یک ماه آبی

قرص کامل و باشکوهی که پس از غروب آفتابِ ۳۱ اوت از پس افق بالا آمد، دومین ماه کامل در این ماه بود. بر پایه ی حساب‌های امروزی، چنین قرص ماهی یک "ماه آبی" می باشد.
در واقع در این تصویر واضح، بخش هایی از قرص ماه کمی هم آبی دیده می شود. 
این عکس تنها چند ساعت پیش از پُر شدن ماه ( رسیدن به فاز بدر) در آسمان ناتینگهام انگلستان که به گونه ای دلپذیر، صاف و شفاف بود گرفته شده و در آن می توان رگه های چشم نواز و روشنی که از دهانه ی برجسته و جوان تیکو در نیمه ی جنوبی ماه بیرون زده اند را مشاهده کرد.
این تصویر که کمی روی رنگ هایش کار شده، همچنین سایه های ظریف آبی فامی را نشان می دهد. این رنگ آبی ویژگی واقعی خاکیست که درصد بالایی اکسید تیتانیوم و آهن دارد.
سطح آبی رنگی که سمت راست ماه دیده می شود، پهنه ی تیره و هموار "دریای آرامش" و جایگاه فرود آپولو ۱۱ را در بر دارد.

واژه نامه:
Blue Moon - Full Moon - crater Tycho - titanium oxide - iron - Sea of Tranquility - Apollo 11

منبع: apod.nasa.gov

فضاپیمای جونو مدارش را برای افزایش سرعت تغییر داد

* کاوشگر جونو که در راه سیاره ی مشتریست، روز پنجشنبه 30 اوت، موتور اصلیش را روشن کرد تا بتواند سال آینده برای افزایش سرعتش از کنار زمین بگذرد.

این نقاشی جونو را در برابر مشتری نشان می دهد.
تصویر بزرگ تر
این روشن شدن موتور که زمانی انجام شد که فضاپیمای جونو (Juno) حدود ۴۸۳ میلیون کیلومتر از زمین فاصله داشت، در ساعت ۶:۵۷ بعد از ظهر به وقت ساحل خاوری یا ۲۲:۵۷ به وقت گرینویچ روز پنجشنبه آغاز شد و نزدیک به ۳۰ دقیقه هم موتور روشن ماند. به نظر می رسد این عملیات طبق برنامه پیش رفت و توانست سرعت فضاپیما را تا حدود ۱۲۴۰ کیلومتر بر ساعت افزایش دهد.

ریک نیباکن، مدیر پروژه ی جونو از آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا در پاسادنای کالیفرنیا در بیانیه ای گفت: «این روشن شدن موتور اصلی که برای نخستین بار و نیز پیروزمندانه انجام شد، دستاورد سختکوشی و برنامه ریزی های فراوان گروه عملیاتی بود.»

وی افزود: «ما اوایل امسال شروع به آماده سازی دقیق برای انجام این مانور کردیم و در طول پنج ماه گذشته مشغول بهینه سازی و آماده کردن فضاپیما بودیم، به ویژه در سامانه های گرمایی و پیشرانش آن.» (ویدیو: نگاهی به ماموریت جونو)

جونو در روز سه شنبه (۴ سپتامبر) یک بار دیگر موتورش را روشن خواهد کرد تا در مسیر گذر از کنار زمین در تاریخ ۹ اکتبر ۲۰۱۳ قرار بگیرد. فضاپیما در این گذر به فاصله ی ۵۰۰ کیلومتری از زمین خواهد رسید. به گفته ی پژوهشگران، گرانش زمین فشار بزرگی بر فضاپیما وارد خواهد کرد (آن را هل خواهد داد) و سرعت آن را تا۲۶۲۸۰ کیلومتر بر ساعت بالا خواهد برد و بدین ترتیب جونو در مسیر پایانی خود برای رفتن به سوی مشتری قرار خواهد گرفت. (روش sling-shot (قلاب سنگی)، تصویر و ویدیوی پایین را ببینید. -م)

افزایش سرعت با کمک نیروی گرانش سیاره ها
که با نام روش تیرکمان یا شناخته می شود.
جونو که در ۵ اوت ۲۰۱۱ به فضا پرتاب شد، قرار است در ۴ ژوییه ی ۲۰۱۶ به بزرگ ترین سیاره ی منظومه ی خورشیدی برسد.
[بخوانید: * ایستگاه بعدی: مشتری]

جونو پس از رسیدن به سیاره ی مشتری، ۳۳ بار از قطبی به قطب دیگر به گرد این سیاره خواهد چرخید و با بهره از ۸ ابزار خود، زیر ابرهای فشرده و ضخیم این غول گازی را خواهد کاوید. این فضاپیما نامش را از ایزدبانوی جونو یا یونو گرفته، که می توانست از میان ابرهایی که همسرش ژوپیتر برای پنهان کردن بدکاری های خود پدید آورده بود، آن سو را ببینید. [نام سیاره ی مشتری هم در زبان لاتین، ژوپیتر می باشد. -م]

به گفته ی پژوهشگران، هدف اصلی این فضاپیمای ۱.۱ میلیارد دلاری کسب آگاهی درباره ی جو و مغناطکره ی مشتری و ساختار و منشاهای آنست و نیز تعیین این که آیا این سیاره دارای یک هسته ی جامد هست یا نه.

اسکات بولتون، بازرس اصلی جونو از بنیاد پژوهشی جنوب باختری در سن آنتونیو می گوید: «ما برای آموختن تاریخچه ی خودمان نیاز به سفر به مشتری داریم زیرا مشتری بزرگ ترین سیاره است، و با گرفتن بخش عمده ی مواد به جا مانده از شکل گیری خورشید پدید آمده است. زمین و سیاره های دیگر در واقع از پسمانده ی این پسماندها ساخته شدند، بنابراین ما اگر بخواهیم درباره ی تاریخچه ی عناصری که زمین و زندگی را پدید آوردند آگاهی یابیم، باید نخست بدانیم در زمان ساخته شدن مشتری چه روی داده بوده است.»

به گفته ی بولتون، جونو تا زمان رسیدن به مشتری ۲.۲۵ میلیارد کیلومتر یا ۱.۴ میلیون مایل دیگر را بر مسافت سنج خود خواهد نگاشت. این کاوشگر انرژی خود را از خورشید می گیرد -- این نخستین باریست که یک فضاپیما با انرژی خورشیدی به سفری دور و دراز تا حد رسیدن به مشتری می رود.

این فضاپیمای ۳۲۶۷ کیلوگرمی سه آرایه ی خورشیدی گوناگون دارد، هر یک به بزرگی یک یدک تراکتور. این آرایه ها دارای ۱۸۶۹۸ سلول خورشیدیند که در کنار سیاره ی مشتری نزدیک به ۴۰۰ وات برق - هم ارز چهار لامپ ۱۰۰ وات- تولید خواهند کرد.

مسیر حرکت فضاپیمای جونو و کمک گرفتن آن از نیروی گرانش سیاره ها برای افزایش سرعت که با نام روش تیرکمان شناخته می شود.
در یوتیوب ببینید

واژه نامه:
NASA - Jupiter - Earth - Juno spacecraft - Rick Nybakken - Jet Propulsion Laboratory - planet - solar system - gas giant - goddess Juno - magnetosphere - solid core - sun - Scott Bolton - Southwest Research Institute - element - solar array - solar cell

منبع: space.com

چشم گربه و هاله اش

سحابی چشم گربه (NGC ۶۵۴۳) یکی از شناخته شده ترین سحابی های سیاره ای یا سیاره نما در آسمان است.
تقارن های فراموش نشدنی آن را می توان در میانی ترین بخش این تصویر وسوسه انگیز دید؛ این تصویر برای پدیدار شدن هاله ی غول آسا ولی کم نوری از مواد گازی که حدود ۶ سال نوری پهنا دارد و خود سحابی سیاره ایِ آشنا و درخشان تر را در بر گرفته مورد پردازش قرار گرفته (پرداخته شده است).
این تصویر ترکیبی از داده های باریک باند و پهن باند درست شده و تابش های به طور چشمگیر نیرومند و گسترده ی اتم های دو بار یونیده ی اکسیژن را به رنگ آبی-سبز و هیدروژن و نیتروژن یونیده را هم به رنگ سرخ نشان می دهد.
سحابی های سیاره ای یا سیاره نما دیرزمانی به عنوان مرحله ی پایانی زندگی ستارگان خورشیدسان شناخته می شدند. ولی به تازگی سحابی های سیاره ای بسیاری با چنین هاله هایی یافته شده اند؛ احتمالن این هاله از موادی ساخته شده که طی دوره های فعال آغازین تکامل ستاره از آن جدا شده و به اطراف پراکنده شده بوده است.
ستاره شناسان می پندارند مرحله ی تبدیل شدن ستاره به سحابی سیاره ای حدود ۱۰ هزار سال به دراز می کشد، ولی به برآورد آنان، سن بخش های رشته ای بیرونی این هاله به ۵۰ تا ۹۰ هزار سال می رسد.


