستاره که فاصله ی معمول هر کدامشان از زمین هزاران سال نوریست می درخشد.
به گزارش عکاس نجومی این صحنه، وی برای ثبت این نما حدود دو سال را در انتظار فرا رسیدن چنین شب تاریک و بی ابر و مهتابی صبر کرده بوده.
واژه نامه:
Piton de l'Eau - Reunion Island - volcanic crater - Piton des Neiges - peak - central band - Milky Way Galaxy

منبع: apod.nasa.gov

آیا مهبانگ نیازی به جرقه خدایی داشت؟

* به گفته ی پژوهشگران، جهان ما احتمالن 13.7 میلیارد سال پیش بدون هیچ گونه کمک خدایی پدیدار گشت.

این شاید مغایر با غرایز ما -که اندیشه ی پدید آمدن از هیچ را رد می کنند- باشد. ولی ما لزومن هم نباید پیرو غریزه هایی باشیم که برای کمک به زنده ماندنمان در دشت های بی درخت 150,000 سال پیشِ آفریقا در ما نهاده شده بودند نه برای شناخت کارکرد درونی کیهان. به گفته ی دانشمندان به جای غریزه هایمان، این قوانین فیزیک است که باید به آن ها تکیه کنیم.

این نمودار جدول زمانی جهان هستی را بر پایه ی نظریه ی مهبانگ
و مدل های انبساط کیهان نشان می دهد.
اخترفیزیکدان، الکس فیلیپنکو از دانشگاه برکلی کالیفرنیا می گوید: «مهبانگ (انفجار بزرگ، بیگ بنگ) می توانسته تنها نتیجه ی قوانین فیزیکی در آن نقطه بوده باشد. با بهره از قوانین فیزیک، می شود چند جهان پدید آورد.» فیلیپنکو روز شنبه 23 ژوئن در کنفرانس SETICon 2، طی میزگردی با عنوان "آیا مهبانگ نیازی به یک جرقه ی خدایی داشت؟" سخن گفت.

نوسان های کوانتومی
در جهان بسیار شگفت انگیز مکانیک کوانتوم که به رفتارها در مقیاس زیر اتمی می پردازد، نوسان ها و بی ثباتی های گاه به گاهی می تواند ماده و انرژی را از هیچ پدید آورد و به گفته ی پژوهشگران، این در واقع می تواند به پدید آمدن چیزهای بسیار بزرگ هم بیانجامد.

ست شوستاک، سخنران و یک ستاره شناس ارشد در بنیاد غیرانتفاعی "جستجوی هوش فرازمین" (ستی، SETI) می گوید: «نوسان های مکانیک کوانتوم می تواند جهان هستی را بیافریند. اگر می شد همین اکنون و در همین اتاق، زمان و مکان را در هم بپیچیم، شاید می توانستیم یک جهان کاملن تازه بیافرینیم. روشن نیست که می توان به درون آن جهان رفت یا نه، ولی می توان آن را پدید آورد.»

شوستاک می افزاید: «پس چه بسا این جهان ما تنها یک پروژه ی علمی جالب و زیبا برای کودکی در جهان دیگر باشد. من نمی دانم این چه اثری بر گرایش های دینی شما دارد ولی چیزیست که جای اندیشیدن دارد.»

فیلیپنکو تاکید کرد که بیان چنین چیزهایی حمله به وجود خداوند نیست. به گفته ی وی، بیان این که مهبانگ -- یک انفجار و گسترش سهمگین در 13.7 میلیارد سال پیش، که فضا را همچون بادکنکی غول آسا باد کرد -- می تواند بدون نیاز به خداوند رخ دهد، بسیار تفاوت دارد با این که بگوییم خدایی وجود ندارد: «من فکر نمی کنم بشود نه برای اثبات وجود خدا از دانش کمک گرفت نه برای رد وجود خدا.»

سرچشمه ی قوانین فیزیک
ولی اگر ما به دنبال سرچشمه ی نهایی همه چیزیم، دست به دامان قوانین فیزیک شدن به طور کامل کمکی نمی کند. به گفته ی فیلیپنکو، این قوانین شاید ما را یک گام به پاسخ نزدیک تر کنند ولی ما را تا آخر نمی برند.

