آیا سیاهچاله ها و سیاره ها به یک روش ساخته می شوند؟

* ستاره شناسان شواهد فراوانی از سیاهچاله های کوچک و سیاهچاله های بزرگ در دست دارند ولی تاکنون شانس اندکی برای ردیابی سیاهچاله هایی با اندازه ی میانگین داشته اند. بر پایه ی ادعای گروهی از پژوهشگران، دلیل این امر آنست که جستجو به دنبال این گونه سیاهچاله ها تاکنون در جاهای نادرستی متمرکز شده بوده است.

اگر می توانستید هر گونه جرمی را در کیهان از نزدیک ببینید (با این پندار که بتوان جلوی مرگ ناشی از یخ زدگی، خفگی، یا تکه تکه شدن بدن در اثر نیروهای هولناک گرانشی را گرفت)، سراغ چه جرمی می رفتید؟ دیدن یک ستاره ی ابرغول پف کرده از نزدیک، یا گشت و گذار درون سحابی کله اسبی چیز سرگرم کننده ای است. ولی شاید بهترین مقصد کیهانی برای گذراندن تعطیلات، یک سیاهچاله باشد. چه چیزی می تواند جالب تر از دهانه ی یک چاه ویل در بافت واقعی کیهان باشد؟
این تصویر یک غول گازی مانند مشتری را نشان می دهد که خندقی در دل قرص گاز و غبار پیرامون یک ستاره کَنده‌است. دانشمندان به تازگی ادعا کرده اند که شاید فرآیند شکل گیری سیاهچاله‌های میان وزن هم می‌تواند یک چنین شکاف هایی در ابرِ گازی پیرامون هسته های کهکشانی به وجود آورد.
ما از وجود سیاهچاله ها آگاهیم. شاید تنها صد میلیون سیاهچاله ی کوچک با جرم یک ستاره در کهکشان راه شیری باشد، و بنا به باور اخترشناسان، در ژرفای اندرون هسته ی هر کهکشانی که یک کوژی مرکزی (توده ی مرکزی) دارد - و نیز چه بسا برخی بدون کوژی- یک هیولای کلان جرم به بزرگی میلیون ها یا حتی میلیاردها خورشید خودمان کمین کرده است. ولی دانشمندان برای وجود سیاهچاله های میان وزن یا IMBHها تنها شواهدی نامستقیم دارند.

ولی نگذارید چنین چیزی برنامه های سفرتان را به هم بزند. به گفته یک گروه از دانشمندان در موزه ی تاریخ طبیعی آمریکا (AMNH) در نیویورک، ستاره شناسان تاکنون به سادگی در جایی نادرست به جستجوی سیاهچاله های میان وزن می پرداخته اند. بیشتر جستجوها به دنبال IMBHها، در خوشه های فشرده ی ستاره ای پراکنده در سراسر کهکشان انجام می شده. اخترشناسان از آن رو بر خوشه های ستاره ای تمرکز کرده بودند که یک سیاهچاله برای رشد و بزرگ شدن نیاز به تغذیه از دیگر اجرام دارد و این خوشه ها نمایانگر منبعی سرشار از خوراک برای آن هاست. ولی گرچه شاید این خوشه ها فشرده باشند، باز هم کلی فضای تهی دارند. برخوردهای درون آن ها - که می تواند شانسی برای تغذیه ی سیاهچاله ها فراهم کند - نسبتن کمیاب است.

پس برخورد کجاها بیشتر رخ می دهد؟ بری مک کرنان (AMNH / CUNY)، یکی از نویسندگان مقاله ی تازه که روز 10 ژوییه در نسخه ی آنلاین ماهنامه ی انجمن سلطنتی اخترشناسی منتشر شد، می گوید که IMBHها می توانند پیرامون سیاهچاله های غول پیکر در دل کهکشان ها شکل بگیرند، بسیار همسان با شکل گیری سیاره ها پیرامون ستارگان جوان.

غول های گازی همچون مشتری احتمالن با فروکشیدن مواد از حلقه ی خرده ریزهای پیرامون خورشیدهای نوپای مادریشان ساخته می شوند. با گذشت زمان، آن ها پرجرم و پرجرم تر می شوند و می توانند گاز و غبار بیشتری را از این قرص بقاپند، تا جایی که دیگر چیزی برای بلعیدن نماند. به گفته ی گروه مک کرنان، سیاهچاله ها هم می توانند همین شیوه را در پیش گرفته و اجرا کنند. سیاهچاله های کوچک تر و ستاره وزنی که در قرص پیرامون یک سیاهچاله ی ابَرپرجرم گیر افتاده باشند می توانند با فروکشیدن ستارگان و دیگر اجرامی که به گرد هیولای مرکزی می چرخند، رشد کرده و به سیاهچاله های میان وزن تبدیل شوند. به برآورد گروه دانشمندان، این رویه در پایان می تواند بسیار کارآمدتر از شکل گیری درون یک خوشه ی ستاره ای باشد.

مردخای مک لو (AMNH)، یک کارشناس فرگشت سیاره ای که به طور مستقیم در این پژوهش یا در یک سال آخری که گروه دانشمندان طی آن، نخستین بار این سناریو را گمانه زدند، نقش نداشت می گوید: «همسانی میان شکل گیری سیاره ها و رشد سیاهچاله ها مدل IMBH را امکان پذیر می سازد. همه چیز به یک گونه رخ می دهد، تنها اندازه ها فرق می کند.»

مک کرنان می گوید که نکته ی کلیدی این مدل، ابر فشرده ی چرخان گرداگرد این ابَرسیاهچاله هاست، بسیار همانند آب آلوده ای که دور چاهک وان می چرخد. گاز به همه ی اجرام شناور درونش فشاری وارد می کند و این باعث می شود سرعت همه ی آن اجرام تقریبن به یک اندازه شده و در مدارهای دایره ای یکسانی بچرخند. به گفته ی وی، این یکنواختی نه تنها به برخوردهای بیشتری میان اجرام و IMBHهای رو به رشد درون قرص می انجامد، بلکه خود سیاهچاله هم می تواند از گاز درون قرص تغذیه کند. با چنین روزیِ فراوانی، جوانه ی سیاهچاله به تندی رشد کرده و به یک IMBH یا سیاهچاله ی میان وزن تبدیل می شود.
این تصویر از MCG-6-30-15، یکی از کهکشان هایی که دانشمندان بر آنند تا برای یافتن سیاهچاله های میان وزن آن را بکاوند است و سیاهچاله ی ابرپرجرم مرکزی این کهکشان را نشان می دهد. به نظر پژوهشگران، IMBHهایی که در چرخش مارپیچی به سوی هسته‌ ی کهکشان کشیده می شوند، می توانند امواج گرانشی پدید آورده و به سراسر کیهان بگسیلند.
مشاهده ی شواهد تجربی برای این سناریو در آینده هم می تواند شباهتِ این پدیده با پدیده ی شکل گیری منظومه های سیاره ای را تایید کند. هنگامی که یک سیاره همه ی موادی که می توانست در طول مدارش گرد آورد را جمع کرد، شکافی در قرص پیرامون ستاره ی میزبانش پدید خواهد آورد، مانند خندقی دور یک دژ. این شکاف گواهیست بر وجود یک سیاره ی جوان. گروه مک کرنان بر آنند که به دنبال شکاف هایی همانند این - البته بسیار بزرگ تر- درون قرص پیرامون سیاهچاله های ابرپرجرم بگردند. آن ها چند هدف بیشتر در ذهن ندارند، از جمله MCG-6-30-15، یک کهکشان در فاصله ی حدود صد میلیون سال نوری در صورت فلکی قنطورس. به گفته ی مک کرنان، یک شکاف نزدیک هسته ی این کهکشان، ردی آشکار و متمایز بر روی طیف نور کهکشان به جا خواهد گذاشت. این نشانه ایست که گروه دانشمندان امیدوارند با دستگاه هایی مانند تلسکوپ پرتو ایکس ژاپنی آسترو-H پس از راه اندازی آن در سال 2014 بیابند.

همچنین شاید این سیاهچاله های میان وزن به دانشمندان کمک کنند گره از راز امواج گرانشی - چین و شکن هایی در فضا-زمان که توسط اجرام شتابنده پدید می آید - بگشایند. شواهد بسیار خوب و دقیق از وجود چنین امواجی در دست است، ولی تا امروز به هیچ وجه مستقیمن دیده نشده اند. مک کرنان اشاره می کند که مانند بسیاری از "بچه سیاره ها"، برخی از IMBHها هم به درون و رو به سوی جرم مادری خود خواهند کوچید، و شماری از آن ها نیز سرانجام با سیاهچاله ی ابرپرجرمی که به گردش می چرخند برخورد خواهند کرد. یک IMBH درست پیش از چنین برخوردی تبدیل به یکی از نیرومندترین چشمه های امواج گرانشی در آسمان خواهد شد. اگر مدل تازه درست باشد، این شاید بدان معنا باشد که پروژه های کنونی و آینده ای که به دنبال چنین پدیده هایی می گردند (مانند LIGO و eLISA-NGO)، شاید سرانجام شانس آشکار ساختن آن ها را به دست آورند.