واژه نامه:
Cat's Eye Nebula - NGC 6543 - planetary nebula - narrowband - broadband - ionized oxygen atom - ionized hydrogen - ionized nitrogen - sun-like star - halo

منبع: apod.nasa.gov

ستاره شناسان در فضا "قند" یافتند!

* ستاره شناسان در گازهای پیرامون یک ستاره ی جوان خورشیدسان مولکول های قند یافته اند.
* این کشف نشان می دهد که برخی از ترکیبات شیمیایی موردنیاز زندگی درست همزمان با شکل گیری
سیاره ها در این منظومه پدید آمده اند.

گروهی از ستاره شناسان با بهره از آرایه ی گسترده ی میلیمتری/زیرمیلیمتری آتاکاما (آلما، ALMA) مولکول های قند را در گازهای پیرامون یک ستاره ی جوان خورشیدسان شناسایی کرده اند. این نخستین بار است که قند در فضا و به دور چنین ستاره ای یافته می شود، و این یافته نشان می دهد که بلوک های سازنده ی زندگی در زمان مناسب و در وقت مناسب به سیاره هایی که پیرامون این ستاره در حال ساخته شدنند افزوده خواهند شد.

مولکول های قند در گازهای پیرامون یک ستاره ی
جوان خورشیدسان. (تصویر بزرگ تر)
اخترشناسان در گازهای پیرامون یک ستاره ی دوتایی جوان و هم جرم خورشید به نام IRAS 16293-2422، مولکول های "گلیکول آلدهید" (C۲H۴O۲) را یافتند - یک شکل ساده از قند. گلیکول آلدهید پیشتر هم در فضای میان ستاره ای دیده شده بود ولی این نخستین بارست که نزدیک یک ستاره ی خورشیدسان، و در فاصله ای تقریبن برابر با فاصله ی اورانوس از خورشید در منظومه ی خورشیدی خودمان یافته می شود. این کشف نشان می دهد که برخی از ترکیبات شیمیایی موردنیاز زندگی درست همزمان با شکل گیری سیاره ها در این منظومه وجود دارند.

یس یورگنسون از بنیاد نیلز بوهر دانمارک می گوید: «ما در قرص گاز و غبار پیرامون این ستاره ی نوپا گلیکول آلدهید یافتیم که گونه ای ساده از قند است و چندان با قندی که در قهوه مان می ریزیم تفاوت ندارد. این مولکول یکی از اجزای سازنده در شکل گیری RNA است که - مانند DNA - یکی از بلوک های بنیادین زندگی می باشد.

حساسیت بالای آلما - حتی به هنگام کار در محدوده ی کوتاه ترین طول موج هایی که از نظر فنی چالش برانگیزند - برای این مشاهدات مهم و حیاتی بود، مشاهداتی که طی مرحله ی بازبینی و تایید علمی رصدخانه توسط یک آرایه ی ناتمام از آنتن ها انجام شده بود.

سیسیل فاور از دانشگاه آروس دانمارک می گوید: «آنچه که به راستی در یافته های ما هیجان انگیز است اینست که مشاهدات آلما نشان می دهند که مولکول های قند در حال کشیده شدن به سوی یکی از دو ستاره ی درون این منظومه اند. این مولکول های قند نه تنها در جای درستی برای راه یافتن به درون یک سیاره واقع شده اند، بلکه در جهت درستی هم در حال حرکتند.»
نقاشی از مولکول های گلیکول آلدهید که ساختار مولکولی آن ها را نشان می دهد (C2H4O2). اتم های کربن به رنگ خاکستری، اتم های اکسیژن به رنگ سرخ، و اتم های هیدروژن به رنگ سفید نشان داده شده اند. (تصویر بزرگ تر)
گاز و غبارهایی که برای ساختن ستارگان تازه می رمبند (فشرده می شوند) بی نهایت سردند، و بسیاری از گازها بر روی این ذرات غبار یخ می زنند و با گرد آمدن در همان جا، مولکول های پیچیده تری را پدید می آورند. ولی هنگامی که ستاره ای در دل چنین قرص چرخان گاز و غباری شکل بگیرد، آن ستاره بخش های درونی قرص را گرم می کند و دمای آن بخش ها را تا حدود دمای اتاق بالا می برد. این گرمایش باعث بخار شدن مولکول های پیچیده ی شیمیایی شده و گازهایی را پدید می آورد؛ این گازها هر یک پرتوی ویژه ی خود را به شکل امواج رادیویی می گسیلند که به کمک رادیوتلسکوپ های پرقدرتی همچون آلما می توان آن ها را دریافت کرده و نقشه ی آن ها را تهیه نمود.

IRAS 16293-2422 حدود ۴۰۰ سال نوری از زمین فاصله دارد و همین آن را به هدفی عالی برای اخترشناسان جهت بررسی مولکول ها و شیمی پیرامون ستارگان جوان تبدیل می کند. ستاره شناسان اکنون با بهره از توان نسل نوین تلسکوپ هایی مانند آلما، شانس بررسی جزییات ظریف و دقیق درون ابرهای گاز و غباری که در حال ساخت منظومه های سیاره ای هستند را یافته‌اند.

یس یورگنسون می گوید: «یک پرسش بزرگ اینست: ساختار این مولکول ها پیش از آن که با سیاره های تازه در آمیزند، تا چه حد پیچیده می شود؟ این می تواند درباره ی چگونگی پیدایش زندگی در جاهای دیگر برایمان چیزهایی بگوید، و رصدهای آلما برای پرده برداشتن از این راز حیاتی خواهد بود.»

واژه نامه:
Atacama Large Millimeter/submillimeter Array - ALMA - sugar molecule - Sun-like star - glycolaldehyde - binary star - Sun - IRAS 16293-2422 - interstellar space - Uranus - solar system - planet formation - Jes Jørgensen - Niels Bohr Institute - RNA - DNA - wavelength - antenna - Science Verification - Cecile Favre - Aarhus University

منبع: astronomy.com

کشف میلیون ها ابَرسیاهچاله و کهکشان پنهان در غبار

* فضاپیمای کاوشگر میدان گسترده ی فروسرخ ناسا (وایز، WISE) گنجینه ای تازه یافته سرشار از سیاهچاله های ابرپرجرم و کهکشان های دوردست به نام DOGs یا "کهکشان های پنهان در غبار".

تصاویر دریافتی از این تلسکوپ میلیون ها جرم را در سراسر گیتی نشان می دهد که نامزد (کاندید) سیاهچاله های غبارآلودند و نیز حدود ۱۰۰۰ جرم غبارآلودتر که گمان می رود از جمله درخشان ترین کهکشان هایی باشند که تاکنون یافته شده. این کهکشان های نیرومند که به شدت در محدوده ی فروسرخ می درخشند، با عنوان "هات داگ" یا hot dust-obscured galaxies نامیده می‌شوند.
کاوشگر میدان گسترده ی فروسرخ ناسا (وایز، WISE) با کاوش در طول موج در سراسر آسمان، میلیون ها نامزد اختروش پیدا کرد.
۸۰۰ در ۶۰۰ - ۱۰۲۴ در ۷۶۸ - ۱۶۰۰ در ۱۲۰۰ - ۶۵۰۰ در ۴۵۰۰
هاشمه حسن، دانشمند برنامه ی وایز در ستاد ناسا در واشنگتن می گوید: «وایز جنگلی از اجرام پنهان را آشکار کرده است: یک سیارک پنهان که بالای سر زمین در مداری می رقصد، سردترین گوی های ستاره-مانند که تاکنون شناخته شده و اینک، سیاهچاله‌های ابرپرجرم و کهکشان های پنهان در پس لایه های غبار.»

وایز سراسر آسمان را دو بار در محدوده ی فروسرخ کاوید و کاوش خود را در اوایل سال ۲۰۱۱ به پایان رساند. این تلسکوپ انگار که با عینک دید در شب در تاریکی جستجو می کرد، میلیون ها عکس از آسمان گرفت. همه ی داده های به دست آمده از این فضاپیما به طور همگانی منتشر شده و ستاره شناسان می توانند در آن ها جستجو کرده و چیزهای تازه ای بیابند.

این تازه ترین یافته ها به اخترشناسان کمک می کند شناخت بهتری از چگونگی رشد کهکشان ها و سیاهچاله های غول پیکر مرکزشان و دگرگونی ها و تکامل آن ها با هم پیدا کنند. برای نمونه، سیاهچاله ی غول پیکر مرکز کهکشان راه شیری، به نام کمان آ*، دارای جرمی ۴ میلیون برابر جرم خورشید است و هر گاه موادی به تناوب به سوی آن کشیده می شوند، دیوانه وار آن را می بلعد و به این وسیله دمای محیط پیرامونش را بالا برده و به تابش وا می دارد. سیاهچاله های مرکزی بزرگ تر، با جرم هایی تا میلیاردها برابر جرم خورشید، شاید حتی باعث از کار انداختن روند ستاره زایی در کهکشان های خود بشوند.

