نمایی یک میلیارد پیکسلی از سحابی شکارچی

شمار اندکی از چشم اندازهای کیهانی به اندازه ی سحابی شکارچی (جبار) تخیل انسان را بر می انگیزند.
گازهای برافروخته ی این سحابی که با نام M42 نیز شناخته می شود، ستارگان داغ جوان در لبه ی یک ابر مولکولی غول پیکر به فاصله ی تنها 1,500 سال نوری از ما را در بر گرفته اند.
این تصویر را در بالاترین وضوحش از اینجا دریافت کنید. در اندازه های دیگر
سحابی شکارچی یکی از بهترین فرصت ها برای بررسی چگونگی زایش ستارگان است.
دلیل این امر هم تا حدی اینست که نزدیک ترین منطقه ی ستاره زایی به زمین می باشد و همچنین از آن رو که ستارگان پرانرژی این سحابی، گازها و ابرهای غبار کدر و ماتی که جلوی دید ما را می گیرند را پس زده و دور کرده اند و چشم اندازی خودمانی از طیفی از مراحلِ در حال جریانِ ستاره زایی و تکامل ستاره ای به ما ارایه کرده اند.
این تصویر پرجزییات، که یکی از واضح ترین تصاویریست که تاکنون از سحابی شکارچی به دست آمده، با بهره از داده های به دست آمده از دوربین پیمایشی پیشرفته ی تلسکوپ فضایی هابل و تلسکوپ 2.2 متری لاسیلا متعلق به آژانس فضایی اروپا تهیه شده است. این تصویر موزاییکی در نگارش وضوح کاملش (بالاترین رزولوشن) دارای 1 میلیارد پیکسل است و حدود 3,000 ستاره را نمایان می سازد.
در ویدیوی زیر، صورت فلکی شکارچی بزرگنمایی شده تا به سحابی شکارچی می رسد:
واژه نامه:
Orion Nebula - NASA - ESA - M42 - molecular cloud - star-forming region - Hubble Space Telescope - Advanced Camera for Surveys - European Southern Observatory - La Silla

منبع: apod.nasa.gov

35 دیدگاه شما:

ناشناس

شکارگر بهتر از شکارچی است!

چی پسوند ترکیست و واژه را نازا می کند. مثلا نمی توان از شکارچی واژه ی دیگری ساخت! ولی از شکارگر می توان شکارگری و شکارگرانه و ... را ساخت.

یک ستاره در هفت آسمان

همیشه نازا و عقیم شدن واژگان و فعل ها در زبان برام مهم بوده ولی متوجه این یکی نکته نشده بودم
شوربختانه درباره ی سحابی و صورت فلکی جبار، واژه ی "شکارچی" تقریبن جا افتاده و نمی دونم میشه به "شکاگر" تغییرش داد یا نه.
ولی من تلاش خودم رو می کنم
سپاس از بیان دیدگاهتون

ناشناس

1- با سرچ واژه ی "شکارگر" در گوگل، بیش از 28 هزار صفحه پیدا میشه! که میشه گفت رقم خوبیه و خیلی ناآشنا نیست!

2- واژه کاملا همه-فهم است و مشکلی از نظر درک معنی توسط فارسی زبانان ندارد!

3- وبلاگ شما وبلاگ خوبیست. نمی دانم چقدر بیننده دارد اما به هر حال آنقدر بوده که من شما را شناختم، به نظر می آد دایره تاثیر گذاری شما بزرگ باشه! و اگر واژه ای رو بکار ببرید تاثیر خودش را دارد.

4- همیشه گام نخست معرفی واژه است تا رایج کردن واژه! برخی واژه ها 20 سال طول کشیده است تا جا افتاده اند!

5- بنده هم نثر شیوای شما و اهمیت دادن شما به فارسی را دیدم که علاقه مند وبلاگ شما شدم.