و بی شک، همیشه امیدی برای دیدن چیزی که با پیش بینی های گرانشی انیشتین سازگار نیست وجود دارد. نسبیت عام در یک سده ای که پدید آمده تاکنون بی وقفه پشتیبانی شده و تاب آورده است ولی ستاره شناسان تازه برنامه هایشان برای آزمودن این نظریه در محیط های خشن گرانشی پیرامون ابرسیاهچاله ها را آغازیده اند. به گفته ی مک کرنان: «اگر چیزی ژرف تر از نسبیت عام وجود داشته باشد، یک راه عالی برای جستجوی آن، IMBHهاییست که در حال ادغام با سیاهچاله های ابرپرجرمند.»

در همین زمینه: 
* خوراک هیولا می رسد: برای نخستین بار، فرو رفتن یک ابر به درون یک سیاهچاله دیده می شود  
* همچون پروانه ای که به سوی شمع می رود: جریان گاز به سوی یک سیاهچاله
* سیاهچاله مرکزی کهکشان راه شیری دستکم روزی یک سیارک می بلعد
* جنگ و گریز در مرکز کهکشان
* مرگ و فروپاشی سیارات در نزدیکی ابرسیاهچاله ها
* حلقه ای پیرامون یک ستاره که پرسش هایی تازه پیش کشیده
* کشف نخستین قرص یخ فراخورشیدی

واژه نامه:
gravitational force - supergiant star - Horsehead Nebula - black hole - Milky Way - galaxy - central bulge - Sun - intermediate-mass black hole - IMBH - American Museum of Natural History - stellar cluster - Barry McKernan - AMNH - CUNY - Monthly Notices of the Royal Astronomical Society - planet - Gas giant - Jupiter - supermassive black hole - Mordecai Mac Low - planetary evolution - moat - castle - MCG-6-30-15 - constellation Centaurus - galactic core - spectrum - Astro-H - X-ray - middleweight black hole - gravitational wave - spacetime - LIGO - eLISA-NGO - Einstein - General relativity

منبع: skyandtelescope

"هفت دقیقه وحشت" پیش روی ما

یک هفته ی دیگر در چنین هنگامی، احتمالن یا یک کاوشگر روباتیک تازه و شگفت انگیز بر روی سطح بهرام جای گرفته یا توده‌ی تازه ای از زباله!
همه ی این ها بستگی به این دارد که در چند دقیقه ی پس از رسیدن فضاپیمای "آزمایشگاه علمی بهرام" (MSL) به این سیاره و تلاش آن برای در آوردن خودروی کنجکاوی از مدار و جای دادن آن بر سطح بهرام، چیزهای بسیاری به درستی انجام شود.
این فرود که بی شک پیچیده ترین فرودیست که تاکنون بر روی سیاره ی سرخ انجام گرفته، عبارت از رویدادهای پشت سر هم و با دقتی است که در آن از یک سپر گرمایی، یک چتر نجات، چندین عملیات موشکی، و عملیات خودکار یک دستگاه غیرمعمول به نام بالابر هوایی بهره گرفته می شود.
در این باره اینجا به طور کامل خواندید: * گام به گام با "کنجکاوی" به هنگام فرود بر سطح بهرام
این "هفت دقیه ی وحشت" - که در ویدیوی تماشایی بالا نمایانده شده - از حدود ساعت 5:24 بامداد روز دوشنبه، 6 اوت به وقت جهانی یا یکشنبه شب، 5 اوت به وقت باختر آمریکای شمالی آغاز می شود.
تصویر بزرگ تر را اینجا ببینید
اگر همه چیز به خوبی و پیروزمندانه پیش برود، بهرام نورد کنجکاوی با اندازه ای برابر با یک خودرو، بر روی سطح بهرام استراحتی خواهد کرد و به زودی کاوش گودال گیل (Gale Crater) را خواهد آغازید تا زیست پذیری این جهانِ به ظاهر برهوت را در گذشته، اکنون، و آینده بهتر بسنجد.
گرچه شاید چندین رسانه به پوشش این رویداد بپردازند، ولی یکی از راه های پیگیری و تماشای رخدادهای این فرود، پخش زنده ی آن در وی به وسیله ی شبکه ی ناسا می باشد. 

در این باره بیشتر بخوانید:

واژه نامه:
Mars - pile of junk - Mars Science Laboratory - Curiosity rover - orbit - red planet - heat shield - parachute - rocket maneuvers - Sky Crane - Seven Minutes of Terror - Universal time - Gale Crater - habitability - NASA channel

منبع: apod.nasa.gov

خاکستر و آذرخش بر فراز یک آتشفشان

چرا فوران آتشفشان خوش منظره ی ایسلند در سال 2010 این همه خاکستر پدید آورد؟
گرچه توده ی گسترده ی دود و خاکستر این آتشفشان از نظر انبوهی و فراوانی، بی همتا نبود ولی به ویژه از این لحاظ شایان توجه بود که به سوی مناطق پرجمعیت کشیده شد.
آتشفشان ایافیاتلایوکوتل (Eyjafjallajökull) در جنوب ایسلند در 20 مارس 2010 فورانش را آغازید و در 14 آوریل 2010 هم یک فوران دیگر از سوی آن زیر مرکز یک یخچال کوچک به پا شد. هیچ یک از این فوران ها به گونه ای غیرعادی نیرومند نبودند. ولی فوران دوم بخش زیادی از یخ یخچال را آب کرد که سپس سرد شد و گدازه ها را به شکل تکه های شیشه ای ریگ دار در آورد. این ذرات سپس به همراه یک توده ی آتشفشانی بالا رفتند.
در تصویر بالا که طی فوران دوم گرفته شده، برق آذرخش ها خاکستری که از آتشفشان ایافیاتلایوکوتل بیرون می زند را روشن نموده است.

واژه نامه:
Iceland - ash - Eyjafjallajökull - volcano - glacier - glacial ice - lava - lightning bolt

منبع: spod.nasa.gov

تپ اختری که سکسکه می کند!

* معمولن یک "نقص" جای تعریف و ستایش ندارد. ولی اگر این نقص در یک گونه تپ اختر کمیاب
دیده شود، همچون طلا چشم ها را خیره می سازد.

یک "نقص" (گلِس، glitch) که به گم شدن و دوباره پیدا شدن تپ اختر J1838-0537 انجامیده بود، این تپ اختر را در میان ارزشمندترین گونه‌ی این ستارگان جای داد. نقص این تپ اختر - تغییری نامنتظره در سرعت چرخش آن که در سال 2009 روی داد - بزرگ ترین یافته ایست که تاکنون در این گونه ی بسیار کمیاب تپ اختر دیده شده، تپ اختری که به دلیل پرتوهای گامای به شدت پرانرژیش ردیابی می شود نه به وسیله ی امواج رادیویی کم انرژی تر آن.

«شمار بسیار کمی از تپ اختران چنین نقص هایی را به نمایش می گذارند.» این را هولگر پلش از بنیادهای ماکس پلانک برای فیزیک گرانشی و اخترشناسی رادیویی می گوید که یافتن J1838-0537 به رهبری او انجام شد.