وی می گوید: «پس پرسش اینست: "چرا قوانین فیزیک وجود دارند؟" و می توانیم بگوییم: "خوب، اینجا نیاز به آفریننده ای خدایی داریم، کسی که این قوانین و جرقه ی شکل گیری این جهان ها از آن قوانین را پدید آورده باشد؛ جهان هایی که شاید بیش از یکی باشند."»

ولی این پاسخ تنها فرافکنی است، زیرا هنوز باید توضیح بدهیم که خود خدا از کجا آمده. به گفته ی فیلیپنکو این روند یک دور باطل پدید می آورد که هیچوقت ما را به پاسخ نهایی نمی رساند. وی می افزاید که سرچشمه ی قوانین فیزیک در حال حاضر یک راز است، رازی که شاید هرگز نتوانیم آن را بگشاییم: «این "جرقه ی خدایی" هر چه بود قوانین فیزیک را پدید آورد و من نمی دانم چه چیزی خود این جرقه ی خدایی را به وجود آورد. پس بیایید آن را هم به همان قوانین فیزیک بسپاریم.»


واژه نامه:
Big Bang - God - instinct - savannah - laws of physics - Alex Filippenko - SETICon 2 - conference - Divine Spark - Quantum fluctuation - quantum mechanics - Seth Shostak - Search for Extraterrestrial Intelligence - SETI - balloon -

منبع: SPACE.com

آسمان شلوغ: 30 ماهواره در یک عکس

نام هر ماهواره کنار آن نوشته شده. تصویر بزرگ تر
حدود یک هزار ماهواره ی در حال کار و ده ها هزار موتور موشکی رها شده، خرده های به جا مانده از برخورد موشک ها، و دیگر زباله های فضایی مدار زمین را انباشته اند. فضا جای شلوغیست. این تصویر که توسط مارکو لنگبرویک، رصدگر خبره ی ماهواره گرفته شده، بخشی از همین آشفته بازار را بر فراز لیدن هلند نشان می دهد.

لنگبرویک می گوید: «تک عکس بالایی که بخشی به گستردگی 10x14 درجه از کمربند "زمین ایست ور" "geostationary belt" در آسمان را نشان می دهد، نزدیک نیمه شب 18-19 ژوئن گرفته شده و 30 ماهواره در آن دیده می شود. چهارضلعی‌های تیره هم هر کدام یک یا اغلب چند ماهواره ی زمین ایست ور (ماهواره ی ثابت) به اضافه ی چند جرم موشکی را در بر دارند: 23 ماهواره ی ثابت تجاری، یک ماهواره ی رده‌بندی شده و محرمانه ی نظامی (میل استار 5)، و 6 موتور موشکی رها شده.»

وی می افزاید: «کمربند زمین ایست ور را می توان همچون ردیفی کج از اجرام در قطر تصویر بزرگ مشاهده کرد. کمربند زمین ایست ور (با میل 7.4- درجه برای هلند) هرگز تا بالای آسمان کشور من - که در 52 درجه ی شمالی قرار دارد- نمی‌آید. ارتفاع همه ی اجرام درون تصویر زیر 30 درجه است. این عکس از مرکز شهر لیدن گرفته شده؛ منظورم اینست که آسمان تاریکی مناسبی نداشت. کمی بد آن را کانونی کرده ام، از همین رو وضوح تصویر به ویژه نزدیک لبه ها، کمی کمتر از آن چیزیست که با این لنزهای خوب می توانست باشد. با این حال، شمار جالبی از اجرام را در همین تکه ی کوچک آسمان ثبت کرده‌ام!»