یک ستاره در هفت آسمان

سپاسگزارم دوست عزیز
کاملن با نظراتتون (بند 1 و 2 و به ویژه 4) موافقم
هدف بنده برای اینگونه نوشتن هم کمکی هر چند کوچک به زبان علمی فارسی دستکم در فضای مجازیه

ناشناس

احتمالا با کار آقای حیدری ملایری آشنا هستید، اگر نیستید واژه نامه ایشون رو هم ببینید. به نظر انقلابی است در زبان علمی فارسی.

یک ستاره در هفت آسمان

بله
اتفاقن تارنماشون در فهرست پیوندهای وبلاگم هست ولی نمی دونستم که به ویژه تو این زمینه تلاش کردند
یک دنیا سپاسگزارم از این که گفتید

رویا

آقا یا خانم ناشناس اگه یه پژوهش ریشه شناسی دیگه انجام شد وگفت این پسوند اولش از فارسی به ترکی رفته چی؟
رشته مطالعاتی من زبانشناسی است و من می بینم که زبانشناسان اونقدر به این مسائل حساسیت ندارند که سره نویسان
پسوند"چی"در سه معنای شغلی(پستچی) فاعلی"تماشاچی" ونسبت"نخودچی" و مصغر مثل آنچه دراصفهانی به کار می ره نسبتا در فارسی پرکاربرده تغییر یک پسوند رایج و جایگزینی آن با پسوند دیگراصل ارتباط و انتقال اطلاعات را مختل می کند
تو همین ستاره شناسی چون شکارچی جا افتاده آدم فکر می کنه صورت فلکی شکارگر یکی دیگه است که یه ارتباط یاشباهتی با شکارچی داره مثل چیزی که برای من لحظه اول اتفاق افتاد
چیزی که جا افتاده رو باید نگه داشت بله دلیل شما برای زایایی درسته اما برای ساختن کلمات جدید

یک ستاره در هفت آسمان

ممنونم از دیدگاهتون رویاخانم
حالا امیدوارم دوستمون هم پاسخشون رو بیان کنند تا بلکه بنده به یک نتیجه ای برسم که آیا دوباره اینو بکنم "شکارچی" یا نه!!!

یک ستاره در هفت آسمان

منتظر پایخ دوست ناشناسمون بودم ولی چیزی نگفتن
راستش به نظر خد من، شکارگر نسبت به شکارچی واژه ی بهتریه چون زایاست. چندان هم مهم نیست که پسوندش فارسی باشه یا ترکی
همون طور که رویاخانم مثال هایی زدند.
ولی درباره ی سحابی جبار، چون اینجا موضوع اسم خاص هست، شاید بهتر باشه همون واژه ای که به نسبت رایج تره رو به کار ببریم.
من در این وبلاگ نام جبار رو به شکارچی تغییر می دم ولی جاهایی که به ویژه صفت شکار کننده به عنوان یک اسم عام مورد نظر بوده رو به همون شکل شکارگر باقی میذارم

ناشناس

1- اگر ملاک رایج بودن واژه باشد، فکرکنم جبار جا افتاده تر است، حالا چقدر به معنی شکارگر نزدیک است! بماند!

2- زبانشناسان به خیلی چیزها حساسیت ندارند! مگر ملاک حساسیت زبانشناسان است؟! مگر فردوسی زبانشناس بوده؟ مگر اعضای فرهنگستان یکم که انقلابی در فارسی نویسی بوجود آوردند، زبانشناس بودند؟ ظاهرا شما هدف رشته زبانشناسی را درست درک نکرده اید!
هدف زبانشناسان نجات زبان نیست!

3- شما کامنت ها را دقیق نمی خوانید! عادت همه ما ایرانی هاست! پیش از دقت در کامنت! به فکر پاسخ دندان شکن آن کامنت هستیم!