بررسی تپ اخترانِ دارای ایرادی مانند J1838-0537 می تواند به ما دیدگاهی از برخی ویژگی های شگفت انگیز فیزیکی درون تپ اخترها بدهد، از ابرشاره های بدون اصطکاک و شگرفی که درون هسته هایشان نهفته تا ابرلرزه هایی که ممکن است در پوسته شان رخ بدهد. و همچنین می تواند راهی نوین برای بررسی ماده ی بی نهایت چگال، که وجودش روی زمین ناممکن است بگشاید.
تپ اختر پرتو گاما یک ستاره ی نوترونی چگال است که ذرات باردار را در میدان مغناطیسی نیرومندش تا حد سرعت های نسبیتی شتاب می بخشد. چرخش تپ اختر به گسیلش پرتو گاما (رنگ بنفش) بسیار بالاتر از سطح بقایای فشرده ی ستاره می انجامد، در حالی که پرتوهای رادیویی (رنگ سبز) از فراز قطب های مغناطیسی می تابند به گونه ای که در فضا یک مخروط می سازند. با چرخش ستاره، این مناطق گسیلشی هم در راستای خط دید ما فضا را درنوردیده و می روبند (جاروب می کنند) و این باعث می شود تابش تپ اختر از نظر ما متناوب و دوره ای دیده شود. 
در ژوییه ی 2012 یک تپ اختر غیرعادی سکسکه کننده یافته شد که سرعتش کمی بالا رفته بود و این باعث شده بود که دانشمندان آن را از سال 2009 تاکنون گم کنند.   تصویر بزرگ تر
ساعتی که خوابید
یافتن J1838-0537 در آغاز آسان نبود. گروه پلش با بهره از یک شیوه ی نوین بررسی داده ها که در اصل برای آشکارسازی امواج گرانشی طراحی شده بود، داده های به دست آمده از تلسکوپ فضایی پرتو گامای فرمی را به امید یافتن تپ اخترهایی که پیش از این دیده نشده بودند کاویدند.

تاکنون 2000 و اندی تپ اختر شناسایی شده که بیشتر آن ها امواج رادیویی می گسیلند. از هنگام آغاز به کار ماهواره ی فرمی، ستاره شناسان دریافته اند که 60 تای این تپ اخترها افزون بر موج رادیویی، پرتوهای گاما نیز می گسیلند. 30 تای دیگر هم به نظر می رسد تنها پرتوی گاما می تابند. این همان گونه تپ اختری بود که پلش و گروهش به دنبالشان بودند.

آنان سال گذشته 9 تا از این تپ اخترها را یافتند. و اکنون یک مورد تازه ی دیگر پیدا کرده و به فهرست افزوده اند. ولی پیش از این که آن را در پرونده بگنجانند باید دریابند کجا پنهان شده بوده است.

تپ اخترها به دلیل چرخش منظمشان، زمان نگهدارهای کیهانی قابل اعتمادی می باشند. ما از آن روی این چرخش منظم را می‌توانیم ببینیم که میدان مغناطیسی نیرومند این ستارگان باعث شتاب گرفتن ذرات روی سطحشان شده تا جایی که این ذرات باریکه ای از تابش در راستای محور میدان مغناطیسی می گسیلند. با چرخش تپ اختر، این باریکه ی پرتو هم می چرخد و در هر دور یک بار به چشم ما می رسد، چیزی بسیار شبیه یک فانوس دریایی (تصویر متحرک و ویدیوی پایین را ببینید).

رازناکی درخشان
منبع عکس
تپ اختر J1838-0537 هنگامی که در سال 2009 از دیده ها پنهان شد، منظم و همانند چرخ های یک ساعت می چرخید، هفت دور در ثانیه. سرانجام پلش و گروهش بر آن شدند تا آن را دوباره در میان داده ها پیدا کنند و هنگامی که این کار را کردند، دلیل ناپدید شدنش را به روشنی دریافتند.

این تپ اختر کمیاب در واقع سرعت چرخش خود را تا حدود 38 میلیونیوم هرتز سریع تر از پیش کرده بود. از آن جایی که اخترشناسان برای ردیابی تپ اخترها به نظم چرخش آن ها تکیه می کنند، این بالا رفتن سرعت باعث شده بود ردش را گم کنند و "ظاهرن" ناپدید شود.

این شاید جهش بزرگی نبود ولی بیشترین افزایشی بود که تاکنون در این گونه تپ اخترها دیده شده است. این جهش باعث شد تپ اختر J1838-0537 تا حدود 1 سال از دیده ها پنهان شود - که معنایش اینست که این تپ اختر می تواند از آنچه می دانیم هم رازآلودتر باشد. پلش می گوید: «آنچه در این میان تپ اختر انجام داده هنوز نامعلوم است.» - شاید سرعت چرخش آن در آغاز از آن چه می‌اندیشیم هم بیشتر بوده، یا حتی شاید این یکی از چندین نقصش بوده.

دلیل این نقص نامعلوم است. یک توضیح می تواند "اخترلرزه" باشد. گمان می رود این آشفتگی های اسرارآمیز در اثر فشار وارد بر پوسته ی تپ اختر باشد که ریشه در میدان های مغناطیسی نیرومند درونش دارند.

قلب افراطی
دلیل دیگر این نقص می تواند در اثر این باشد که ابرشاره ی بدون اصطکاک درون تپ اختر دارای چرخشی سریع تر از پوسته‌ی جامد آن است. هنوز نمی توان داوری کرد، زیرا نقص های بسیار کمی تاکنون دیده شده.

بررسی چنین نقص هایی می تواند به ما دیدگاهی از کارکرد کمتر شناخته شده ی تپ اخترها بدهد و چنانچه پلش می گوید :«این امکان را به ما بدهد که به درون دل واقعی این ماشین های بسیار نیرومند بنگریم.» این در زبان اخترفیزیک و همچنین برای رفتار بنیادین ماده در شرایط شدید چیز جالبی است. به گفته ی پلش: «پدید آوردن این شرایط روی زمین ناشدنی است.»

واژه نامه:
pulsar - lighthouse - J1838-0537 - gamma-ray - radio wave - Holger Pletsch - Max Planck Institute - core - starquake - crust - Earth - Fermi Gamma-ray Space Telescope - magnetic field axis - superfluid

منبع: newscientist

نمایش های شهابی در حال آغاز شدن است

دیشب، "شبکه ی آتشگوی های سراسر آسمان" متعلق به ناسا 17 شهاب به روشنی سیاره ی ناهید را ردیابی کرد. در نمودار زیر، مدارهای این شهابگون ها دیده می شوند. سرعت ها بر پایه ی رنگ آن ها و خود سیاره ی زمین هم به شکل ستاره ی به رنگ سرخ نشان داده شده:
مدارهای سبزرنگ مربوط به دنباله دار ماخهولز یا 96P/Machholz می باشد که سرچشمه ی بارش شهابی سالانه ی دلتا دلوی است. گرچه این بارش یک بارش اندک و جزییست ولی سرشار از سود است. برخی از پژوهشگران بر این باورند که دنباله دار ماخهولز از یک منظومه ی ستاره ای دیگر آمده و [بنابراین] هر شهاب دلتا دلوی که در آسمان شب فرو می پاشد، می تواند موادی از گستره ی کهکشان را در لایه ی بالایی جو زمین پخش کرده و به جا بگذارد.

بارش دلتا دلوی در 28 و 29 ژوییه به اوج خود می رسد که به چشمداشت پیش بینی کنندگان، شمار شهاب ها در آن هنگام به 15 شهاب در هر ساعت خواهد رسید. در هر جا که زندگی کنید، بهترین زمان برای تماشای این بارش در ساعت های تاریک پیش از سر زدن آفتاب شنبه و یکشنبه خواهد بود، هنگامی که ماه غروب کرده و صورت فلکی دلو نسبتن به بالای آسمان رسیده است.

مدارهای آبی رنگ عمدتن نمایانگر شهاب های برساووشی می باشند. بارش شهابی برساووشی تا 12-13 اوت به اوج نمی رسد، ولی زمین دیگر به حاشیه ی منطقه ی خرده های به جا مانده از دنباله دار مادری آن، یعنی دنباله دار سویفت-تاتل (109P/Swift-Tuttle) وارد شده است. تا نیمه های ماه اوت، شمار شهاب های این بارش به 100 شهاب در هر ساعت خواهد رسید. به عبارت دیگر، نمایش تازه دارد آغاز می شود.

آسمانتان ابریست؟ پس به رادیوی Space Weather گوش دهید تا صدای بازتاب راداری شهاب ها را بشنوید.

واژه نامه:
NASA - All Sky Fireball Network - Venus - meteor - meteoroid - Earth - Comet - 96P/Machholz - delta Aquarid - meteor shower - star system - galaxy - atmosphere - constellation Aquarius - Perseid - meteor shower - 109P/Swift-Tuttle

منبع: spaceweather

مسیر اشتباه در آسمان

ناهید درخشان و مشتری تابناک هنوز هم پیش از سپیده دم با یکدیگر دیده می شوند.
در این تصویر همنهاده که در بامداد 26 ژوییه و از رشته نماهایی با نوردهی بلند درست شده، آب های آرام ساحل یک خانه ی کوچک کنار دریاچه نزدیک اشتوتگارت آلمان، کمان دلپذیری که از رد این سیاره ها درست شده را باز می تاباند.