واژه نامه:
Earth - orbit - satellite - Marco Langbroek - Leiden - Netherlands - geostationary belt - geostationary satellite - Milstar 5 - declination - elevation

منبع: spaceweather

ایستگاه آپولو 17 روی ماه

در دسامبر 1972، فضانوردان آپولو 17، ایوجین سرنان و هریسون اشمیت حدود 75 ساعت را در دره ی ثور - لیترو (Taurus-Littrow) روی ماه گذراندند و در همان حال، همکارشان رونالد ایوانز بر فراز سر آن دو در مدار می چرخید.
این تصویر واضح توسط سرنان در حالی که به همراه اشمیت در سطح دره پرسه می زدند گرفته شد. در تصویر، اشمیت و خودروی ماه نورد را سمت چپ و در لبه ی گودال "شورتی" (Shorty)، نزدیک جایی که اشمیت زمین شناس، خاک نارنجی ماه را یافت می بینیم.
خدمه ی آپولو 17 با 110 کیلوگرم سنگ و خاک از ماه برگشتند که از همه ی سنگ و خاکی که از جاهای دیگر ماه گردآوری و به زمین آورده شده بود بیشتر بود. اکنون چهل سال از آن زمان می گذرد و پس از اشمیت و سرنان، دیگر هرگز کسی پای بر ماه نگذاشته. 
-----------------------------------------------------------
** نکته: شماری از دوستان این نظر رو دارند که سفر انسان به ماه دروغ بوده، چون تا به حال به گفته ی اون ها، "هرگز عکسی از محل فرود آپولوها منتشر نشده".
اتفاقن همین تازگی ناسا عکس هایی باکیفیت و واضح از شماری از این نقاط منتشر کرد که می تونید در این پست همین وبلاگ چند تا از اونا رو ببینید:
* آخرین قدمگاه انسان بر سطح ماه
عکس های بیشتر رو هم در سایت خود ناسا تماشا کنید:
واژه نامه:
Apollo 17 - Shorty Crater - astronaut - Eugene Cernan - Harrison Schmitt - Taurus-Littrow valley - Ronald Evans - lunar rover - landing site - Moon

منبع: apod.nasa.gov

کشف دو سیاره بسیار نزدیک به هم

* در یک منظومه ی ستاره ای به نام کپلر-36 دو سیاره وجود دارد که نسبت به هم نزدیک ترین
سیاره هایی هستند که تاکنون توسط دانشمندان شناسایی شده.

در این نقاشی، یک "نپتون داغ" به نام کپلر-36c از سطح همسایه‌اش
که یک دنیای سنگی به نام کپلر-36b است دیده میشود. این دو سیاره
پیاپی به نزدیک هم می‌آیند و به طور میانگین، هر 97 روز یک بار
مقارنه‌ای را تجربه میکنند. در زمان این مقارنه، فاصله‌ آنها کمتر از
5 برابر فاصله‌ ماه-زمین می شود. این فاصله‌ کم باعث برانگیختن
جریانهای کشندی سهمگینی میشود که هر دو سیاره را میفشرد و کش
میاورد و میتواند به فعالیتهای آتشفشانی روی کپلر-36b نیز بیانجامد.
تصویر بزرگ تر
تماشایی ترین چشم انداز شبانه ی زمین، یک افق با یک قرص کامل ماه است و کم پیش می آید منظره ای از این تماشایی تر دیده شود. اینک چشم انداز دنیایی از گدازه را تصور کنید که در آسمانش به جای ماه، یک سیاره ی غول گازی با بزرگی سه برابر آن دیده شود. این دورنمای بیگانه متعلق به سامانه ی دو سیاره ای نویافته‌ی کپلر-36 است.

جاش کارتر از مرکز اخترفیزیک هاروارد- اسمیتسونیان (CfA) در کمبریج ماساچوست می گوید: «این دو سیاره رویارویی های نزدیکی با هم دارند.» اریک ایگل (Eric Agol) از دانشگاه واشنگتن در سیاتل هم می گوید: «این سیاره ها از هر سیستم سیاره‌ای دیگری که تاکنون یافته ایم به هم نزدیک ترند.»