در یک مورد پژوهش، ستاره شناسان با بهره از وایز حدود ۲.۵ میلیون سیاهچاله ی ابرپرجرم در حال تغذیه را در سراسر کل آسمان و تا فاصله های بیش از ۱۰ میلیارد سال نوری از زمین شناسایی کردند. نزدیک به دو سوم این اجرام هرگز پیش از این دیده نشده بودند زیرا غبار جلوی آن ها را گرفته و مانع رسیدن نور دیدنی (مریی) از آن ها به زمین می شد. وایز این هیولاها را به سادگی می بیند زیرا سیاهچاله های نیرومندشان با برافزایش مواد (کشیدن مواد به سوی خود و تشکیل یک قرص برافزایشی از ماده) دمای گرد و غبار را بالا می برند و به تابش آن در محدوده ی طول موج فروسرخ می انجامند.

دانیل استرن از آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا در پاسادنای کالیفرنیا می گوید: «ما سیاهچاله ها را به دام انداختیم.» وی که نویسنده‌ی اصلی پژوهش "سیاهچاله های وایز" و نیز دانشمند پروژه در یکی دیگر از ماموریت های سیاهچاله ای ناسا به نام آرایه ی تلسکوپی طیف سنجی هسته ای (نوستار، NuSTAR) است می افزاید: «وایز آن ها را در سر تا سر کل آسمان پیدا کرد، در حالی که نوستار دیدگاهی به کلی تازه از پرتوهای پرانرژی ایکس آن ها و آنچه به پرتو افشانیشان می انجامد به ما می دهد.»

در دو مقاله ی دیگر وایز، پژوهشگران یافتن چیزهایی را گزارش کردند که از جمله ی درخشان ترین کهکشان های شناخته شده‌اند؛ این یکی از هدف های اصلی این ماموریت بود. آن ها تاکنون حدود ۱۰۰۰ نامزد چنین اجرامی را شناسایی کرده اند.

بزرگنمایی دو تکه از پیمایش وایز- تصویر بزرگ تر
این اجرام دوردست و نیرومند بیش از ۱۰۰ تریلیون برابر خورشید خودمان نور می‌افشانند. ولی آن ها غبارآلود هم هستند و از همین رو تنها در بلندترین طول موج های فروسرخ که توسط وایز دریافت شد دیده می شوند. تلسکوپ فضایی اسپیتزر ناسا این کشفیات را با جزییاتی بیشتر دنبال کرد و نشان داد که این DOGها یا "کهکشان های پنهان در غبار"، افزون بر داشتن ابرسیاهچاله های گرسنه ای که به شدت به بلعیدن گاز و غبار مشغولند، ستاره سازان پرکاری هم هستند.

پیتر آیزنهارت، نویسنده ی اصلی مقاله ای درباره ی نخستین دسته از این کهکشان های درخشان و غبارآلود، و نیز دانشمند پروژه ی وایز در آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا می گوید: «این کهکشان های غبارآلود و به شدت ستاره ساز آنقدر کمیابند که وایز ناچار شد کل آسمان را برای یافتنشان جستجو کند. ما همچنین شواهدی می بینیم از این که این اجرامِ رکورددار، احتمالن سیاهچاله هایشان را پیش از توده ی مرکزی ستارگانشان (کوژی کهکشان) درست کرده اند. چه بسا اول "تخم مرغ" پدید آمد و بعد "مرغ".»

وجود بیش از ۱۰۰ تا از این اجرام - در فاصله هایی تا حدود ۱۰ میلیارد سال نوری - با بهره از رصدخانه ی دبلیو ام کک (W.M. Keck) در موناکی هاوایی، و همچنین رصدخانه ی جمینی در شیلی و تلسکوپ ۲۰۰ اینچی هیل پالومار نزدیک سن دیگو، و رصدخانه ی تلسکوپ چندآیینه ای نزدیک توسان آریزونا تایید شد.

رصدهای وایز، همراه با داده هایی در طول موج های فروسرخ از این هم بلندتر، که از رصدخانه ی زیرمیلیمتری کلتک بر فراز کوه موناکی به دست آمده بود، مشخص شد که این کهکشان های دور و نیرومند بیش از دو برابر داغ تر از دیگر کهکشان هایی هستند که در فروسرخ درخشانند. بر پایه ی یک نظریه، گرد و غبار این کهکشان ها در اثر فعالیت های بسیار شدید و پرقدرت ابرسیاهچاله های مرکزیشان گرم شده است.

جینگ ون وو از آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا، و نویسنده ی اصلی مقاله ای درباره ی رصدهای زیرمیلیمتری می گوید: «ما شاید در حال تماشای مرحله ای تازه و کمیاب در فرگشت کهکشان ها باشیم.» هر سه مقاله ی گفته شده در نشریه ی اخترفیزیک منتشر شده.

این مقاله ها را به زبان اصلی و به همراه PDF آن ها می توانید اینجا بخوانید:

واژه نامه:
NASA - Wide-field Infrared Survey Explorer - WISE - supermassive black hole - DOGs - dust-obscured galaxies - Hashima Hasan - asteroid - Earth - star-like orb - infrared - night-vision goggle - black hole - Milky Way galaxy - Sagittarius A* - sun - star formation - Daniel Stern - Jet Propulsion Laboratory - Nuclear Spectroscopic Telescope Array - NuSTAR - X-ray - wavelength - Spitzer Space Telescope - Peter Eisenhardt - JPL - W.M. Keck Observatory - Gemini Observatory - Hale telescope - Multiple Mirror Telescope - Caltech - Submillimeter Observatory - evolution of galaxy - Jingwen Wu - Astrophysical Journal . 

منبع: nasa

نخستین عکسی که از سطح دنیایی دیگر گرفته شد

این تصویر در دو اندازه: بزرگ- بزرگ تر
آیا به تازگی تصویر پانورامایی از دنیایی دیگر دیده اید؟
تصویر پانوراما یا سراسرنمایی که این جا می بینید، جایگاه گسترده و باشکوه فرود آپولو ۱۱ در دریای آسایش کره ی ماه را نشان می دهد که از پیوند و کنار هم گذاری نماهای وضوح بالای تصویرهای اولیه ساخته شده.
نمایی که انتهای سمت چپ چشم انداز را نشان می دهد (نمای AS11-37-5449)، توسط نیل آرمسترانگ و زمانی که هنوز سوار بر گردونه ی ماه نشین عقاب بود، از پشت پنجره ی آن گرفته شده و نخستین عکسیست که یک انسان از روی دنیایی دیگر گرفته.
رو به جنوب عکس، دماغه ی موتور در پیش زمینه ی چپ دیده می شود و سمت راست هم سایه ی خود عقاب که رو به باختر است را می توان دید. برای سنجش اندازه ها، دهانه ی بزرگ و کم ژرفای سمت راست را ببینید که قطری در حدود ۱۲ متر دارد.
این نماها از پشت پنجره ی گردونه ی ماه نشین و حدود یک ساعت و نیم پس از فرود و پیش از گام نهادن بر سطح ماه ثبت شده اند و نخست برای این در نظر گرفته شده بودند که اگر نیاز به ترک زودهنگام ماه پیدا شود، مدرکی از جایگاه فرود ثبت شده باشد.
واژه نامه:
Apollo 11 - Panorama - Moon - Sea of Tranquility - Neil Armstrong - Eagle Lunar Module - AS11-37-5449 - thruster nozzle - crater

منبع: apod.nasa.gov

کنجکاوی با خط مورس می نویسد

این یک عکس نمای نزدیک از رد خودروی کنجکاوی ناسا در نخستین رانندگی آزمایشی آنست. بازوی خودرو هم در جلوی عکس دیده می شود. با دقت بیشتر در رد خودرو، متوجه یک تک الگوی تکرارشونده در آن می شویم: کد مورس نشان دهنده ی واژه ی JPL.
این الگو به صورت راه راه های موازی در میان رد زیگزاگ چرخ ها دیده می شود و می توان از آن ها به عنوان یک مرجع دیداری برای کمک به درست و دقیق راندن خودرو بهره برد.
نرم افزار visual odometry یا "مسافت سنجی دیداری" کنجکاوی، ویژگی های سطح - مانند سنگ ها، سایه ی سنگ ها و الگوهای رد خودرو - را اندازه می گیرد تا فاصله ی دقیق میان هر یک از گام های رانندگی را تعیین کند. دانستن این که خودرو چقدر پیشروی کرده برای سنجش هر گونه لغزشی که ممکن است برای چرخ ها روی بدهد مهم است، برای مثال لغزش ناشی از شیب زیاد یا سطح شنی. خاک نرم و ریزدانه معمولن ویژگی های جالب چندانی ندارد، از همین رو کنجکاوی می تواند خودش به کمک رد چرخ هایش ویژگی هایی مخصوص به خود را پدید آورد.