بنده درباره ریشه ی پشسوند "چی" حرفی نزدم! گفتم چی ترکیست!
ممکن است چیزی ترکی باشد اما ریشه اش فارسی باشد. اگر چه ریشه اش هم ترکیست!
تعریف ترکی بودن لزوما به معنای این نیست که ریشه ی ترکی داشته باشد، بدین معناست که آن پسوند در ترکی زایا است و کاربردی است!
پستچی هم از ترکی وارد زبان فارسی شده!

4- چی ریشه ترکی دارد و با واژگان ترکی هم آوایی بیشتری دارد.
شما یک واژه ی کهن فارسی به من نشان بدهید که با چی ساخته شده باشد! فقط یکی!

5- گر در فارسی برای اسم پیشه استفاده می شود: آهنگر، زرگر، رویگر، مسگر، کفشگر، درودگر، ....

6- مهمترین چیز نازا بودن شکارچی است در برابر شکارگر.

ناشناس

من به حال کشورم باید افسوس بخورم که دانشجوی زبانشناسی اش شمایید!

چی در نخودچی را به چی در پستچی ربط داده اید!

در خیلی از لهجه ها که را کی و چه را چی تلفظ می کنند! من نمی دانم چه ارتباطی به پسوند ترکی چی دارد!


پشوند تصغیر از چه/ژه/زه آمده که فارسی است و دیس پهلوی آن (ایژک/ایچک) است و هیچ ربطی به چی در پستچی و تماشاچی ندارد!

نمونه ها: کوچه، سراچه، خوانچه، مورچه، موژه(مژه)، نایژه.
آتشیزه

ناشناس

شکارگر هم واژه ی نوینی نیست!


خاقانی:

عقل سگ جان هوا گرفت چو باز
کاین سگ و باز چون شکارگراست .

یک ستاره در هفت آسمان

البته بنده هم تاکید کردم که "شکارگر" واژه ی بهتریه
مساله ی رایج بودن یا نبودنش "در زبان" هم برام مهم نیست گرچه به نظر خودم واژه ی کاملن رایجی و جاافتاده ایه و خیلی هم زیباست
مساله درباره ی نام این سحابی که یک اسم خاصه و فکر نکنم در موردش، زایا بودن یا نبودن اهمیتی داشته باشه
همونطور که گفتم، در همه ی جاهایی که نام "شکارگر" به عنوان اسم و صفت عام مورد نظر بوده، به همون شکل شکارگر باقی گذاشتمش

یک ستاره در هفت آسمان

نمونه ای که از شعر خاقانی آورده شد هم یک نمونه ی عام و به معنای "شکار کننده" هست

ناشناس

شما فرموده اید: چیزی که جا افتاده رو باید نگه داشت بله دلیل شما برای زایایی درسته اما برای ساختن کلمات جدید


از کجا و برمبنای چه استدلالی این قانون را صادر کرده اید؟

اگر واژه ی نازا و مشکل دار جا فتاد، باید تا ابد تحملش کرد؟ یعنی مردم ما توان تغییر ندارند؟ آنقدر کندذهن هستند که نمی توانند چیزی را در ذهن خود تغییر بدهند؟

بر خلاف گفته شما، بنده هیچ مرزی برای اصلاح زبان نمی شناسم.

دوا، طبیب بیش از هزار سال در فارسی جا افتاده بودند و اتفاقا در زبان محاوره مردم هم جایر بودند اما در 50 سال اخیر تغییر کردند و شدند دارو و پزشک!

اتفاقا از این دو واژه ی اخیر، واژگان بیشتری نیز شاخته شد: دندان پزشک، روان پزشک، چشم پزشک، پیراپزشکی، داروخانه، زیست دارو، ...نانودارو،

یک ستاره در هفت آسمان

چی بگم؟

من روی زایایی واژگان حساسیت شدیدی دارم

همونطور که می بینید، فعل هایی مثل "می قطباند" یا "می یوند" یا "بکلیکید" رو هم به کار می برم در صورتی که در درس های فیزیک، تنها زحمت می کشند و مصدرهای این فعل ها (یونش، قطبش، قطبیدن) رو به کار می برند و برای ترکیب های دیگه ی اون ها، از فعل کمکی استفاده می کنند.