دانشمندان این سیاره ها را در داده های به دست آمده از فضاپیمای کپلر ناسا یافتند. این فضاپیما می تواند سیاره ها را به هنگام گذر آن ها از برابر ستاره ی مادریشان و از راه کاهش اندکی که در نور ستاره پدید می آید تشخیص دهد. [در این زمینه بخوانید: شکارهای کپلر]

این سیستم نویافته دارای دو سیاره است که به گرد یک ستاره ی "زیرغول" (subgiant) بسیار همانند خورشید، ولی چند میلیارد سال پیرتر از آن می چرخند. سیاره ی درونی (نزدیک تر به ستاره) به نام کپلر-36b، یک سیاره ی سنگی به بزرگی 1.5 برابر زمین و سنگینی 4.5 برابر آنست. دوره ی گردش این سیاره 14 روز است و فاصله ی میانگینش از ستاره، کمتر از 18 میلیون کیلومتر (11 میلیون مایل) می باشد.

سیاره ی دیگر، کپلر-36c یک سیاره ی گازی به اندازه ی 3.7 برابر و سنگینی هشت برابر زمینست. این "نپتون داغ" هر 16 روز یک بار به گرد ستاره می چرخد و فاصله ی میانگینش از آن نیز به 19 میلیون کیلومتر یا 12 میلیون مایل می رسد.

دو سیاره به طور میانگین، هر 97 روز یک بار با هم مقارنه ای را تجربه می کنند. در زمان این مقارنه، فاصله‌شان از هم کمتر از پنج برابر فاصله ی ماه تا زمین می شود. از آن جایی که کپلر-36c بسیار بزرگ تر از کره ی ماه است، نمایی تماشایی در آسمان همسایه اش پدید می آورد (به گونه ای شانسی، سیاره ی کوچکتر، یعنی کپلر-36b از روی سطح کپلر-36c به اندازه ی کره ی ماه دیده می شود.) چنین رویارویی های نزدیکی باعث برانگیختن جریان های سهمگین گرانشی می گردد که به فشردن و نیز کش آمدن هر دو سیاره می انجامد و همچنین می تواند به فعالیت های آتشفشانی روی کپلر-36b نیز منجر شود.

پژوهشگران در تلاشند دریابند این دو دنیای متفاوت چگونه گذارشان به هم و با چنین فاصله ی اندکی افتاده. در منظومه ی خورشیدی ما، سیاره های سنگی به نزدیکی خورشید آمدند ولی غول های گازی دور از خورشید باقی ماندند. [در این زمینه بخوانید: منظومه خورشیدی زمانی پنج غول گازی داشته]

گرچه کپلر-36 نخستین منظومه ی سیاره ای یافته شده‌ایست که چنین رویارویی های نزدیکی در آن رخ می دهد ولی بدون شک واپسین مورد آن نخواهد بود. به گفته ی ایگل: «ما می خواهیم بدانیم چه تعداد از این منظومه ها در فضا وجود دارد.» کارتر هم می افزاید: «ما این منظومه را در نخستین نگاه سریع یافتیم. هم اکنون برای یافتن موارد بیشتر در حال وارسی داده های کپلر هستیم.»
برای مقایسه ی اندازه ی سیاره ی کپلر-36b در آسمان همسایه ی نزدیکش، این سیاره به چشم انداز افق شهر سیاتل افزوده شده (سمت راست). گوی سمت چپی هم ماه است که تصور بهتری را پدید آورده. منبع عکس
این دستاورد با کمک اخترلرزه شناسی یا asteroseismology ممکن شد - بررسی ساختار درون ستارگان با کمک دوره ی تناوب نوسان ها و تپش های آن ها. ستارگان خورشیدسان طنینی همچون ابزار موسیقی دارند که ناشی از امواج صوتی به دام افتاده در درونشان است. و درست مانند ابزار موسیقی، هر چه ستاره بزرگ تر باشد، طنین آن "ژرف تر" خواهد بود. این صدای به دام افتاده باعث دم و بازدم آرام ستارگان، یا به عبارتی نوسان و تپش آن ها می شود. [در این زمینه بخوانید: پژواکی از دل غول سرخ]