کد مورس که روی هر شش چرخ کنجکاوی نقش بسته این هاست: ---. (نشانه ی J)، .--. (نشان P)، و ..-. (نشان L). که با هم می شود JPL، کوتاه شده ی نام آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا در پاسادنای کالیفرنیا، محل ساخته شدن خودروی کنجکاوی و جایی که این ماموریت سرپرستی و مدیریت می شود.

واژه نامه:
NASA - Curiosity rover - Morse code - JPL - visual odometry - Jet Propulsion Laboratory

منبع: nasa

آیا ما در یک جهان بَرخالی زندگی می کنیم؟

* در آغاز:
[بَرخال، فرکتال، یا فراکتال (Fractal): ساختاری که هر جزء از آن با کلش همانند است. یا به عبارتی برخال یک نگاره یا پیکره است که دارای ویژگی خودهمانندی در مقیاس های گوناگون است در حالی که این مقیاس ها با هم پیوند ریاضیاتی داشته باشند. برای نمونه اگر فردی بخش ویژه‌ای از آن پیکره یا نگاره را برگزیند و دیدش را بر آن ۵ بار نزدیکتر کند (زوم کند) شکل دقیقن همان شکل پیش باشد. - منبع: ویکیپدیا]
--------------------------------------------------------------------------

* برخال ها یا فراکتال ها زیبایند، ولی ما علاقه ای به زندگی در یک برخال نداریم. اگر کیهان ما شبیه یک برخال غول پیکر باشد - که در آن، ماده همیشه به گونه ی خوشه هایی درون خوشه هایی دیگر به نظر بیاید- شاید
ضربه ای جدی به کیهان شناسی نوین وارد شود.

در این نقشه ی تازه که بر پایه ی فاصله از زمین
رسم شده، نقاط زرد نماینده ی کهکشان ها هستند.
مربع کوچک سمت چپ بیشینه اندازه ای را نشان
می دهد که در آن، خوشه بندی دیده شد.
تصویر بزرگ تر
اکنون بزرگ ترین نقشه ی سه بُعدی آسمان که تاکنون برای سنجش ساختارهای بزرگ-مقیاس به کار رفته نشان می دهد که اگر به حد کافی از دور نگاه کنیم، کیهان را به گونه ای اطمینان بخش بدون خوشه خواهیم یافت.

با نگاه کردن به چگالی کیهان می توان دید که کیهان در آغاز، یکدست و هموار متولد شده بوده؛ این چیزیست که تابش پس زمینه ی ریزموج کیهانی، یک تابش محو و ضعیف که تنها ۳۸۰ هزار سال پس از مهبانگ تابیده شده بوده هم نشان می دهد.

با گذشت زمان، مواد در اثر گرانش گرد هم آمدند تا جایی که گازها توانستند ستارگان را بسازند، آن ستارگان در کهکشان هایی گرد آمدند، و کهکشان ها هم در خوشه‌هایی دور هم جمع شدند. البته مدل استاندارد کیهان شناسی می گوید که در مقیاس بزرگ، گسترش (انبساط) کیهان بر نیروی گرانش چیره می شود و بنابراین ماده در آن مقیاس ها می بایست کمابیش به گونه ای یکدست پخش شده باشد (نه خوشه خوشه).

ولی در پژوهش های پیشین، خوشه هایی درون خوشه های بزرگ تر یافته شده بود. حتی در یک مقاله به وجود فراخوشه های کهکشانی با اندازه ی حدود ۳ میلیارد سال نوری هم اشاره شد.

سرخگرایی نجات بخش
به گفته ی رهبر گروه دانشمندان، موراگ اسکریمجیور در دانشگاه باختر استرالیا در پِرت، جهان برخالی علاوه بر این که در بسیاری از نظریه های کیهان شناسی سنگ می اندازد، در برخی از جنبه های بنیادین اخترشناسی هم تردید ایجاد می کند. برای نمونه، سرخگرایی یا انتقال به سرخ (اثر دوپلر در کش آمدن نور که ناشی از گسترش کیهان است) دیگر نمی تواند ابزاری دقیق و درست برای اندازه گیری فاصله های کیهانی باشد.

اسکریمجیور می گوید: «اگر فضا هموار و یکدست نباشد، اگر توسط توده های بزرگ ماده، انحنا پیدا کرده و پرپیچ و خم باشد، پس خط سیر نور هم می بایست پیچ خورده باشد و دیگر سرخگرایی به وجود آمده در آن را به سادگی نمی توان به فاصله ی اجرام تا کهکشانمان نسبت داد.»

گروه وی برای بررسی این موضوع، داده های به دست آمده از "پیمایش انرژی تاریکِ WiggleZ" را مورد موشکافی قرار دادند. این پیمایش (نقشه برداری) از مشاهداتی بهره می گرفت که توسط تلسکوپ انگلیسی-استرالیایی در نیوساوث ولز برای نقشه برداری از حدود ۲۲۰ هزار کهکشان در فضایی به اندازه ی یک مکعب به اضلاع ۳ میلیارد سال نوری انجام شده بود.

غیر تصادفی، تا یک نقطه
آن ها برای خوشه ها آزمایش را چنین انجام دادند که هر کهکشانی را در مرکز یک کره ی فرضی جای دادند و تعداد کهکشان های درون کره را شمردند. اگر آن ۲۲۰ هزار کهکشان درون مکعب غول آسا "خوشه بندی" شده بودند، پس شمار کهکشان های درون هر کره می بایست بیشتر از زمانی می شد که آن ۲۲۰ هزار کهکشان، به طور کتره ای در آن مکعب غول آسا پراکنده شده باشند.
عکسی از یک توزیع بزرگ-مقیاس ماده که در
تازه ترین پژوهش مورد بررسی قرار گرفت.
این تکه ای از یک همانندسازی گسترده به نام
GiggleZ است که مکمل پیمایش GiggleZ بود.

همین آزمایش را برای کره های نسبتن کوچک تر (به قطر تا حدود ۳۳۰ میلیون سال نوری) انجام دادند و در  آن ها خوشه های کهکشانی پدیدار شدند. ولی در کره های بزرگ تر، شمار کهکشان ها بر مبنای توزیع کتره ای و تصادفی بود

[به بیان دیگر، خوشه بندی کهکشان ها تنها در ابعاد نسبتن کوچک ترِ فضا دیده می‌شود و هر چه ابعاد فضا بیشتر می شود، همان گونه که مدل استاندارد کیهان شناسی پیش بینی کرده، پراکندگی ماده در فضا هم یکدست و یکنواخت می شود -م].

یکی از اعضای گروه به نام تامارا دیویس از دانشگاه کویینزلند بریزبن می گوید: «این نخستین پیمایشی است که در ابعاد به اندازه ی کافی بزرگ انجام شد... تا به روشنی به یکدستی کیهان برسیم و از آن هم بگذریم.»

رد کردن دشوار است
به گفته ی فیلیپ عبدالله از کالج دانشگاهی لندن که در این پژوهش درگیر نبود، گرچه اندیشه ی یک جهان برخالی چیزیست که اندکی از مردم آن را باور خواهند کرد ولی رد کردنش هم بسیار دشوار است. وی می گوید: «این بهترین نتیجه ایست که تاکنون دیده ام.» ولی می افزاید که این کلام پایانی نیست. چه بسا پیمایشی در ابعاد از این هم بزرگ تر انجام شود و همه ی این نتایج را به چالش بکشد.

اسکریمجیور اذعان می کند که پژوهش انجام شده توسط گروهش، خوشه بندی در ابعاد بسیار عظیم را رد نمی کند، ولی به گمان وی چنین ساختارهایی اگر هم وجود داشته باشند، آنقدر چگال و انبوه نیستند که برای کیهان شناسی مشکلی بیافرینند.

آزمون بعدی توسط آرایه ی کیلومتر مربعی انجام خواهد شد، یک آرایه ی رادیوتلسکوپی ساخته شده در آفریقای جنوبی و استرالیا که می تواند از کهکشان ها نقشه ای از این هم بزرگ تر تهیه کند.