ردهای هم مرکز این دو شبچراغ آسمانی به همراه رد ستارگان، بازتابی از چرخش زمین به گرد محورش می باشند و در این چشم انداز آسمان بامدادی، یک نمای جداگانه ی پایانی هم به نوردهی ها افزوده شده تا در انتهای هر یک از ردها، خود ستاره ها و سیاره ها نیز دیده شوند.

ناهید که به آسانی تشخیص داده می شود، درخشان ترین کمان را ساخته و نزدیک درختان پای افق دیده می شود. کمان مشتری بالای آنست، نزدیک میانه ی عکس، به همراه خوشه ی جمع و جور ستارگان پروین و خوشه ی V شکل قلایص که ستاره ی پرنور دبران را کنار خود دارد.

ولی انگار مسیر یکی از ردها اشتباه است.
این رد که با دیگر ردها هم مرکز نیست و چرخش زمین را هم نمی نمایاند، رد ایستگاه فضایی بین المللی است که در لبه ی سمت راست این نما دیده می شود و همچنان که در مدارش به گرد سیاره ی زمین می چرخد، در نور خورشید نیز غرق شده است.

واژه نامه:
Venus - Jupiter still - lakeside house - exposure - planet - Earth - axis - concentric trails - Pleiades star cluster - Hyades - star - Aldebaran - International Space Station

منبع: apod.nasa.gov

اودیسه برای دیدبانی فرود "کنجکاوی" سر قرار می رسد

* اگر عملیات تغییر جایگاه انجام نمی شد، اودیسه حدود دو دقیقه پس از نشستن کنجکاوی بر سطح بهرام
به بالای نقطه ی فرود می رسید.

دانشمندان ناسا با پیروزی جایگاه مداری فضاپیمای مدارگرد اودیسه ی بهرام (مریخ) را تنظیم کردند تا برای تایید بی درنگ فرود خودروی کنجکاوی در ماه اوت، در موقعیت بهتری قرار گیرد.
در این نمای هنری، فضاپیمای اودیسه ی
بهرام ناسا از فراز جنوبگان بهرام می گذرد.
این فضاپیما از 24 اکتبر 2001 تاکنون در
حال گردش به دور بهرام است.

خود فضاپیمای آزمایشگاه علمی بهرام (MSL) متعلق به ناسا که کنجکاوی را با خود می برد، به هنگام ورود به جو بهرام، داده ها و اطلاعات محدودی را می‌تواند یکراست به زمین بفرستد. ولی پیش از فرود، سیاره ی زمین از دید این فضاپیمای در حال فرود، به زیر افق بهرام می رود و این مسیر سرراست ارتباطی را قطع می کند. اودیسه می تواند این فرآیند ارتباط را به صورت غیرمستقیم پی گرفته و سرعت ببخشد.

ناسا طی یک نشست خبری که در 16 ژوییه برگزار شد گزارش داد اودیسه، که ناسا در آغاز قرار بود به وسیله ی آن یک ارتباط تقریبن زنده با کنجکاوی برقرار کند، در 11 ژوییه وارد حالت امن (safe mode) شده است. این وضعیت بر کارکرد ارتباطاتی اثر می گذارد، ولی بر فرود و نشستن کنجکاوی تاثیری نخواهد داشت. اگر عملیات تغییر جایگاه انجام نمی شد، اودیسه حدود دو دقیقه پس از نشستن کنجکاوی بر سطح بهرام به بالای نقطه ی فرود می رسید. 
(در این زمینه، این مطلب رابخوانید: چند روز بیشتر به فرود بر سطح بهرام نمانده)

روز 24 ژوییه، یکی از موتورهای پیشران اودیسه به مدت حدود 6 ثانیه روشن شد و با وارد کردن تلنگری، نزدیک به 6 دقیقه آن را در مدارش به پیش برد. اکنون این مدارگرد کارکرد طبیعی دارد و [با رسیدن به موقع بر سر قرار،] پیام تایید فرود کنجکاوی از سوی آن در آغاز روز 6 اوت به وقت خاور آمریکا به زمین خواهد رسید، طبق برنامه ریزی انجام شده.

گیلون مک اسمیت از آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا در پاسادنای کالیفرنیا می گوید: «داده هایی که ما در حال دریافتیم نشان می دهد که عملیات جابجایی طبق برنامه پیش رفته و کامل شده است. اودیسه بیش از هر فضاپیمای دیگری کنار بهرام کار کرده پس بجاست که نقشی ویژه در پشتیبانی از این تازه ترین میهمان داشته باشد.»

دو مدارگرد دیگر بهرام، مدارگرد شناسایی بهرام متعلق به ناسا و مارس اکسپرس متعلق به آژانس فضایی اروپا نیز به هنگام فرود MSL، در جایگاه مناسب برای دریافت پیام های رادیویی گسیلیده از آن خواهند بود ولی کارکرد آن ها به گونه ایست که پیام ها را نگه می دارند و آن ها را دیرتر به زمین می فرستند؛ تنها اودیسه است که می تواند پیام ها را بی درنگ به زمین بگسیلد.


واژه نامه:
NASA - Mars Odyssey - Curiosity rover - Mars Science Laboratory - MSL - Earth - Mars - safe mode - repositioning maneuver - thruster - Gaylon McSmith - Jet Propulsion Laboratory - Mars Reconnaissance Orbiter - European Space Agency - Mars Express

منبع: astronomy.com

تلسکوپی برای دریافت پرانرژی ترین پرتوها

تلسکوپ "سامانه ی پرانرژی برجسته نما" (H.E.S.S. II) که بزرگ ترین تلسکوپ از گونه ی خود می باشد، در پیش زمینه ی این تصویر قد برافراشته است. این تلسکوپ که در راستای افق کج شده، چشم انداز بیابان نامیبیا را به شکل وارونه در آینه ی تکه تکه اش با بلندی 32 متر و پهنای 24 متر - برابر با دو زمین تنیس- باز تابانده است.
H.E.S.S. II در 26 ژوییه نخستین نور را دریافت کرد و این آغاز کارش برای کاوش کیهان در انرژی های بسیار بالا بود. جو نگاهبان و پرورنده ی زمین برای بیشتر تلسکوپ های روی زمین و عدسی ها و آینه هایشان مزاحمت پدید می آورد: تصاویر آن‌ها را مات کرده و می پراکند و نور را در می آشامد (جذب می کند). ولی تلسکوپ H.E.S.S. II یک تلسکوپ چرنکوف است که برای آشکارسازی پرتوهای گاما - فوتون هایی با انرژی 100 میلیارد برابر فوتون نور دیدنی - طراحی شده و در واقع برای کار نیازمند جو هم هست.
با برخورد پرتوهای گاما به لایه های بالایی جو، بارشی از ذرات پرانرژی در هوا به راه می افتد. یک دوربین عکاسی بزرگ در نقطه ی کانونی آینه، درخشش های کوتاه مدت نور دیدنی، که به نام تابش چرنکوف شناخته می شود و توسط بارش این ذرات هوا پدید می آید، را با جزییات ثبت می کند.
تلسکوپ H.E.S.S. II در هماهنگی با آرایه ای از چهار تلسکوپ چرنکوف 12 متری دیگر کار می کند تا با هم بتوانند از بارش ذرات هوا، تصاویر برجسته نمای چندگانه ای تهیه کنند و آن ها را با انرژی ها و جهت های پرتوهای گامای کیهانی ربط دهند.

در همین زمینه: * جادو و رد ستارگان 

واژه نامه:
High Energy Stereoscopic System - H.E.S.S. II - telescope - Namibian desert - tennis court - Earth - atmosphere - cherenkov telescope - gamma rays - photon - cherenkov light - cosmic gamma ray

منبع: apod.nasa.gov

آموزش ساخت ساعت آفتابی

* ساعت های آفتابی به گونه ای شگفت آور ساده، ولی در عین حال کارآمد می باشند. این ابزارها می توانند تنها
میله هایی کاشته شده در زمین باشند یا دستگاه های ماشینی شگفت انگیز و دقیق چندین هزار دلاری. 

* طرحی که اینجا نشان داده شده را می توان در عرض چند دقیقه از موادی که دور و برتان در خانه پیدا می شود
ساخت، گرچه به گونه ی شگفتی دقیق است.