بیل چاپلین از دانشگاه بیرمنگام بریتانیا می گوید: «کپلر-36 تپش هایی زیبا را به نمایش می گذارد. با اندازه گیری این تپش ها می‌توانیم بزرگی، جرم و سن ستاره را با دقتی عالی به دست بیاوریم. بدون اخترلرزه شناسی، امکان نداشت بتوانیم ویژگی های این دو سیاره ی نزدیک به هم را با چنین جزییاتی دریابیم.»
واژه نامه:
solar system - Kepler-36 - planet - Full Moon - gas giant - lava - Josh Carter - Harvard-Smithsonian Center for Astrophysics - CfA - planetary system - Eric Agol - NASA - Kepler spacecraft - subgiant - Sun - Kepler-36b - Earth - Kepler-36c - hot Neptune - gravitational tide - asteroseismology - musical instrument - sound wave - resonance - Bill Chaplin - volcanism -

منبع: Astronomy.com

درخشش سبز وآبی آفتاب قطب

از دید ساکنان جزیره ی فروسون در شمال سوئد، خورشید یک روز پس از انقلاب تابستانی غروب کرد. در آن نقطه که زیر دایره ی قطبی قرار دارد، خورشید به آرامی پشت افق شمالی فرونشست.
این 7 تصویر چشمگیر پشت سر هم که در واپسین دقیقه های غروب خورشید گرفته شدند، لبه ی از شکل افتاده ی قرص خورشید را در حال پنهان شدن پشت خط افق پردرخت دوردست نشان می دهد و در آن ها، هم درخش سبز و هم درخش آبی به چشم می خورد.
این تلالوهای رنگارنگ ولی آنی و کمیاب که حتی در سرزمین "رون ها" (runes) هم افسانه ای نیست، ناشی از شکست های جویست و در خط دیدهای طولانی و پایین، و تغییرات شدید دمای جو پدید می آید.

واژه نامه:
Frösön island - Sun - summer solstice - arctic circle - horizon - sunset - green flash - blue flash - myth - runes - atmospheric refraction -

منبع: apod.nasa.gov

سیاه چاله ها، دام هایی برای ذرات نایافته

* توان مالی برای ساختن یک آشکارساز ذرات را ندارید؟ از یک سیاهچاله کمک بگیرید. دانشمندان بر این باورند که می توانند این هیولاهای ویرانگر را به خدمت دانش در آورند.

دانشمندان بر این باورند که می توانند راهی برای یافتن ذراتی که تاکنون آشکار نشده اند بیابند: با مشاهده ی آن ها در حالی که از لبه های یک سیاهچاله آویزان شده اند!
برداشتی هنرمندانه از یک سیاهچاله با اکسیون هایی که در حال انبوه شدن به گرد آن و پدید آوردن امواج گرانشیند
یافتن ذرات تازه معمولن نیاز به انرژی فراوان دارد - شتابدهنده های غول پیکری که می توانند ذرات را تا سرعت های نزدیک به سرعت نور شتاب دهند به همین دلیل ساخته شده اند. ولی این فرآیند هزینه ی هنگفتی هم می طلبد - برای نمونه، برخورد دهنده‌ی بزرگ هادرونی را ببینید که ساخته شدنش 30 سال زمان برد و هزینه ای حدود 5.8 میلیارد دلار در بر داشت.

ولی راه نوآورانه ی دیگری نیز برای یافتن ذرات تازه وجود دارد: دانشمندان دانشگاه فناوری وین برای اثبات وجود ذرات فرضی "اکسیون"، یک راهکار ارایه کرده اند. این ذرات با جرمی بسیار اندک، می توانند دور یک سیاهچاله روی هم انباشته شده و انرژی را از آن بیرون بکشند. این فرآیند می تواند به تابیدن امواج گرانشی بیانجامد، پس از آن هم می توان این امواج را اندازه گرفت.

اکنون دانیل گرومیلر و گابریلا موکانو از این دانشگاه بر آنند تا [با این روش] به آشکارسازی ذرات بپردازند. دکتر گرومیلر که یک فیزیکدان نظریست می گوید: «وجود اکسیون ها ثابت نشده، ولی احتمال بسیاری برای وجودشان در نظر گرفته شده است.» به باور آنان اکسیون ها می توانند به گرد یک سیاهچاله بچرخند، همانگونه که الکترون ها به گرد هسته ی اتم می چرخند، به غیر از این که در این مورد به جای نیروی الکترومغناطیسی، نیروی گرانشی است که این دو را در کنار هم نگه می دارد.