در همین زمینه: * کهن ترین نور کیهان

واژه نامه:
Fractal - cluster - cosmology - 3D map - cosmic microwave background radiation - big bang - gravity - standard model - hypercluster - galaxy - Red-shift - Morag Scrimgeour - Doppler effect - WiggleZ Dark Energy Survey - Anglo-Australian Telescope -Tamara Davis - Filipe Abdalla - Square Kilometre Array - radio-telescope

منبع: newscientist

ابرهای رنگارنگ آسمان شب

چرا آسمان نزدیک ستاره ی قلب العقرب و "رو مارافسای" اینقدر رنگارنگ است؟
این رنگ ها نتیجه ی در هم آمیختن اجرام و فرآیندهاست.
غبارهای ریز و نرمی که از جلو به وسیله ی نور ستارگان روشن شده اند، سحابی های بازتابی آبی رنگ را پدید آورده اند. ابرهای گازی که اتم هایشان توسط پرتوی فرابنفش ستارگان برانگیخته شده، سحابی های نشری یا گسیلشی سرخ فام را ساخته اند. ابرهای گرد و خاکی که از پشت روشن شده اند، خود جلوی نور ستارگان را گرفته و از همین رو تاریک دیده می شوند.
قلب العقرب یا آنتارس یک ستاره ی ابرغول سرخ و یکی از پرنورترین ستارگان آسمان شب است که ابرهای زرد-سرخ پایین میانه ی عکس را روشن نموده. منظومه ی ستاره ای رو مارافسای در مرکز سحابی آبی رنگ و نزدیک بالای عکس دیده می‌شود.
خوشه ی کروی دوردست M4 را درست در سمت راست قلب العقرب می توان دید، و بالاتر سمت راست هم ابری سرخ فام ستاره‌ی سیگما کژدم را در بر گرفته.
این ابرهای ستاره ای حتی از آن چه چشم انسان می تواند ببیند هم رنگارنگ ترند و در سراسر طیف الکترومغناطیسی نور می‌افشانند.


واژه نامه:
Antares - Rho Ophiuchi - reflection nebula - atom - ultraviolet - emission nebula - red supergiant - globular cluster - M4 - Sigma Scorpii - electromagnetic spectrum

منبع: apod.nasa.gov

این مقصد پایانی کنجکاوی است

آن چیست که در افق دیده می شود؟
قله ی روشن کوه شارپ یا Mt. Sharp - مقصد پایانی خودروی کنجکاوی.
تصویر موزاییکی بالا از جایگاه بردبری گرفته شده، همان نقطه ی فرود کنجکاوی، و در پیش زمینه هم بازوی روباتیک خود کنجکاوی دیده می شود که گشوده و بالا گرفته شده.
کنجکاوی چند روز است که برای رسیدن به ناحیه ای به نام Glenelg با ویژگی زمین شناختی جالب، به راه افتاده و در حال گذر از زمین سنگلاخ میان خود و آن ناحیه است. همچنین کنجکاوی بررسی و تجزیه و تحلیل پیرامونش را نیز با شلیک لیزر به یک تکه سنگ نزدیک آغاز کرده تا ساختار شیمیایی توده گازی که از این شلیک پدید می آید را مورد بررسی قرار دهد.
اگر روزگاری زندگی بر روی سیاره ی بهرام وجود داشته، شاید همین جا در گودال گیل بوده، و بهرام نورد کنجکاوی هم بهترین شانس کنونی بشر برای یافتن بازمانده های آنست.


واژه نامه:
Mt. Sharp - Curiosity rover - Bradbury Landing - robotic arm - Glenelg - laser - Mars - Gale crater

منبع: apod.nasa.gov

سیاهچاله کهکشان راه شیری زمانی فعال بوده

* شواهدی که نشان می دهند سیاهچاله ی ابرپرجرم کهکشان راه شیری همیشه این چنین آرام نبوده همچنان
رو به افزایش است.

در دل هسته ی کهکشان راه شیری اژدهایی خفته است. این اژدها یک سیاهچاله ی ابرپرجرم خاموش است که در پس گرد و غبار قرص کهکشان پنهان شده و گاه گاهی بیدار شده، تکانی به خود می دهد. گاه ابری از گاز به گرد سوراخ های بینیش می چرخد یا ستاره ای بر سرش می افتد و باعث می شود این اژدها خرناسی کشیده، اندکی آتش به بیرون دمیده، و سپس دوباره به خواب فرو رود. ولی چند میلیون سال پیش، چیزی باعث شد این هیولا به طور کامل از خواب برخیزد و با ساختن فواره هایی از پلاسما، دو حباب بزرگ به فضا بفرستد.
[در این زمینه: * خوراک هیولا می رسد: برای نخستین بار، فرو رفتن یک ابر به درون یک سیاهچاله دیده می شود  * جنگ و گریز در مرکز کهکشان]
این برداشت هنری، کهکشان راه شیری را از لبه نشان می دهد که در آن، حباب های فرمی به رنگ صورتی نشان داده شده اند. حباب های از پیش شناخته شده ی پرتو گاما هم به رنگ آبی نمایانده شده اند. بر پایه ی یک پژوهش تازه، سیاهچاله ی مرکزی کهکشان این حباب ها را به وجود آورده و قطعن هم دارای یک لبه هستند. (تصویر بزرگ تر)
این دیدگاه ما از کهکشانمان است؛ دیدگاهی که در هشت سال گذشته تغییراتی نموده و پیشرفت هایی کرده. رصدها و مشاهدات ریزموج (میکروویو) و پرتو گاما نشان می دهند که اَبَرسیاهچاله ی مرکزی کهکشان راه شیری چند میلیون سال پیش توده ای را به فضا دمیده و حبابِ مِهی را پدید آورده بوده که تا هزاران سال نوری بالا و پایین قرص کهکشان گسترده شده است. روشن نیست که آیا این توده ی مه در حقیقت از یک جهش کوتاه مدت در فعالیت سیاهچاله پدید آمده بوده یا نه، ولی پژوهشی تازه که توسط گریگوری دوبلر از بنیاد فیزیک نظری کاولی در دانشگاه کالیفرنیا، سانتاباربارا انجام گرفته شاید به بسته شدن این پرونده کمک کند. [بخوانید: کشف حباب های عظیم پرتو گاما در اطراف کهکشان راه شیری]

فضاپیمای فرمی ناسا یک جفت حباب غول پیکر که پرتو گاما می گسیلند
یافته که از مرکز کهکشان راه شیری بیرون زده اند. این حباب ها در
نقشه ی پرتو گامای سراسر آسمان دیده نمی شوند (بالا)، ولی با حذف
همه ی چشمه های دیگر پرتو گاما، شکل دمبلی این حباب ها هم آشکار
می شود (پایین). این حباب ها تا ۵۰ درجه ی شمال و جنوب صفحه ی
کهکشان گسترده شده اند و در آسمان، پهنه ای از صورت های فلکی
سنبله تا درنا را در بر می گیرند.
پایه ی اصلی شواهد تازه، یک ویژگی منحصر به فرد در این حبابِ مه است که پیشتر تنها در محدوده ی پرتوهای گاما دیده شده بود: یک لبه.

این مه که به اصطلاح مه WMAP خوانده شده، نخستین بار در سال ۲۰۰۴ توسط داگ فینکبینر (مرکز اخترفیزیک هاروارد- اسمیتسونیان) در میان داده های به دست آمده از کاوشگر ناهمسانگرد ریزموج ویلکینسون (WMAP، دبلیومپ) یافته شد. این کاوشگر وظیفه ی نقشه برداری از تابشی را به عهده دارد که به هنگام نوزادی کیهان تابیده شده بود، زمانی که کیهان نوزاد آنقدر سرد شده بود که فوتون ها بتوانند آزادانه در آن جابجا شوند. این حباب همچنین در داده های تازه تر ماهواره ی پلانک نیز دیده می شود، این ماهواره از پس زمینه ی ریزموجی که WMAP دیده بوده تصاویر بهتر و واضح تری به دست می آورد. 

در سال ۲۰۱۰، فینکبینر، دوبلر، و همکارانشان سیگنال دیگری یافتند، این بار در طول موج هایی بسیار کوتاه تر و توسط تلسکوپ فضایی پرتو گامای فرمی. آن ها به دنبال نشانه هایی از نابودی ماده ی تاریک می‌گشتند ولی به جای آن، دو ساختار لَپ شکل با لبه های مشخص یافتند که در بالا و پایین صفحه ی کهکشان گسترده شده بودند، در همان جایی که توده ی WMAP دیده شده بود.

فوتون های پرتو گامایی که از حباب های یافته شده توسط تلسکوپ فرمی می تابد و فوتون های ریزموجی که از مه WMAP می‌تابد طی دو فرآیند گوناگون پدید آمده اند. به گفته ی دوبلر، فوتون های مه، تابش سنکروترون هستند و از الکترون هایی گسیل می شوند که در یک میدان مغناطیسی چرخش مارپیچ وار دارند. از سوی دیگر، پرتوهای گاما فوتون هایی بوده اند که سرشان به کار خودشان بوده و تنها در چرخه ای می چرخیدند تا این که الکترون های با همان سرعت به آن ها برخورد کرده و انرژیشان را بالاتر برده است.