ولی به نظرم اومد چون سحابی شکارچی یک اسم خاصه، اثر آنچنانی روی کاربرد واژه ی شکارگر در موارد دیگه نداره

باز هم منتظر نتیجه ی این گفتگو می مونم

یک ستاره در هفت آسمان

در ضمن
بنده هم نگفتم که این واژه همه فهم نیست
بلکه در این مورد ویژه، یعنی در ستاره شناسی، کلی تلاش کردیم تا جبار رو به شکارچی تغییر بدیم و من نگرانم تغییر دوباره، بدجوری باعث گیج شدن خوانندگان بشه

ناشناس

به نویسنده وبلاگ: شما حرفتان منطقی است، میگویید اسم خاص است!
اگر چه به نظر من اسم خاص هم نیست! جبار اسم خاص است!
شکارچی در همین دهه های اخیر ساخته شده، پس می توان اسم خاص را عوض کرد!


من بیشتر مخاطبم رویا بود که استدلال هایی بی اساس ارائه داده بود! خواستم پاسخ ایشون رو بدهم.

ناشناس

شما می فرمایید
"کلی تلاش کردیم تا جبار رو به شکارچی تغییر بدیم"

این چجور اسم خاصی است که می شود تغییرش داد؟!
مثلا به جای روح الله خمینی بگوییم خداروان خمینی!

احمقانه نیست!

چون روح الله اسم خاص است! اگر جبار هم اسم خاص بود، شما سعی نمی کردید تغییرش دهید!

یک ستاره در هفت آسمان

چرا
میشه تغییرش داد ولی به نظرم "تغییر چندباره" ممکنه باعث سردرگمی خوانندگان بشه و فکر کنند با یک جرم آسمانی دیگه سر و کار دارند.
نمیشه؟

ناشناس

من فکر می کنم خواننده این وبلاگ ها انقدر باهوش هستند که دچار این اشتباه ها نشوند.

یک ستاره در هفت آسمان

پس من تنها منتظر دیدگاه رویا خانم هم میشم و بعد تصمیم می گیرم که دوباره تغییرش بدم یا نه
یک دنیا تشکر و سپاس از توضیح های مفصل و فراگیرتون

مهران

دوست ناشناس عزیز

گمان می کنم وقتی می فرمایید: "3- شما کامنت ها را دقیق نمی خوانید! عادت همه ما ایرانی هاست! پیش از دقت در کامنت! به فکر پاسخ دندان شکن آن کامنت هستیم!" طبعن سور عمومی گزاره تان شامل خودتان که یک ایرانی هستید هم می شود، و پاسخ دندان شکن تان پیش از آن که کامنت را کاملن خوانده و دریافته باشید صادر شده است. ده دقیقه ی بعد بی آن که منتظر جواب ایشان باشید، دست به تحقیر می زنید و می فرمایید: " من به حال کشورم باید افسوس بخورم که دانشجوی زبانشناسی اش شمایید!" منظر بالادستی شما که برخی به آن مغلطه ی " تکذیب یا تخطئه ی گوینده" هم می گویند، ممکن است بتواند کسانی را مرعوب کند و به همراهی با شما بیانجامد اما تصور نمی کنم کارکردی علمی داشته باشد. مخلص کلام عمدتن در محتوای آن چه که گفتید با شما همداستانم اما در فرم نه.