نگاهی کوتاه به جهان فیزیک کوانتوم بیندازیم: در فیزیک کوانتوم، هر ذره با یک موج توصیف می شود. طول موج نماینده ی انرژی [یا جرم] ذره است. ذرات سنگین دارای طول موج کوتاهی هستند ولی اکسیون ها که انرژی [و جرم] پایینی دارند می‌توانند طول موجی به بلندی چندین کیلومتر داشته باشند. 

دستاوردهای گرومیلر و موکانو نشان می دهد که اکسیون ها می توانند به گرد یک سیاهچاله بچرخند، همسان با چرخش الکترون‌ها به گرد هسته ی یک اتم. با این حال، تفاوتی بسیار مهم میان الکترون ها در یک اتم و اکسیون ها به گرد یک سیاهچاله وجود دارد: الکترون ها فرمیون هستند، بدین معنی که دو تای آن ها هرگز نمی توانند در یک حالت (state) انرژی باشند. ولی اکسیون ها بوزونند، شمار بسیاری از آن ها می تواند در یک زمان، یک حالت کوانتوم را اشغال نماید. آن ها می توانند یک "ابر بوزونی" پیرامون یک سیاهچاله پدید آورند. درست مانند ازدحام زنبورها پیرامون یک کندو.
اگر ابر اکسیونی فرو بپاشد، چین و شکن هایی در فضا و زمان باید حس شود - و رصدگران زمینی توانایی آشکارسازی آن ها را خواهند داشت.
این ابر به گونه ای پیوسته انرژی را از سیاهچاله می مکد و [بدین ترتیب] بر شمار اکسیون های درون ابر افزوده می شود. ولی چنین ابری لزومن پایدار نیست. به گفته ی دانیل گرومیلر، درست مانند یک توده ی سست شنی که می تواند با افزوده شدن یک دانه شن اضافی، ناگهان بلغزد و از هم بپاشد، این ابر بوزونی هم می تواند ناگهان فرو بپاشد. نکته ی هیجان انگیز درباره ی چنین فروپاشیی اینست که این "بوز- نواختر" (bose-nova) را می توان اندازه گرفت. این رویداد باعث لرزش و ارتعاش فضا و زمان شده و به گسیل امواج گرانشی می انجامد.

در حال حاضر آشکارسازهای امواج گرانشی ساخته شده اند و انتظار می رود تا سال 2016 به دقتی برسند که بتوانند امواج گرانشی را به روشنی آشکار نمایند. محاسبات تازه در وین نشان می دهد که این امواج گرانشی نه تنها دیدگاهی تازه از اخترشناسی برای ما فراهم می کنند بلکه می توانند برایمان درباره ی گونه های تازه ای از ذرات نیز بگویند.


واژه نامه:
accelerator - black hole - Large Hadron Collide - axion - gravity wave - Daniel Grumiller - Gabriela Mocanu - electron - nucleus - atom - gravity - electromagnetic - quantum physics - wavelength - fermion - boson - boson-cloud

منبع: dailymail

جزیره کیهانی کادینگتون

اغلب به نظر می رسد شکوه و ابهت تنها از آنِ کهکشان های بزرگ مارپیچی است که خوشه های ستارگان آبی درخشان و جوان را در بازوان زیبا و متقارن مارپیچی خود به رخ می کشند. ولی ستاره زایی در کهکشان های کوچک و نامنظم هم رخ می دهد.
در حقیقت، کهکشان کوتوله ی IC 2574 هم شواهدی روشن از فعالیت های شدید ستاره زایی در مناطق صورتی فامش که رنگشان نشانگر گاز برافروخته ی هیدروژن است دارد. درست مانند کهکشان های مارپیچی، مناطق پرآشوب ستاره زایی در IC 2574 هم توسط بادهای ستاره ای و انفجارهای ابرنواختری که مواد را به درون فضای میان ستاره های کهکشان می پراکنند و به ستاره زایی های بیشتر می انجامند، به تلاطم در آمده.
IC 2574 با تنها 12 میلیون سال نوری فاصله از ما، عضوی از گروه کهکشان های M81 است و در صورت فلکی شمالی خرس بزرگ یا دب اکبر دیده می شود. این کهکشان که با نام سحابی کادینگتون نیز شناخته می شود، یک جزیره ی کیهانی دوست داشتنی به گستردگی حدود 50,000 سال نوریست و در سال 1898 توسط ستاره شناس آمریکایی، ادوین کادینگتون شناسایی شد.