ولی این داده ها نشان می دهند که شاید هم ویژگی WMAP و هم ویژگی فرمی توسط "یک دسته" الکترون پرانرژی پدید آمده باشد. هر دو فرآیند نیاز به الکترون هایی با انرژی های دستکم چند گیگا الکترون ولت دارند. (اگر بشود کل جرم یک الکترون را به انرژی تبدیل کرد، حدود ۲۰۰۰ الکترون نیاز خواهیم داشت تا یک گیگا الکترون ولت انرژی به دست آوریم.) تقریبن می توان با اطمینان گفت هر چه در گذشته ی کهکشان ما رخ داده بوده، به پدید آمدن هر دو ویژگی انجامیده است.

لبه های حباب های فرمی و تقارن آشکارشان پیرامون هسته ی کهکشان راه شیری نشانگرِ گونه ای رویداد کوتاه مدت است که حباب هایی را از مرکز کهکشان بیرون دمیده. به ویژه این لبه ها مهم (و پیچیده) هستند. حباب های فرمی به نظر می رسد در سراسر سطحشان و در لبه شان درخشش یکنواختی دارند -- هیچ "تیرگی کناره ای" آنچنان که در خورشید دیده می شود در آن ها وجود ندارد و همچنین هیچ روشنی کناره ای. این بدان معناست که الکترون هایی که حباب ها را پدید آورده اند، هنوز با همان انرژی بالایی که یک میلیون سال پیش داشتند در حال چرخیدنند، هم در ژرفای درون حباب و هم در لبه ها. اخترشناسان نمی دانند این الکترون ها چگونه چنین پدیده ای را ساخته اند، ولی بهترین راه برای پرتاب این الکترون های پرانرژی به بالا و ساختن حباب های غول پیکر - که هر یک تقریبن ۲۵ هزار سال نوری بلندی دارند - از راه انفجار فواره هایی از قطب های سیاهچاله ی ابرپرجرم کهکشان می باشد.

یک فواره می تواند با دمیدن گاز و غبار موجود در پیرامون مرکز کهکشان، حبابی در ابعاد کهکشان پدید آورد، همان گونه که می‌توان با یک نی، به درون یک لیوانِ آب دمید و حبابی از هوا در آن تولید کرد. حفره ی پدید آمده در گاز و غبار کهکشانی، نسبت به محیط پیرامون چگالی بسیار کمتری دارد ولی انباشته از الکترون های پرانرژی و دیگر ذراتیست که توسط فواره شتاب گرفته اند. در این فواره ها به همراه گاز و غبار، میدان مغناطیسی کهکشان هم بیرون کشیده می شود و یک لایه ی مغناطیسی نازک به دور لبه ی حباب پدید می آورد. ذر ات باردار پرسرعت درون این حباب به دام می افتند و هنگامی که به لبه ی حباب می رسند، راهشان در راستای انحنای حفره کج می شود و در میدان مغناطیسی شروع به حرکت مارپیچی می کنند.

در یک پژوهش تازه پس از "کنار گذاشتن" چشمه های شناخته
شده، نشان داده شد که نیمه ی جنوبی توده ی WMAP (بالا)
آشکارا مانند یک حباب است. نقشه ی تازه به شدت شبیه
حباب های فرمی است (پایین).
تاکنون، لبه های حباب تنها در داده های فرمی ظاهر شده اند. ولی به نظر دوبلر، وی سرانجام در داده های WMAP هم لبه ای خواهد یافت. دوبلر این مه را در نیمکره ی جنوبی کهکشان مورد بررسی موشکافانه قرار داد (ابرهای گرد و غبار در نیمه ی شمالی کهکشان باعث می شود بررسی این حباب در نیمکره ی شمالی دشوارتر باشد).

او به دقت نقشه ی تابش های شناخته شده از مشاهدات WMAP و فرمی را از هم جدا کرد. سپس داده های WMAP را صاف و هموار نمود تا وضوحش هم اندازه ی داده های فرمی شود و وی بتواند آن دو را با هم بسنجد (مقایسه کند). وی با شگفتی متوجه یک افت چشمگیر و آشکار در تابش ریزموج شد -- لبه هم تقریبن در هر دو نقشه، هم WMAP و هم فرمی، در یک جا واقع شده بود.

دوبلر می گوید: «ما برای این که بدانیم آیا این لبه واقعی است یا نه زمان درازی را پشت سر گذاشته ایم. ولی به نظر می رسد کاملن واقعی است و عملن وجود دارد.»

به گفته ی دوبلر، وی توانست هر دو لبه را ببیند، هم به این دلیل که نقشه ها را هموار کرده بود و هم به خاطر شیوه ای که برای بررسی ریزموج ها در پیش گرفت: به جای آن که شیب کاهش آن ها را در راستای خط صافی که از مرکز کهکشان بیرون می آمد اندازه بگیرد، یک نیم دایره دور توده ی مه کشید. سپس کمان های بزرگ تر و باز هم بزرگ تری رسم کرد تا ببیند با دور شدن از هسته ی کهکشان، افت تابش چگونه است. با انجام این کار، لبه ی حباب پدیدار شد.

مقاله ی رسمی که درباره ی تشخیص ماهواره ی پلانک از این توده ی مه بود تا چند هفته حذف نمی شود، و جالب خواهد بود که ببینیم آیا لبه ها در داده های این ماهواره هم دیده می شوند یا نه. ولی اگر مه WMAP قطعن یک حباب WMAP باشد، چه بسا همه ی نظریه های "فوران غیرسیاهچاله ای"، مانند ماده ی تاریک یا باد کهکشانی کنار گذاشته شود. به گفته ی دوبلر، در داده های پرتو ایکس هم نشانه هایی از چیزی دیده می شود که می تواند نیمه ی بالایی یک X-شکل باشد، یک "کمر ساعت شنی" که توسط دو حباب درست شده است؛ البته این مورد هنوز قطعی نشده است.

وی می گوید: «به گمان من، از نظر مفهومی، یک حباب که توسط فواره پدید آمده باعث این مه و پرتوها شده.» ولی رازهای دیگری هنوز ناگشوده مانده، به ویژه الکترون های پرانرژی مزاحم. چند مدل خوب وجود دارد ولی هیچ یک کاملن متناسب نیست.

واژه نامه:
supermassive black hole - Milky Way galaxy - plasma - microwave - gamma ray - Gregory Dobler - Kavli Institute for Theoretical Physics - WMAP haze - Doug Finkbeiner - Harvard-Smithsonian Center for Astrophysics - Wilkinson Microwave Anisotropy Probe - photon - Planck satellite - WMAP - wavelength - Fermi Gamma-ray Space Telescope - dark matter - synchrotron radiation - electrons - magnetic field - galactic center - bubble - limb darkening - galactic wind - X-ray - hourglass -Goldilocks - galactic plane - Virgo - Grus

منبع: skyandtelescope

بارش شهاب بر روی دژ تاریخی

دژ یا قلعه ی آلبرشتزبزگ، بازمانده از  سده های میانه، در میان درختان نزدیک ساحل شمالی رود پیلاخ و شهر ملک اتریش واقع شده است.
در تصویر بالا که نمای آسمان باختری را نشان می دهد، این دژ را می بینیم که زیر آسمان صاف شبانگاه ۱۲ اوت و زیر صورت های فلکی تابستانی شمال، از جمله دلو و عقاب و نیز صورت فلکی جمع و جور و کم نور دلفین (بالا و راست میانه ی عکس) قد برافراشته است.
در این چشم انداز همچنین یک شهاب درخشان بر فراز دیوارهای دژ دیده می شود. این شهاب یکی از شهاب های بارش برساوشی است و اگر رد آن را پی بگیرید، به صورت فلکی حماسی برساوش، بالای افق سپیده دمان می رسید.
شهاب های برساوشی که با سرعتی نزدیک به ۶۰ کیلومتر بر ثانیه وارد جو زمین می شوند، در حقیقت خرده های به جا مانده از دُم دنباله دار سویفت-تاتل می باشند که زمین به هنگام جابجاییش در فضا، از میانشان می گذرد.

در همین زمینه: * 10 حقیقت نخست درباره بارش شهابی برساوشی

واژه نامه:
Medieval - Albrechtsberg castle - river Pielach - Aquarius - Aquila - Delphinus - meteor - perseid meteor shower - constellation Perseus - comet - Swift-Tuttle

منبع: apod.nasa.gov

لامپی روی سر خورشید روشن شد!

در ۲۰ اوت ۲۰۱۲ و در آغاز یک رشته فوران تاج خورشید (CME)، یک فوران دایره ای پدیدار شد که دقیقن شکل یک لامپ را ساخت.