به نظرم این که بهتر است کلمه زایا باشد، و از این منظر شکارگر از شکارچی بهتر است، استدلال درستی ست. اما این استدلال شما: " این چجور اسم خاصی است که می شود تغییرش داد؟!
مثلا به جای روح الله خمینی بگوییم خداروان خمینی!" استدلال درستی نیست. نویسنده ی وبلاگ در این باره که شکارچی اسم خاص است، محق بوده است. این کما این که روح الله وقتی که به روح الله خمینی دلالت کند، اسم خاص خواهد بود و همانطور که شما گفتید به این شکل قابل تغییر یا ترجمه نیست. اما به معنای "غیرقابل تغییر" بودن قطعی آن نیست. در مورد اسامی خاص که به اشخاص دلالت نمی کنند، بارها و بارها کلمه تغییر کرده است. همان طور که خودتان مثال زدید از جبار به شکارچی، و حالا از شکارچی به شکارگر. این تغییر یک بار از عربی به فارسی اتفاق افتاده و دلیلی ندارد که یک بار دیگه از فارسی ناسره ی نازا به فارسی سره ی زایا تغییر کند. از منظر زبانشناسی محض این کار شدنی ست و اگر مطلوب نباشد؛ نا مطلوب هم نیست.
اما از منظر زبانشناسی اجتماعی می توان عوامل دیگری هم دخیل دانست. این که آیا کلمه ی پیشنهادی معمول خواهد شد یا نه، یا در فرایند ارتباط بین فرستنده و گیرنده ی پیام می تواند نقش رسانه ای اش را ایفا کند یا نه، از این منظر قابل بررسی ست (مساله ای که به نظرم می رسد نویسنده ی وبلاگ و خانم رویا مد نظرشان بوده است). با تصوری که از نفوذ این بلاگ در جامعه ی علمی ایران دارم (و البته فقط دریافت شخصی من است و مستند به هیچ آمار و پیمایشی نیست) به نظرم می رسد که اطلاق شکارگر می تواند در دریافت مخاطب عام مثل خودم، با متن تعلل ایجاد کند در حالی که شکارچی دلالت سریع تری برای من به سحابی مورد بحث دارد.
کما این که، با اصرار بر این که این صفت فاعلی در این جا دقیقن اسم خاص است، زایایی کلمه فضیلتی برای آن نخواهد بود.
اما اگر به جای نویسنده ی این وبلاگ بودم می نوشتم سحابی شکارگر (شکارچی) تا هیچ تعللی در ادراک برای مخاطب پیش نیاید و ضمنن آن هدف غایی پالودن زبان هم فراموش نشده باشد.

ناشناس

دوست گرامی!
سپاسگزارم که بنده رو نقد کردید!

سخن شما رو می پذیرم که اندکی در فرم! زیاده روی کردم. شاید هم علتش این باشد که هر جا دو کلمه حرف حساب زده می شود، یک زبان شناس یا دانشجوی زبانشناسی پیدا می شود (که بنده تا حدی مشکوکم و فکر می کنم زبانشناسی فقط نقاب است و هدفشان چیز دیگریست) که به بهانه اینکه زبان امر طبیعی است با واژه سازی و ... مخالفت کند.

ضمنا کامنت های من پشت سر هم نوشته شده اند و اینگونه نبوده که من منتظر پاسخ ایشان باشم و 10 دقیقه بعد! دوباره کامنت بگذارم.

ناشناس

حمید

پسوند های گر و چی دقیقا کار مشابهی می کنند و معنی مشابهی می دهند! اولی فارسی است و دومی ترکی.
راحت می توان آنها را جایگزین هم کرد.
مثل تماشاگر و تماشاچی!
هیچ فرقی بینشان نیست!
به نظر من، شکارگر زیباتر است.

ناشناس

من هم فکر می کنم اگر به صورت
شکارگر (اوریون، جبار)
نوشته بشه، بهتره!