نخست، یکی از فایل های PDF زیر را دریافت کرده و چاپ (پرینت) کنید:
(برای این کار نیاز به نرم افزار آکروبات ریدر خواهید داشت)
ساعت های آفتابی را باید با توجه به عرض جغرافیایی تقریبی خود تنظیم کنید: این که در چه فاصله ای از جنوب یا شمال خط استوا قرار دارید. اگر عرض جغرافیاییتان را نمی دانید، می توانید در بیشتر نقشه ها آن را بیابید، یا این که به یکی از این تارنماها بروید:
U.S. Census Bureau (تنها برای آمریکا)

در طول پاییز و زمستان، خورشید از زیر
صفحه ی ساعت به بالا می تابد و سایه ی
مداد از پشت کاغذ دیده می شود.
چیزی که چاپ کرده اید را در جهتی که روی آن نشان داده شده بچینید و تا بزنید. شاید اگر دو نگارش (کپی) داشته باشید، بتوانید روی یکی کار کنید و همزمان، جهت ها را روی دیگری بخوانید. تنها بخش دشوار، فرو کردن مداد در مرکز دایره ی کوچک است. چرخاندن مداد به هنگام فرو کردن آن می تواند کار را ساده تر کند.

در پایان این مرحله، مداد می بایست عمود بر صفحه ی ساعت آفتابی (نه عمود بر پایه) باشد. اگر مداد خواست بیفتد، همه چیز را با چسب محکم کنید و کل ساعت را بر روی یک کاغذ دیگر (و یا از آن هم بهتر) روی یک تکه مقوا بچسبانید. چسباندن ساعت آفتابی به روی تکه ی مقوا، جابجا کردن آن را هم ساده تر می کند. جعبه های برشتوک مقوای زیادی دارند.

نوک مداد را رو به شمال قرار دهید؛ البته اگر در نیمکره ی جنوبی زندگی می کنید، رو به جنوب. می توانید از یک قطب نما یا یک نقشه برای تعیین جهت درست کمک بگیرید، و یا تنها می توانید جهت ساعت آفتابی را با ساعتتان هماهنگ کنید (اگر ساعت منطقه تان برای صرفه جویی در نور روز تغییر کرده، ساعتتان را یک ساعت -hour- عقب ببرید). سپس به تغییرات سایه ی روی ساعت آفتابی در طول روز و در پی جابجایی خورشید از خاور به باختر نگاه کنید.

در طول بهار و تابستان، خورشید رو به پایین
بر صفحه می تابد و سایه ی مداد بر سطح
رویی صفحه می افتد.
این طرح به نام ساعت آفتابی استوایی خوانده می شود زیرا سطحی که شماره روی آنست، با استوای زمین همراستا (موازی) می باشد. آسان ترین زمان کاربرد آن در آغاز زمستان یا آغاز تابستان است، و سخت ترین زمان هم نزدیک اعتدال ها (برابران فصلی) حدود 20 مارس (یکم فروردین- نوروز) و 23 سپتامبر (یکم مهرماه) می باشد.

روش کار ساعت های آفتابی استوایی
رایج ترین طرح ساعت های آفتابی، ساعت های آفتابی افقی هستند که دارای صفحه ای همراستا با سطح زمین می باشند (از همان ها که اغلب در فروشگاه های باغبانی پیدا می شود). ساعت های آفتابی افقی شیوه ی کاربردشان آسان است ولی طراحی و ساختشان دشوار بوده و نیاز به مهارت دارد.

مدلی که اکنون ساخته اید به این دلیل ساعت آفتابی استوایی نامیده می شود که صفحه اش همراستا با استوای زمین است. از دیدگاه مفهومی، این طرح، ساده ترین است ولی یک ایراد کاربردی دارد. بسته به فصل، سایه ی مداد ممکن است بالا یا پایین صفحه بیفتد. کاغذ، جسمی نیمه شفاف است، از همین رو سایه حتی زمانی که روی بخش زیرین آن بیفتد هم به راحتی دیده می شود. ولی اگر صفحه به جای کاغذ از فلز ساخته شود، بسیار به درد نخور خواهد بود.

نزدیک اعتدال‌ها (برابران)، حدود ۲۰ مارس
و ۲۳ سپتامبر (یکم فروردین و یکم مهر)،
پرتوی خورشید از لبه بر صفحه می تابد و
سایه ی مداد تنها در بیرون صفحه شکل
می گیرد.
برای این که ببینید این ساعت چگونه کار می کند، نخست در ذهن خود چنین گمان کنید که در قطب شمال یا جنوب زندگی می کنید. در این صورت، تکه چوبی که عمودی در زمین فرو شده باشد هم می تواند یک ساعت آفتابی افقی باشد و هم یک ساعت آفتابی استوایی - هر دو گونه ساعت در آن جاها یکسان خواهند بود.

در قطب به هنگام بهار و تابستان، خورشید هر روز یک 360 درجه ی کامل به گرد شما خواهد چرخید و در همه ی زمان ها هم در یک بلندی (فاصله) از افق جای دارد. سایه ی چوب دقیقن همانند عقربه ی ساعت شمار در یک ساعت "24 ساعتی" کار می کند؛ در تمام طول روز درازایش یک اندازه است و با سرعتی یکنواخت هم حرکت می کند. به هنگام پاییز و زمستان، خورشید هرگز طلوع نمی کند و ساعت آفتابی شما بی فایده خواهد بود. ولی هوا سردتر از آنست که دیگر اهمیتی به آن بدهید!

مدادی که در ساعت آفتابیتان به کار برده اید، در قطب ها همراستا با این تکه چوب است و صفحه ی ساعت نیز همراستا با سطح زمین. بنا براین سایه ی مداد در قطب دقیقن مانند سایه ی تکه چوب رفتار می کند، به جز این که [در منطقه ی غیر از قطب -م] سایه اش حتی در زمستان هم دیده می شود. دلیلش اینست که بر خلاف سیاره ی ما، ساعت آفتابی توخالیست و نور خورشید می تواند از زیر آن هم به بالا بتابد.
یک ساعت آفتابی افقی در هانوور آلمان-
تصویر بزرگ تر

آیا ساعت آفتابیتان آن گونه که می خواستید، دقیق کار نمی کند؟ این شاید تا حدی به دلیل مشکلات ساخت باشد. کاغذ چندان سخت پای (صلب) نیست و هر چقدر هم با دقت آن را تا زده باشید، ساعت آفتابی به درستی شکل نمی گیرد. ولی دلیل های بنیادین تری نیز برای این موضوع که چرا ساعت های آفتابی و معمولی زمان را یکسان به ما نمی گویند وجود دارد. برای آگاهی بیشتر، این نوشته ی تارنمای skyandtelescope را بخوانید.

این ها را هم بخوانید:

واژه نامه:
Sundial - latitude - equator - pencil - perpendicular - Cereal - cardboard - Southern Hemisphere - compass - watch - daylight-saving time - shadow - Sun - equatorial sundial - Earth - midwinter - midsummer - equinox - horizontal sundial - garden store - translucent - metal - North Pole - South Pole - hour hand - planet

منبع: skyandtelescope

پلی از مغناطیس روی خورشید

لکه های خورشیدی AR1528 و AR1529 دور از هم به نظر می رسند. فاصله ای بیش از 200,000 کیلومتر آن دو را روی سطح خورشید از هم جدا می کند. با این حال، توسط پلی لوله ای ساخته شده از مغناطیس به یکدیگر پیوسته اند. رصدخانه ی دینامیک خورشیدی ناسا (SDO) این ساختار گسترده و غول پیکر را در 24 ژوییه به تصویر کشید:
این تصویر در نهایت فرابنفش ثبت شده و تابش پلاسمای داغی که درون پل است را می نمایاند. مواد می توانند درون این لوله به پیش و پس جریان یابند و بدین ترتیب هر لکه می تواند به آنچه دیگری انجام می دهد واکنش نشان دهد. تصویر بزرگ تر و کامل تر را اینجا ببینید.