دستگاه C2ی بخش LASCO در سوهو معنای تازه ای به "یک ایده ی درخشان" داد و تصویری از یک CME ثبت کرد که همانند یک لامپ روشن به نظر می رسد.
این ویدیو تنها چند ساعت از بیستم اوت ۲۰۱۲ را نشان می دهد. توجه: ویدیو ۴ بار تکرار می شود. دریافت ویدیو با کیفیت بالا به بزرگی ۱۰ مگابایت

این "لامپ"، یک لبه ی نازک بیرونی داشت و یک هسته ی درخشان و برافروخته هم در مرکزش. CME ها اغلب برآمده و پیازی شکل هستند ولی سال ها بود که چنین فورانی با یک مرکز برافروخته (مانند لامپی با المنت میانش) دیده نشده بود.

این نماها توسط دستگاه C2ی تاج نگار طیف سنجی و زاویه گسترده (LASCO) در رصدخانه ی خورشیدی و هلیوسفری ناسا (SOHO) ثبت شده اند. LASCO می‌تواند جلوی نوری که یکراست از خورشید می آید را با قرص پوشاننده بگیرد و با پدید آوردن یک خورشیدگرفتگی ساختگی درون خود دستگاه، از تاج خورشید عکس بگیرد.

خود قرص خورشید در این عکس ها با یک دایره ی سفید نمایانده شده است. تصویر C2 تاج درونی خورشید را تا فاصله ی ۸.۴ میلیون کیلومتری از خورشید نشان می‌دهد.
نمایی از ویدیوی بالا که شکل لامپی این فوران تاجی
را نشان می دهد.

واژه نامه:
coronal mass ejections - CME - bulbous - Solar and Heliospheric Observatory - SOHO - Large Angle and Spectrometric Coronagraph - LASCO - C2 instrument - solar corona - Sun - eclipse

منبع: nasa

دیدار ماه با ستاره بامدادی

سیاره ی سرگردان ناهید که این شب ها در ساعت های تاریک پیش از سر زدن آفتاب طلوع می کند، اکنون دیگر به ستاره ی تابناک بامدادی تبدیل شده است.
همگان در سراسر سیاره ی زمین، مقارنه ی کم فاصله ی آن با ماه در ۱۳ اوت را دیدند. ولی آسمان‌دوستان در خاور آسیا، افزون بر مقارنه، بیننده ی یک اختفا یا فروپوشانش ماه نیز بودند که طی آن، هلال کاهنده‌ی ماه در آسمانی که هنوز تاریک بود، یکراست از برابر سیاره‌ی درخشان ناهید گذشت.
[درباره ی این رخداد، اینجا را بخوانید: ناهید پشت ماه پنهان شد]
تصویر همنهاده ی روبرو از عکس هایی پی در پی ساخته شده که یک بازه ی ۱۰ دقیقه ای از این نمایش آسمانی را بر فراز ابرها و چراغ های شهر تائه باک (Taebaek) در کره ی جنوبی نشان میدهد. ویدیوی آن را در پایین می بینید.
این فروپوشانش نزدیک افق آغاز شد و همچنان که ماه و ناهید از روی افق بالا می آمدند، فروپوشانش هم ادامه می یافت.
ناهید نخست در پشت هلال ماه که از نور خورشید روشن شده بود پنهان شد و پیش از سر زدن آفتاب، از پشت بخش تاریک ماه بیرون آمد و دوباره آشکار شد.
واژه نامه:
Moon - Morning Star - Venus - conjunction - planet - Earth - lunar occultation - waning crescent - Taebaek

منبع: apod.nasa.gov

نخستین رد کنجکاوی بر خاک بهرام

این چشم انداز سراسرنما (پانورامای) ۳۶۰ درجه مدرکیست از نخستین آزمون پیروزمندانه ی راندن خودروی کنجکاوی ناسا.
در ۲۲ اوت ۲۰۱۲، این خودرو نخستین حرکتش را انجام داد: تا حدود ۴.۵ متر به پیش رفت، ۱۲۰ درجه چرخید و سپس حدود ۲.۵ متر به عقب رفت. کنجکاوی اکنون حدود  ۶ متر از جایگاه فرودش که اکنون به نام "جایگاه بردبری" یا Bradbury Landing نامیده شده فاصله دارد.
در این عکس، نخستین رد چرخ های کنجکاوی دیده می شود. در نقطه ای که حرکت از آن جا آغاز شده، یک تکه سنگ ۳.۵ اینچی (۹ سانتی متری) دیده می شود که به گفته ی مهندسان، بخشی از آن زیر چرخ عقب رفته بوده. دو نقطه ی تغییر رنگ داده‌ای که به هنگام فرود خودرو، در اثر موتور پایه ی فرود روی خاک به جا مانده را هم می توان سمت چپ و راست رد چرخ ها مشاهده کرد. دامنه های پایینی کوه شارپ در بالای تصویر، نزدیک مرکز به چشم می خورند.

این نمای موزاییکی را دوربین ناوبری خودرو ثبت کرده و از ۲۳ چارچوب با وضوح کامل درست شده که در یک طرح افکنش (نورافکنی) استوانه ای به نمایش در آمده است.  تصویر پایین، این نما را از بالا نشان می دهد:
واژه نامه:
panorama - NASA - Curiosity - rover - Bradbury Landing - rear wheels - descent stage - wheel tracks - Mount Sharp - Navigation camera - cylindrical projection

منبع: nasa

مهبانگ "آغاز جهان" نبود، تنها "تغییر حالت" آن بود!

* به گفته ی گروهی از فیزیکدانان نظری در دانشگاه ملبورن و RMIT، مدل آغاز کیهان نباید به گونه ی انفجاری بزرگ به نام مهبانگ در نظر گرفته شود بلکه بیشتر همچون یخ زدن آب و تبدیل آن به یخ بود.

* بر پایه ی نظریه ی تازه، مهبانگ شاید لحظه ای بوده که جهان آب-مانند سرد شد و به جهانی یخ-مانند
که امروز می بینیم تبدیل شد.
به گفته ی گروهی از فیزیکدانان نظری، آغاز جهان را نباید
بر پایه ی مهبانگ در نظر گرفت بلکه بیشتر همانند تبدیل آب
به یخ بود. به ادعای این گروه، با بررسی ترکها و شکستهایی
که در همه ی بلورها - از جمله یخ - پدید می آید، شناخت ما
از سرشت کیهان می تواند دگرگون شود.
این دانشمندان ادعا کرده اند که شناخت ما از سرشت کیهان با بررسی شکاف ها و ترک هایی که در همه ی بلورها از جمله بلور یخ پدید می آید، می تواند دگرگون شود. به گفته ی جیمز کواچ، پژوهنده ی اصلی این پروژه، این نظریه واپسین مورد در یک دوره ی طولانی تلاش انسان برای شناخت خاستگاه و سرشت کیهان است.

وی می گوید: «فیلسوفان یونان باستان می خواستند بدانند که ماده از چه ساخته شده: آیا از عنصری پیوسته ساخته شده یا از اتم های جداگانه؟ ما اکنون با بهره از میکروسکوپ های بسیار پرقدرت می دانیم که ماده از اتم ساخته شده.» 

«هزاران سال بعد، آلبرت انیشتین گفت که فضا و زمان پیوسته اند و جریانی یکنواخت و هموار دارند، ولی ما اینک بر این باوریم که این پنداشت انیشتین هم در مقیاس های بسیار کوچک شاید معتبر و پایمند نباشد.»

«بر پایه ی یک نظریه ی تازه به نام گرافیته ی کوانتومی (Quantum Graphity)، فضا ممکن است از بلوک های ساختمانی نادیدنی، مانند اتم های کوچک ساخته شده باشد. این بلوک های نادیدنی را می توان همانند پیکسل هایی که یک تصویر را روی صفحه پدید می آورند پنداشت. چالش این بوده که این بلوک های سازنده ی فضا بسیار کوچکند و از همین رو نمی توان آن ها را مستقیمن دید.»

با این حال جیمز کواچ و همکارانش بر این باورند که شاید راهی برای دیدن غیرمستقیم آن ها یافته باشند. وی می گوید: «گمان کنید که جهان آغازین مانند یک مایع بوده. سپس با سرد شدن کیهان، این مایع "بلوری" شده و به سه بُعد فضایی و یک بعد زمانی که امروزه می بینیم تبدیل شده. در چنین نظریه ای که جهان سرد شده و یخ می زند، باید انتظار داشته باشیم ترک هایی هم پدید بیاید، همانند ترک هایی که به هنگام یخ زدن آب در آن پدید می آید.»

به گفته ی پرفسور دانشیار اندرو گرینتری، یکی از اعضای گروه پژوهشی دانشگاه RMIT، برخی از این ترک ها را شاید بتوان دید: «نور و ذرات دیگر می بایست با رسیدن به این ترک ها و شکاف ها خم شده و یا از روی آن ها بازبتابند، و بر پایه ی نظریه، ما می بایست بتوانیم این پدیده ها و اثرها را ردیابی و آشکار کنیم.»