یک ستاره در هفت آسمان

سپاس از همه ی دوستان
در اولین فرصت، به "شکارگر (شکارچی، جبار)" تغییرش می دم

پریسا

بنده متاسفانه نه زبان شناس هستم و نه ناشناسی به دنبال تغییر و نه واژه یاب و نه هیچ. امابه عنوان یک خواننده و رهگذرکه خوب می داند پر است از غلطهای زبانی و پر هستیم از اشتباهات نوشتاری باید بگویم که دوستان دلسوزی مانند آقای ناشناس گویی راهشان به بیراهه می رود چون هدفشان در میان روششان گم می شود!! تندروی نه تنها در ویرانی و نادانی که حتا در اصلاح و بست و ترمیم و تعمیر و تغییر خوب نیست :)

رویا

اوووووه چه جالب اونهمه دیدگاه در مورد زبانشناسی و واژه گزینی در وبلاگ ستاره شناسی!!! من که لذت بردم هردو رشته های مورد علاقه من هستند
دوست ناشناس اگر شما را عصبانی کردم معذرت! قصدم فقط یه اظهار نظر کوچولو بود ونه هدف دیگری،من کی هستم که در مفابل فرهیختگانی مثل شما و آقا مهرانحکم صادر کنم. از زبانشناسی هم به عنوان نقاب استفاده نکردم رشته من واقعا این بوده حالا اگه به تعبیرشما شاگرد خوبی نبودم بماند
من اون بالا کاربردهای پسوند چی را گفتم و منظورم این نبود که این کاربردها هم معنی هستند اما اعتراف که اطلاعات ریشه شناختی شما خیلی بیشتر از من هست حرفی نیست
این وبلاگ به یک ستاره در هفت آسمان معروفه حالا اگه یه نفر بنابر دلایلی جایی ازون به عنوان" تک اختر در هفت جهان"نام ببره معلوم نیست برای همه تداعی کننده اسم واقعیش باشه گرچه تقریبا هم معنی است حالا اگه درمورد شکارچی و شکارگر این طوری نیست وسره بودن زایا بودن زیبا بودن و... ملاکهای بهتری برای انتخاب هستند صلاح کار خویش را خسروان دانندو بس
ولی خوب اگه قرارشد واژه جدید جانشین قبلی بشه برای پیشگیری از اختلال درارتباط وانتقال معنا باید در پرانتز و یا زیرنویس مدتی معرفی بشه

یک ستاره در هفت آسمان

سپاسگزارم از پاسختون رویاخانم
از همه ی شما دوستان که به معنای واقعی کلمه سرمایه ی این وبلاگ هستید به خاطر شرکتتون در این گفتگو تشکر می کنم
افتخار دادید
در اولین فرصت، شکارچی رو به "شکارگر (شکارچی، جبار)" تغییر می دم

ناشناس

1- اولا شما اون بالا کاربرد های پسوند چی رو نگفتید، بلکه دو پسوند متفاوت (چه و چی) را با هم در آمیختید! اینها یک پسوند با دو معنی نیستند! دو پسوند کاملا متفاوت هستند.
2- تک اختر به معنی یک ستاره نیست! " یک" صفتی شمارشی برای بیان تعداد است و "تک" برای بیان تنها بودن !
3- وقتی جبار رو بشه در عرض چند سال به شکارچی تغییر داد! پس شکارچی رو هم میشه به شکارگر تغییر داد!
4- شما چه اصراری دارید از واژه ی سره برای توصیف پیشنهاد من استفاده کنید؟!!! سالهاست که با اتهام سره گرایی واژه های بسیاری و واژه سازان بسیاری طرد شده اند و این سلاح دیگه کهنه شده! کامنت های من رو بخونید ببینید چند تا واژه ی بیگانه توشه! پس الکی سعی نکنید با اتهامی مثل سره گرایی پیشنهاد بنده رو زیر سوال ببرید!