پژوهشگران زمانی می پنداشتند که لکه های خورشیدی دارای کارکردی جدا و مستقل از همند، ولی SDO بارها نشان داده که لکه هایی بسیار دور از هم نیز می توانند با یکدیگر در پیوند باشند. یک فوران در یکی از آن ها می تواند انفجاری را در دیگری به وجود آورده و به واکنشی زنجیره ای بیانجامد که در سرتاسر خورشید گسترده شود. فوران سرتاسری اوت 2010 نمونه ای به یاد ماندنی از چنین چیزی بود:
 در این تصویر نهایت فرابنفش که SDO به هنگام فوران بزرگ 1 اوت 2010 گرفته، جای رخدادهای اصلی با حروف الفبا نشان داده شده است. خط ها نیز راستای میدان مغناطیسی خورشید را می نمایانند. تصویر بزرگ تر
 ویدیوی آن را نیز ببینید:
فوران سرتاسری اوت 2010 روی خورشید. دریافت ویدیو به بزرگی 3.6 مگابایت

واژه نامه:
MAGNETIC BRIDGE - Sunspot - AR1528 - AR1529 - magnetism - NASA - Solar Dynamics Observatory - SDO - extreme ultraviolet - plasma - chain reaction

منبع: spaceweather

در فضا هم لاله دمیده

این نمای تلسکوپی یک منطقه ی درخشان گسیلشی (نشری) را در بر گرفته که در راستای صفحه ی کهکشان راه شیری خودمان و در محدوده ی صورت فلکی سرشار از سحابی ماکیان (قو، دجاجه) دیده می شود.
نام رایج این ابرهای برافروخته ی گاز و غبار میان ستاره ای، سحابی گل لاله است و در کاتالوگ سال 1959 که توسط ستاره شناس، استوارت شارپلس گردآوری شد نیز به نام Sh2-101 ثبت شده است. سحابی گل لاله حدود 8,000 سال نوری از ما فاصله دارد و به گونه ای روشن و فهمیدنی، تنها ابر کیهانی نیست که چهره ی یک گل را به یاد ما می آورد.
چشم اندازی که در بالا از این سحابی پیچیده و زیبا می بینید، یک عکس همنهاده (مرکب) است که تابش اتم های یونیده ی سولفور، هیدروژن، و اکسیژن را به ترتیب در رنگ های سرخ، سبز، و آبی می نمایاند.
پرتوهای فرابنفشی که از یک ستاره ی جوان و پرانرژی رده ی O به نام HDE 227018 می تابد، اتم ها را می یوند و به برافروختگی و تابش سحابی گل لاله می انجامد. HDE 227018 همان ستاره ی روشنی است که بسیار نزدیک به کمان آبی رنگ میانه ی تصویر به چشم می خورد.

واژه نامه:
telescopic view - plane - Milky Way Galaxy - nebula - constellation Cygnus the Swan - Tulip Nebula - interstellar gas - Stewart Sharpless - Sh2-101 - flower - sulfur - hydrogen - oxygen - atom - Ultraviolet - O star - HDE 227018

منبع: apod.nasa.gov

پلوتو نه سیاره است و نه سیاره کوتوله! پس چیست؟

* کشف پنجمین ماه برای پلوتو، این دنیای دوردست را در رده ای از اجرام ویژه ی خودش قرار می دهد.

کشف پنجمین ماه (قمر) که به دور پلوتو می گردد، اعتراض ها و شِکوه هایی را از بابت این که چرا پلوتو از رده ی سیاره های کاملا تکامل یافته به رده ای پایین تر تنزل یافته بوده برانگیخت. شش سال است که این حکم اتحادیه ی بین المللی اخترشناسی صادر شده، آیا اینک زمان بازاندیشی در آن فرا رسیده است؟ شاید!

چند دهه پیش، تفاوت میان سیاره ها و اجرام کوچک تری همچون سیارک ها و ماه ها آشکار به نظر می رسید. [ولی] هر چه بیشتر درباره ی منظومه ی خورشیدی می آموزیم، رده بندی و جای دادن اجرام گوناگون آن در دسته های جداگانه و متمایز هم سخت تر می شود.

ما اکنون می دانیم که پلوتو و ماه نسبتن بزرگش "شارون"، با هم زوجی را می سازند که به گرد نقطه ای مشترک میانشان می‌چرخند، با دستکم چهار جرم کوچک تر دیگر درون مدارهایی منظم پیرامون آن ها.
تا جایی که می دانیم، هیچ چیزی دیگری که کاملا به این ها مانند باشد در منظومه ی خورشیدی پیدا نمی شود. به نظر می رسد نه "سیاره" و نه "سیاره ی کوتوله"، هیچ یک حق مطلب را ادا نمی کند. شاید پلوتو/شارون سزاوار این باشند که در رده ای ویژه ی خودشان جای بگیرند.

واژه نامه:
Pluto - moon - planet - International Astronomical Union - solar system - Charon - dwarf planet

منبع: newscientist

شفق قطبی به رنگ صورتی

چرا این شفق به گونه ی چشمگیری صورتی رنگ است؟
ماه گذشته به هنگام عکس گرفتن از دریاچه ی خوش منظره ی کریتر در اورگان آمریکا، آسمان پس زمینه با شفق هایی به رنگ غیرعادی روشن شده بود.
گرچه تاکنون بیشتر سازوکار فیزیکی که به شفق قطبی می انجامد شناخته شده، ولی راه پیش بینی دقیق رخ دادن شفق و نیز رنگ های آن هنوز مورد پژوهش و بررسی است.
این را می دانیم که معمولن پایین ترین شفق ها سبزفام دیده می شوند. چنین شفق هایی در بلندای حدود 100 کیلومتری رخ می دهند و توسط اتم های اکسیژن درون جو که پلاسمای پرسرعت فضا آن ها را برانگیخته پدید می آیند.
شفق بالاتر که در بلندای حدود 200 کیلومتری رخ می دهد، سرخ فام است و آن هم توسط اکسیژن جو که برانگیخته و دوباره آرام گرفته تابیده می شود. [تفاوتش با شفق سبزفام در اینست که آن از اکسیژن مولکولی گسیلیده می شود و این، از اکسیژن اتمی-م]
شماری از بالاترین شفق ها - تا بلندای 500 کیلومتر- به رنگ آبی دیده می شوند و در اثر پراکنش نور خورشید توسط یون های نیتروژن پدید می آیند.
هنگامی که از روی زمین به بالا و درون لایه های گوناگون شفق های دوردست می نگریم، رنگ هایشان می تواند در هم بیامیزد و نماهایی بی همتا و چشم نواز بیافریند مانند این رنگ کمیاب صورتی که در چشم انداز بالا دیده می شود.
با نزدیک شدن به بیشینه ی خورشید در دو سال آینده، بی شک انفجار ذرات از خورشید ادامه خواهد یافت و احتمالن نمایش های شبانه ای از این هم به یادماندنی تر خواهد آفرید.

واژه نامه:
Crater Lake - aurora - oxygen atom - plasma - nitrogen - ion - Solar Maximum

منبع: apod.nasa.gov

پرواز 10 دقیقه ای و گرفتن واضح ترین تصاویر از تاج خورشید

* ستاره شناسان واضح ترین و باکیفیت ترین تصاویری که تاکنون از تاج، یا جو بیرونی چند میلیون
درجه ای خورشید گرفته شده را در محدوده ی طول موج نهایت فرابنفش منتشر نموده اند.

این تصاویر 16 مگاپیکسلی توسط تصویرگر تاجی وضوح بالای ناسا یا Hi-C گرفته شد که در تاریخ 11 ژوییه، سوار بر یک موشک گمانه‌زنی (sounding rocket) به فضا فرستاده شد. پیش از این فضاپیما، بهترین تصاویر از آنِ رصدخانه ی دینامیک خورشیدی ناسا یا SDO بود ولی تلسکوپ Hi-C جزییات را پنج برابر بیشتر از مشاهده های انجام گرفته توسط SDO نشان می دهد.
این عکس ها از تاج، یا جو بیرونی چند میلیون درجه ای خورشید
گرفته شده و سنجشی است میان دو گونه دوربین: عکس پایینی،
بهبود وضوح را با تصویرگرد تاجی وضوح بالای ناسا (Hi-C)
نشان می دهد و عکس بالایی، همگذاری تصاویر رصدخانه ی
دینامیک خورشیدی را می نمایاند. هر دو تصویر یک بخش از
سطح خورشید به اندازه ی تقریبی ۸۵۰۰۰ در ۵۰۰۰۰ مایل را
را می پوشانند. Hi-C در یازده ژوییه ی ۲۰۱۲ سوار بر یک
موشک گمانه‌زنی به فضا رفت و پروازش تنها حدود ۱۰ دقیقه
طول کشید. این عکس ها با رنگ های نمایشی از تصاویر نور
فرابنفش، در طول موج ۱۹.۳ نانومتر (۲۵ بار کوتاه تر از
طول موج نور دیدنی) گرفته شده اند. تصویر بزرگ تر

ستاره شناس بنیاد اسمیتسونیان، لئون گلوب (از مرکز اخترقیزیک هاروارد-اسمیتسونیان) که یکی از پژوهندگان اصلی این ماموریت است می گوید: «گرچه این تصاویر تنها چند دقیقه را نشان می دهند، ولی پیشرفت بزرگی در پژوهش های تاج خورشید به شمار می آیند.»

Hi-C که نماهای بی سابقه ای از فعالیت و ساختار پویای جو خورشید تهیه کرده، یکی از هدف های علمی مهمش شناخت فعالیت خورشید و اثرهای آن بر محیط زیست زمین بوده است.