واژه نامه:
IC 2574 - spiral galaxy - star cluster - spiral arm - irregular galaxy - dwarf galaxy - star forming activity - hydrogen - stellar wind - supernova - interstellar medium - star formation - M81 group of galaxies - constellation Ursa Major - Coddington's Nebula - island universe - Edwin Coddington

منبع: apod.nasa.gov

ذخیره آب یخزده در قطب جنوب ماه

* یکی از گودال های روی ماه که هدف اصلی کاوش های دانشمندان است، شاید به گونه ی وسوسه انگیزی سرشار از یخ باشد، البته پژوهشگران هشدار می دهند که شاید اصلن هیچ یخی هم در کار نباشد.

این تصویر از برجستگی سایه دار، دهانه ی شکلتون
ماه را نشان می دهد، گودالی همیشه در سایه با پهنای
21 کیلومتر نزدیک قطب جنوب ماه. ساختار درون این
دهانه در رنگ های نمایشی و بر پایه ی داده های به
دست آمده از کاوشگر LROی ناسا نشان داده شده.
این تصویر در 20 ژوئن 2012 منتشر شد.
دانشمندان دهانه ی برخوردی شکلتون که تقریبن درست روی قطب جنوب ماه جای دارد را مورد واکاوی قرار داده اند. این گودال که نامش برگرفته از نام کاوشگر جنوبگان، ارنست شکلتون است، بیش از 19 کیلومتر (12 مایل) پهنا و 3 کیلومتر (2 مایل) ژرفا دارد- تقریبن به ژرفای اقیانوس های زمین.

درون گودال های قطبی ماه تقریبن همیشه در تاریکی قرار دارد و همین آن ها را تبدیل به فضاهایی سرد کرده که از دیرباز پژوهشگران را به این گمان انداخته اند که شاید مقادیر فراوانی آب یخ زده در آن جا نهفته باشد، و در نتیجه نامزدی کلیدی برای کاوش های بشر به شمار می آیند. با این وجود، مشاهدات پیشین گودال های ماه که از مدار ماه و نیز از روی زمین انجام شده، تاکنون به تعبیرهای ضد و نقیضی درباره ی وجود آب در آن نقاط دامن زده است. [ببینید: سایه های هول انگیز در قطب جنوب ماه]

برای نمونه، فضاپیمای ژاپنی کاگویا هیچ نشانه ی آشکاری از یخ درون دهانه ی شکلتون نیافت، ولی کاوشگر LCROSS متعلق به ناسا با بررسی دهانه ی کبوس نزدیک قطب جنوب ماه، دریافت که تا 5 درصد جرم درون این گودال را آب تشکیل داده (خبرش را اینجا بخوانید).

اکنون دانشمندانی که با دقتی بی سابقه، نقشه ی دهانه ی شکلتون را تهیه کرده اند، شواهدی از وجود یخ درون آن یافته اند. مدارگرد شناسایی ماه (LRO) متعلق به ناسا با پرتوی لیزر فروسرخ درون این دهانه را به کلی روشن کرد و میزان بازتابش از آن را اندازه گرفت. کف این دهانه بازتابش بیشتری نسبت به کف دهانه های کناری داشت که نشان از وجود یخ در آن می داد.