رویا

دوست ناشناس
اولا اگر می گفتید که چرا کاربردهای یک پسوندفارسی معیار را با کاربرد آن در یک لهجه دیگر فارسی مقایسه می کنی بیشتر قابل قبول بودکه جواب غیر علمی من این بود که خوب احساسات ملی گرایانه ام بر من غلبه کردواین را آخر اضافه کردم که در لهجه اصفهانی چی یک پسوند مصغر هم می باشد من هرروز این پسوند را بهکار می برم دختر کوچولو ببینم می گم دخترچی پسرکوچولو رو پسرچی ومادربزرگم جوجه می دید می گفت: چوری چی
2.وقتی گفتم تک اختر در هفت جهان اضافه کردم"تقریبا" هم معنا وگرنه جهان هم با آسمان هم معنا نیست مگر اینکه بخواهیم یه جوری جهانهای موازی استیون هاوکینگ رو با هفت آسمان ادبیات فارسی و دینی خودمون ربط بدیم
3 من صلاح کار را به صاحب وبلاگ سپردم من چه کاره ام
4هروقت خواستم انگشت اتهام سره گرایی رو به سمت کسی بگیرم اول برادرمه ونه دیگری که تو وبلاگش یه دونه کلمه بیگانه نیست وبرای ماهم یه دور باید ترجمه کنه تا بفهمیم
5.والسلام

رویا

دوست ناشناس
اولا اگر می گفتید که چرا کاربردهای یک پسوندفارسی معیار را با کاربرد آن در یک لهجه دیگر فارسی مقایسه می کنی بیشتر قابل قبول بودکه جواب غیر علمی من این بود که خوب احساسات ملی گرایانه ام بر من غلبه کردواین را آخر اضافه کردم که در لهجه اصفهانی چی یک پسوند مصغر هم می باشد من هرروز این پسوند را بهکار می برم دختر کوچولو ببینم می گم دخترچی پسرکوچولو رو پسرچی ومادربزرگم جوجه می دید می گفت: چوری چی
2.وقتی گفتم تک اختر در هفت جهان اضافه کردم"تقریبا" هم معنا وگرنه جهان هم با آسمان هم معنا نیست مگر اینکه بخواهیم یه جوری جهانهای موازی استیون هاوکینگ رو با هفت آسمان ادبیات فارسی و دینی خودمون ربط بدیم
3 من صلاح کار را به صاحب وبلاگ سپردم من چه کاره ام
4هروقت خواستم انگشت اتهام سره گرایی رو به سمت کسی بگیرم اول برادرمه ونه دیگری که تو وبلاگش یه دونه کلمه بیگانه نیست وبرای ماهم یه دور باید ترجمه کنه تا بفهمیم
5.والسلام

ناشناس

حمید
"کروموزوم" هم تقریبا اسم خاص است و همه هم می دانند که چیست! و در نگاه اول احمقانه به نظر می رسد که مثلا بگوییم فامتن/ رنگیت تن!

اما این یک نگاه سطحی است و مختص افرادی است واژه سازی علمی را درک نکرده اند و حتا خود علم و رشد روزافزون آن و نیاز روزافزون آن برای واژه سازی را هم درک نکرده اند.

به واژگان زیر نگاه کنید:
پراکسیزوم ، پرانتزوم، ریبوزوم، آندوزوم، لیزوزوم، آکروزوم، سنتروزوم و ...

خوب اگر ما اصرار داریم که به جای کرموزوم بگوییم فامتن! به خاطر این همه واژه های مشابه است که مجبوریم همه را بپذیریم!

اما اگر بگوییم فامتن! می توانیم بقیه را هم بسازیم!
زیرتن، کافنده تن، میان تن، درون تن، رناتن، پروکسی تن و ...

ناشناس

در فارسی واژه زیبای دیگری نیز برای شکارگر داریم و آن نخجیربان است. نخجیر به معنی شکار است.
در کردی به نخجیربان نچیروان می گویند که در حال حاضر نام نخست وزیر کردستان عراق هم است.

پس گزینه زیاد داریم در فارسی!

Blogger template 'Browniac' by Ourblogtemplates.com 2008

بالای صفحه