"تاج خورشید" سطح قابل دیدن خورشید را در بر گرفته است. تاج که با گاز یونیده ی چند میلیون درجه ای یا "پلاسما" پر شده، به اندازه ای داغ است که نوری که می گسیلد عمدتن در محدوده ی طول موج های پرتو X و نهایت فرابنفش می باشد.

تا چندین دهه دانشمندان خورشیدشناس می کوشیدند دریابند چرا تاج اینقدر داغ است و چرا به هنگام شراره های خشن و شدید خورشید و فوران های مربوط به آن که به نام "فوران تاج خورشید" شناخته می‌شوند و با برخورد به زمین، اثرهای زیانباری پدید می آورند، "می ترکد". تلسکوپ Hi-C برای دیدن ساختارهای بی نهایت ریز و ظریفی ساخته شده که گمان می رود مسئول این رفتار پویای خورشید باشند.

گلوب توضیح می دهد: «عبارت "جهانی بیندیش و منطقه ای رفتار کن" در مورد خورشید نیز کاربرد دارد. چیزهایی که در مقیاسی کوچک و منطقه ای رخ می دهند می توانند بر سرتاسر خورشید اثر بگذارند و به یک فوران بینجامند.»

Hi-C بر یک منطقه ی فعال روی خورشید، نزدیک لکه ی NOAA 1520 کانونی شد. این هدف که در روز پرتاب موشک کامل شد، به ویژه به خاطر اندازه ی بزرگ و سرشت فعالش برگزیده شده بود. عکس های وضوح بالایی که در طول موج 19.3 نانومتر (25 برابر کوتاه تر از طول موج نور دیدنی) به دست آمد، میدان های مغناطیسی در هم پیچیده ای را پدیدار ساخت که در پلاسمای خورشید را شیار شیار کرده و طیفی از ساختارهای پیچیده به وجود آورده اند.

جاناتان کرتین ، هورفیزیکدان (heliophysicist) ارشد در مرکز پروازهای فضایی مارشال ناسا می گیود: «ما [اکنون] ابزاری استثنایی داریم و آن را درست به موقع راه انداختیم. ما به دلیل فعالیت شدیدی که اکنون از خورشید دیده می شود، توانستیم به روشنی روی یک لکه ی بزرگ و فعال کانونی شویم و به هدف های تصویریمان دست بیابیم.»

پژوهشگران ناسا در کنار موشکی که Hi-C را به فضا برد.
از آن جایی که Hi-C سوار بر یک موشک زیرمداری* بود، پروازش تنها 10 دقیقه به درازا کشید. از این زمان هم تنها 330 ثانیه صرف دریافت داده ها شد. با این وجود، تصاویر به دست آمده سرشار از آگاهی ها و اطلاعاتی بودند که ستاره شناسان چند ماه آینده را به بررسی آن ها خواهند گذراند. گلوب با لبخندی می گوید: «پرواز Hi-C شاید پربارترین پنج دقیقه در زندگی من باشد.»

تهیه ی این تصاویر وضوح بالا با بهره از مجموعه ای از نوآوری ها در تلسکوپ Hi-C امکان پذیرفت. نوآوری هایی که نور را به سوی آشکارساز دوربین هدایت می کنند. این تلسکوپ شماری از بهترین آینه هایی که تاکنون برای یک ماموریت فضایی ساخته شده را در خود داشت. این آینه ها که ساختشان در مرکز پروازهای فضایی مارشال ناسا در هانتزویل آلاباما آغاز شد، با کمک های همکاران در رصدخانه ی اخترفیزیک اسمیتسونیان (SAO) در کمبریج ماساچوست، و یک شیوه ی نوین تولید که در هماهنگی با آزمایشگاه های L-3Com/Tinsley ریچموند کالیفرنیا پدید آمده بود تکمیل شدند. آینه ها برای بازتاباندن نور نهایت فرابنفش خورشید به کمک LLC نوری بازتابنده ی پرتو ایکس نیویورک ساخته شده بودند و خود تلسکوپ در آزمایشگاه های SAO در کمبریج ماساچوست سر هم شد.
----------------------------------------------

* زیرمداری: suborbital، فضاپيمای زیر مدار یا suborbital فضاپيمايی است كه به فضا می رود اما مسير پروازش با اتمسفر و يا زمين برخورد می كند. از همین رو مدار آن كامل نمی شود. در شكل روبرو مدارهای A و B يك مسير زيرمدار هستند.(منبع)

واژه نامه:
Sun - corona - atmosphere - extreme - ultraviolet - wavelength - NASA - High Resolution Coronal Imager - Hi-C - sounding rocket - Solar Dynamics Observatory - Leon Golub - Harvard-Smithsonian Center for Astrophysics - Earth - plasma - X-ray - solar flare - coronal mass ejection - sunspot - NOAA 1520 - magnetic field - Jonathan Cirtain - suborbital - heliophysicist - Marshall - Space Flight Center - Smithsonian Astrophysical Observatory - SAO - L-3Com/Tinsley Laboratories - LLC

منبع: ScienceDaily

فوران تاج خورشید با سرعتی نادر

بامداد امروز یک فوران تاج خورشیدی (CME) با سرعتی کم نظیر از آن سوی خورشید به فضا برخاست، سرعت 2930 کیلومتر بر ثانیه یا 6.5 میلیون مایل بر ساعت. CME هایی به این سرعت تنها حدودن هر 5 تا 10 سال یک بار رخ می دهند. رصدخانه ی خورشیدی و هلیوسفری ناسا (SOHO) زمان آغاز برونپاشی این ابر را حدود 0300 به وقت جهانی 23 ژوییه ثبت نمود.
بر تصویر زیر بکلیکید تا تصویر متحرک (.gif) این فوران را به بزرگی 2.6 مگابایت دریافت کنید:
سرچشمه ی این CME لکه ی خورشیدی AR1520 بود که اوایل همین ماه و زمانی که در سمتِ رو به زمینِ خورشید بود، شفق های قطبی بسیاری را بر روی زمین پدید آورد. ولی اکنون این منطقه ی فعال به همراه خورشید چرخیده و به آن سوی خورشید رفته، از همین رو فوران امروز رو به زمین نبود و بر زمین اثری نخواهد داشت. تنها زمانی می توان به یک توفان زمین-مغناطیسی ناشی از این CME فکر کرد که رو به زمین باشد.

این هم ویدیوییست که "رصدخانه ی روابط زمین و خورشید- جلویی" (STEREO-A) متعلق به ناسا از آن ثبت کرده. از آنجایی که این CME در جهت استریو-آ بود، همچون یک هاله ی غول پیکر پیرامون خورشید به نظر می رسد.

به روز شده: بر پایه ی پیش بینی آزمایشگاه آب و هوای فضای گودارد و با دنبال کردن رد فوران، این CME به هیچ یک از سیاره های درونی منظومه ی خورشیدی نخواهد رسید.
واژه نامه:
Solar and Heliospheric Observatory - sunspot - AR1520 - aurora - Earthside - geoeffective - Goddard Space Weather Lab - solar system - inner planet - STEREO - CME - coronal mass ejection - CME - NASA - Solar TErrestrial RElations Observatory-Ahead - STEREO-A - sun