نویسنده ی اصلی پژوهش، ماریا زوبر که یک ژئوفیزیکدان در بنیاد فناوری ماساچوست است به SPACE.com گفت: «آب یخزده در مقادیرِ تا 20 درصد یک احتمال مناسب است.»
در بخش نخست این ویدیو، یک پویانمایی از دهانه ی شکلتون می بینید که بر پایه ی داده های مدارگرد شناسایی ماه (LRO) درست شده. بخش بعدی، یک ویدیوی درنگ زمانی (دور تند) است که میزان آفتابگیری این دهانه را در یک روز ماه، برابر با 30 روز زمینی نمایش می دهد. سرعت آن یک فریم در ساعت است. 
با این حال چندان امیدوار نشوید. زوبر می افزاید: «مقدار یخ درون دهانه ی شکلتون شاید هم بسیار اندک باشد، چه بسا در حد صفر.» بخشی از این عدم قطعیت به دلیل چیزیست که پژوهشگران در بقیه ی جاهای دهانه دیدند: کف این گودال نسبتن روشن بود، ولی زوبر و همکارانش مشاهده کردند که بازتابش دیواره هایش از آن هم بیشتر است.

دانشمندان می پنداشتند که اگر یخ با بازتاب بالا بخواهد در جایی از یک دهانه وجود داشته باشد، آن نقطه، کف دهانه است که تقریبن همیشه در تاریکی به سر می برد. ولی در مقایسه، دیواره های دهانه ی شکلتون گاهگاهی نور روز را هم می بینند؛ در نتیجه اگر یخی در آن جا گرد آمده بوده می توانسته بخار شود.

سمت چپ این تصویر دوبخشی، نقشه ی برجستگی
دهانه ی شکلتون را نشان می دهد و سمت راست،
برجستگی سایه دار این دهانه را. ساختار دهانه در
رنگ های نمایشی و بر پایه ی داده های کاوشگر
LROی ناسا نشان داده شده. تاریخ انتشار این
تصویر هم 20 ژوئن 2012 است.
به گمان پژوهشگران، بازتاب از دیواره های این دهانه به دلیل وجود یخ نیست بلکه ناشی از لرزش های سطح است. کره ی ماه با هر بار برخورد یک شهاب سنگ و یا در اثر کشش زمین، لرزشی را تجربه می کند. شاید همین "ماه لرزه ها" باعث شده دیواره های دهانه ی شکلتون "پوست بیندازد": خاک کهنه تر و تیره تر را کنار زده و خاک تازه تر و روشن تر را نمایان سازد.

این که آیا بازتابش و روشنی کف دهانه به دلیل یخ است یا ناشی از عوامل دیگر هم جای پرسش دارد. زوبر می گوید: «"بازتاب پذیری" می تواند نشانگر چیزی دیگر با یا بدون آب یخ زده باشد.» برای نمونه، بازتابش کف دهانه شاید به این دلیل باشد که به نسبت، کمتر در معرض پرتوهای خورشیدی و کیهانی که می توانند به تیره و کدر شدن آن بیانجامند قرار دارد.

زوبر یادآوری کرد که این اندازه گیری ها تنها مربوط بخشی از لایه ی رویی دهانه ی شکلتون به کلفتی یک میکرون است: «پرسش بزرگ تر اینست که در لایه های ژرف تر چه مقدار آب ممکن است نهفته باشد.» وی می افزاید فضاپیمای GRAIL ناسا این احتمال را بررسی خواهد کرد.

پژوهشگران همچنین از این مدارگرد برای نقشه برداری از کف دهانه و دامنه ی دیواره های آن کمک گرفتند. این نقشه ی مکان نگاری (توپوگرافی) به نمایان شدن سازندهای دهانه و بررسی دیگر مناطق ناشناخته ی ماه کمک خواهد کرد.

زوبر می گوید: «ما می خواهیم دیگر دهانه های قطبی ماه را نیز با دقتی همانند این بررسی کنیم. چیزهای بیشتری برای فراگرفتن اینجاست.» این دانشمندان مشروح یافته های خود را در شماره ی 21 ژوئن نشریه ی نیچر منتشر نمودند.

واژه نامه:
crater - moon - Shackleton Crater - south pole - Antarctic - Ernest Shackleton - Earth - Kaguya - NASA - LCROSS - Cabeus Crater - infrared laser - ice - Maria Zuber - Massachusetts Institute of Technology - meteor - moonquake - reflectance - solar radiation - cosmic radiation - GRAIL - topographic map - Nature - LRO - elevation map - relief

منبع: SPACE.com

Blogger template 'Browniac' by Ourblogtemplates.com 2008

بالای صفحه