منبع: nasa و spaceweather

گام به گام با "کنجکاوی" به هنگام فرود بر سطح بهرام

1- کنجکاوی به پیش می تازد
تازه ترین خودروی بهرام نورد ناسا قرار است در ساعت 10:31 PDT شب پنجم اوت یا 5:31 به ساعت جهانی بامداد ششم اوت، در نمایشی حساس، نفسگیر و پرهیجان که بر پایه ی سازوکارهای پیچیده و زمان بندی دقیق انجام می شود، بر سطح سیاره ی بهرام یا مریخ فرود بیاید. 
آزمایشگاه علمی بهرام یا خودروی "کنجکاوی" (Curiosity) برای رسیدن به سیاره ی سرخ، 8 ماه در فضا به پیش تاخته. این خودرو در گودال 154 کیلومتری گیل (Gale) فرود خواهد آمد که یک کوه غول پیکر در میانه اش دارد و کنجکاوی برای جستجو در پی یافتن نشانه هایی از احتمال وجود زندگی در گذشته‌ی بهرام، به بررسی آن خواهد پرداخت.
همچنان که کنجکاوی به بهرام نزدیک می شود، خودرو درون آن جمع شده و به آرامی درون پوسته ی بیرونی فضاپیما جای گرفته است. گام یا مرحله ی نزدیک شدن از 45 دقیقه پیش از نفوذ فضاپیما به جو بهرام آغاز می شود. برای کمک به ناوبری فضاپیما، کنجکاوی از فاصله ی 3,522 کیلومتری یا 2,188 مایلی بالای مرکز سیاره وارد جو می شود (تصویر بزرگ تر) 
2- کپسول پوسته ی بیرونی یا Aeroshell
هنگامی که فضاپیما وارد جو بهرام می شود، خودرو درون آن توسط پوسته ی بیرونی یا Aeroshell نگهداری می شود. این پوسته تشکیل شده از یک سپر گرمایی (سمت راست، رو به جهت حرکت فضاپیما درون جو) و یک پوسته ی پشتی.
پوسته ی بیرونی بزرگ ترین پوسته ایست که تاکنون برای ماموریتی به سیاره ی بهرام به کار برده شده و از این سر تا آن سرش 4.5 متر می شود.
در نمای هنری پایین، کپسول پوسته ی بیرونی آزمایشگاه علمی بهرام در حال ورود به جو بهرام دیده می شود. (تصویر بزرگ‌تر)
3- پیشران های روی پوسته
گام های سه گانه ی "ورود، فرود، و نشستن" (EDL) با رسیدن فضاپیما به جو بهرام - تقریبن از 131 کیلومتری یا 81 مایلی بالای سطح گودال گیل که جایگاه تعیین شده برای فرود می باشد- آغاز می شود. پایان این گام ها (مرحله ها) هم زمانیست که خودرو به سلامت بر سطح سیاره بنشیند.
هماهنگ سازی فرود کنجکاوی در مقایسه با همه ی فرودهایی که تاکنون روی سطح بهرام انجام شده، با دقت بسیار بیشتری انجام خواهد گرفت که آن را مدیون سامانه ی بسیار دقیق ورود هدایت شونده اش خواهد بود.
نمای هنری زیر، پیشران های روی بخش پشتی پوسته ی فضاپیما را نشان می دهد که به هنگام ورود، فرود، و نشستن روشن می شوند. به گفته ی مقام های ناسا، در طی عملیات ورود هدایت شونده، روشن شدن این موتورهای پیشران به تنظیم جهت فضاپیما کمک خواهد کرد. (تصویر بزرگ تر)
4- گام فرود و نشستن
گام های ورود آزمایشگاه علمی بهرام، فرود و نشستن تقریبن هفت دقیقه زمان خواهد برد. طی این زمان، فضاپیما با کاستن از شتابش، سرعت خود را از 5,900 متر بر ثانیه در بالای جو، به سرعت صفر و حالت ایستا در هنگام تماس با سطح سیاره ی سرخ می رساند.
در چشم انداز زیر، اصطکاک جو بهرام باعث کاسته شدن سرعت فرود فضاپیما و گرم شدن سپر گرمایی آن شده است. (تصویر بزرگ تر)
5- فرود با چتر نجات
آزمایشگاه علمی بهرام برای نشستن بر سطح سیاره ی سرخ، از بزرگ ترین چتر نجاتی که تاکنون برای یک ماموریت سیاره ای ساخته شده بهره خواهد برد. این چتر نجات 80 بند پشتیبان دارد با درازایی بیش از 50 متر (165 پا) و پهنای تقریبن 16 متر (50 پا).
این چتر نجات به گونه ای طراحی شده که به هنگام پیشروی فضاپیما با سرعت 2.2 ماخ درون جو بهرام نیز آسیب نبیند و سالم بماند. در طی این زمان، این چتر نجات یک نیروی پسار (drag force) تا حدود 29,500 کیلوگرم یا 65,000 پوند تولید خواهد کرد.
سامانه ی چتر نجات به بالای پوسته ی پشتی پیوسته است (وصل است). در نمای هنری زیر، بخش سپر گرمایی پوسته از آن کنده شده و خودروی کنجکاوی را می توان در حالی که جمع شده درون پوسته ی پشتی دید. "پایه ی فرود" فضاپیما (descent stage) درون پوسته ی پشتی جای دارد. پوسته ی پشتی جدا خواهد شد و بدین ترتیب یک سامانه ی راداری روی پایه ی فرود می تواند ارتفاع و سرعت فضاپیما را برآورد کند. (تصویر بزرگ تر)
6- کنجکاوی درون پوسته ی پشتی
در عکس زیر، خودروی کنجکاوی هنوز درون پوسته ی پشتی فضاپیما قرار دارد و یک سامانه ی چتر نجات، به فرودش بر روی سطح کمک می کند. در این نمای هنری، سپر گرمایی فضاپیما دیگر کنده و دور انداخته شده است.
خودروی کنجکاوی بزرگ تر از آنست که برای نشستن آرام از کیسه ی هوا کمک بگیرد، به همین خاطر از یک بالابر برای پایین بردن و نشاندن آن بر سطح بهره گرفته شده. (تصویر بزرگ تر)
7- پایه ی فرود
پایه ی فرود فضاپیما امکان واشتاب (کاهش شتاب) با موتور موشکی را به خودرو می دهد تا بتواند برای نشستن بر سطح سیاره‌ی بهرام آماده شود.
پایه ی فرود یک سامانه ی راداری دارد که داده های مربوط به سرعت و ارتفاع فضاپیما را تقویت و باز پخش می نماید. نمای هنری زیر، پایه ی فرود آزمایشگاه علمی بهرام را طی واپسین دقیقه های پیش از نشستن خودروی کنجکاوی بر سطح سیاره ی سرخ نشان می دهد.
با نزدیک شدن خودرو به سطح، زمان کمی پس از آن چه در این تصویر دیده می شود، پایه ی فرود با یک مهار (افسار) به آرامی خودرو را پایین برده و با ملایمت بر سطح خواهد نشاند. (تصویر بزرگ تر)
8- کمک گرفتن خودرو از بالابر (جرثقیل) هوایی
همانگونه که گفتیم، خودروی 1 تُنی کنجکاوی برای فرود به کمک کیسه ی هوا بزرگ و سنگین است، از همین رو این خودرو برای نشستن بر سطح، از یک بالابر هوایی یا sky crane کمک خواهد گرفت. این سامانه ی نشستن به خودرو کمک می کند که روی چرخ هایش بنشیند و آماده شود تا کنترل کنندگان فضاپیما، سامانه های آن را بررسی کنند و سپس ماموریت دو ساله اش را بیاغازد.
تصویر پایین بخشی از عملیات بالابر را نشان می دهد.
پایه ی فرود فضاپیما در همان حال که سرعت پایین آمدن خود را با چهار تا از هشت موتور موشکی کنترل شونده اش مهار می‌کند، کنجکاوی را با یک افسار و به آرامی پایین می آورد. خودرو با سه ریسمان نایلونی به پایه ی فرود پیوسته است، به همراه یک بند ناف که برق و ارتباطات را فراهم می کند. 
به هنگام پایین آمدن خودرو به سوی سطح، بلندی افسار به حدود 7.5 متر (25 پا) می رسد. چند ثانیه بعد، همین که تماس خودرو با سطح مشخص و تایید شد، افسار جدا می شود و پایه ی فرود به سویی پرواز کرده، در جایی دورتر بی آن که خطری برای خودرو داشته باشد بر خاک می افتد. (تصویر بزرگ تر)
9- فرود با یک مهار (افسار)
در این نما، کنجکاوی که با افساری به پایه ی فرود فضاپیما وصل است، در حال تماس یافتن با سطح بهرام دیده می شود. (تصویر بزرگ تر)
10- فرود کامل شد!
نمای زیر لحظه ی بی درنگ پس از تماس کنجکاوی با سطح سیاره ی سرخ را نشان می دهد. همین که فضاپیما نشستن خودرو را ثبت کرد، بُرنده های آتشزا (pyrotechnic) کابل های میان خودرو و پایه ی فرود را می برند.
سپس، پایه ی فرود که با نیروی موشک کار می کند، پرواز کرده، دور خواهد شد و در جایی دورتر از خودرو، به گونه ای که خطری متوجه آن نکند بر خاک می افتد. (تصویر بزرگ تر)
لحظه به لحظه ی فرود بر خاک بهرام با بالابر
11- لحظه به لحظه ی فرود بر خاک بهرام با بالابر
کنجکاوی، تازه ترین خودروی چرخداری که برای کاوش بهرام فرستاده شد، به اندازه ی یک اتومبیل کوچک است و از شیوه ای یگانه برای نشستن بر خاک سیاره ی سرخ بهره می برد. (تصویر بزرگ تر)
Mars Science Laboratory - Curiosity rover - Martian surface - Red Planet - Gale Crater - Mars - aeroshell - planet - backshell - EDL - NASA - heat shield - parachute - descent stage - sky crane - bridle - pyrotechnic

منبع: SPACE.com

Blogger template 'Browniac' by Ourblogtemplates.com 2008

بالای صفحه