گروه دانشمندان برخی از این اثرها را برآورد کرده اند و اگر پیش بینی هایشان در آزمون (به صورت تجربی) هم تایید شود، پاسخ این پرسش که آیا فضا یکنواخت و هموار است یا از تکه های کوچک و نادیدنی ساخته شده، یک بار برای همیشه پیدا خواهد شد. این گروه توسط انجمن پژوهشی استرالیا پشتیبانی می شوند و پژوهششان در تازه ترین شماره ی journal Physical Review منتشر شد.

این ها را هم بخوانید: 

واژه نامه:
Big Bang - RMIT University - crystal - ice - James Quach - Ancient Greek - atom - Albert Einstein - Quantum Graphity - building block - Andrew Greentree - Australian Research Council - journal Physical Review

منبع: ScienceDaily

رنگ های سه شبچراغ کیهانی

طی هفته ی گذشته، شبانگاهانِ سیاره ی زمین با همیستانِ (مقارنه ی) دلپذیر شبچراغ های بهرام (مریخ)، کیوان (زحل) و ستاره ی سماک اعزل (اسپور) نزدیک افق باختری آذین بسته شده بود.
این سه شبچراغ که هنوز هم پس از غروب آفتاب گوشه های یک سه ضلعی آشکار کیهانی را می سازند و به تازگی یک هلال ماه نیز به جمعشان پیوسته است، همگی درخششی تقریبن به یک اندازه دارند ولی برای بینندگان تیزچشم، رنگ هایی گوناگون به نمایش می گذارند.
این تصویر هوشمندانه ی رد ستارگان، به هنگام غروب همین سه گانه ی کیهانی و با بهره از یک لنز تله فوتو از ساحل دریاچه ی اپالوک (Eppalock) در ویکتوریای مرکزی، استرالیا به ثبت رسید. تصویر بر روی درختان اکالیپتوس پیش زمینه کانونی شده تا رد ستارگان کمی مات شود و رنگ های سیرتر و غلیظ تری را نمایش دهد. [در همین زمینه: پاپیون های شکارچی]
آیا می توانید بگویید کدام رد از آن کدام جرم کیهانیست؟
مسلمن سرخ ترین رد از آن بهرام است و کیوان هم در سمت راست، پژواکی کم نور از رنگ سیاره ی سرخ را باز می نمایاند. سماک اعزل گرم و پرنور - ستاره ی آلفای صورت فلکی سنبله - هم در سمت چپ با رنگ آبی خودنمایی می کند.
---------------------------
* مقارنه: هم ایستان

واژه نامه:
planet - Earth - Mars - Saturn - Spica - conjunction - triangle - crescent Moon - star trail - Lake Eppalock - eucalyptus tree - Red Planet - alpha star - constellation Virgo

منبع: apod.nasa.gov

آیا بروس ویلیس به راستی توانست جهان را نجات دهد؟!

* یک خبر تکان دهنده: چنانچه مشخص شده، فیلم آرماگون محصول سال ۱۹۹۸ درباره ی فاجعه ی
برخورد یک سیارک با زمین، چندان پایه ی علمی نداشت.

در این فیلم، گروهی به رهبری بروس ویلیس، یک بمب هسته ای را در ژرفای درون یک سیارک به پهنای ۶۰۰ مایل یا ۱۰۰۰ کیلومتر، که دارد به سوی زمین می آید می کارند. با انفجار این بمب، سنگ آسمانی دو تکه می شود و تکه هایش بدون آن که خطری متوجه زمین کنند از کنار آن می گذرند و بدین ترتیب انسان ها می توانند زنده بمانند و آفتاب فردا را ببینند.

نقاشی از یک سیارک بزرگ در راه زمین.
ولی پژوهشی تازه که توسط چهار دانشجوی فیزیک در انگلستان انجام شده نشان می‌دهد که این شیوه ی کج کردن راه سیارک نمی توانسته جواب دهد. به گفته ی این دانشجویان، ویلیس و گروه گردن کلفتش برای دستیابی به این هدف نیاز به بمبی با نیروی تقریبن ۲ میلیارد برابر هر آنچه تاکنون روی زمین منفجر شده داشتند.

بن هال، گریگوری براون، اشلی بک و استوارت ترنر -- همگی دانشجویان کارشناسی ارشد در دانشگاه لستر -- فرمولی برای تعیین اندازه ی کل انرژی جنبشی موردنیاز برای دو تکه کردن سیارک "آرماگدون" و اطمینان از این که تکه هایش به زمین نمی خورد پدید آوردند.

رقمی که به دست آوردند برابر با ۸۰۰ تریلیون تراژول بود -- آن را با نیروی ۴۱۸ هزار تراژولی که در نیرومندترین انفجار تاریخ تولید شد بسنجید، یعنی آزمایش بمب هیدروژنی "Big Ivan" (ایوان بزرگ یا بمب تزار) که در سال ۱۹۶۱ توسط اتحاد جماهیر شوروی انجام گرفت.
[تراژول برابر با یک تریلیون ژول است. -م]

این دانشجویان همچنین نتیجه گرفتند که انسان ها برای این که هرگونه شانس کج کردن راه چنین سیارک بزرگی را داشته باشند، باید بسیار زودتر از آن چه در فیلم بود آن را پیدا کنند. (در فیلم، این سنگ آسمانی با اندازه ای برابر با ایالت تگزاس، تنها ۱۸ روز پیش از برخورد احتمالیش با زمین کشف شد.)

بروس ویلیس و گروهش در راه نجات جهان!
هال، ۲۲ ساله در بیانیه ای گفت: «من واقعن از فیلم آرماگدون لذت بردم و تا همین اواخر هرگز به عقلانیت و احتمالی که در دانش پشت فیلم بود فکر نکرده بودم. ولی پس از آن که دوباره فیلم را تماشا کردم، در بسیاری موارد درباره ی آن دچار شک و دودلی شدم.»

وی افزود: «به گمان من کارگردان ها می کوشند فیلم هایی بسازند که از نظر علمی دقیق و درست باشد ولی با مشکلات فراوانی در کارهای شدنی و ناشدنی روبرو می‌شوند و در نتیجه برای ساختن فیلم های جالب یا فیلم هایی که از نظر دیداری برای بینندگان خوشنما باشد، به سراغ تحریف دانش می روند.»

هال و همکارانش دستاوردهای خود را در دو مقاله در شماره ی امسالِ نشریه ی مباحث ویژه ی فیزیکِ دانشگاه لستر منتشر نمودند: "آیا بروس ویلیس می تواند جهان را نجات دهد؟" و "آیا بروس ویلیس می تواند پایان دنیا را پیش بینی کند؟" این نشریه ویژه ی پژوهش های نوآورانه ایست که توسط دانشجویان در سال پایانی از دوره ی چهار ساله ی کارشناسی ارشد فیزیک انجام می شود.

با این که فیلم "آرماگدون" اشتباه های بزرگی داشت ولی به باور دانشمندان، انسان ها می توانند مسیر بسیاری از سیارک های خطرناک را در صورت زود دیده شدن آن ها منحرف کنند. [بخوانید: * آیا این سیارک در سال 2040 به زمین می خورد؟]

البته بیشتر پژوهشگران در صورتی که به راستی زمان رو به پایان بوده و دیگر شانسی نمانده باشد، به یک انفجار هسته ای هم به عنوان گزینه ای برای آخرین راه حل می اندیشند.

یک کاوشگر به اصطلاح "تراکتور گرانشی" که ساختن آن چندین سال یا دهه به درازا کشیده نیز هست که در صورت پرتاب، می‌تواند به سیارک رسیده و به همراه آن پرواز کند. با گذشت زمان، فضاپیما می تواند به کمک کشش گرانشی دقیقش، سیارک را به دنبال خود کشانده و به مداری بی خطرتر ببرد. [در این باره اینجا را بخوانید: * تراکتور گرانشی برای یدک کشی سیارک ها]

و یا [همچنین] یک برخورد کننده ی جنبشی می تواند با برخورد به سیارک در ژرفای فضا، آن را به مسیری دیگر براند [در واقع به آن تنه بزند]. ولی اگر این سیارک، سیارک "آرماگدون" با پهنای ۶۰۰ مایل، یعنی تقریبن به اندازه ی سیاره ی کوتوله ی سِرس باشد، انجام این کار شاید دشوار شود.

آیا موج یک انفجار هسته ای چند مگاتنی می تواند سیارکی که به سوی زمین می آید را پس بزند؟ 


واژه نامه:
asteroid - movie - Armageddon - Bruce Willis - nuclear bomb - Earth - space rock - Ben Hall - Gregory Brown - Ashley Back - Stuart Turner - terajoule - Soviet Union - Big Ivan - hydrogen bomb - Journal of Special Physics Topics - Master of Physics - gravity tractor - dwarf planet - Ceres

منبع: SPACE.com

چرخش آزمایشی در ریگزار بهرام

اندازه های دیگر: ۸۰۰ در ۶۰۰ (ثابت) - ۱۰۲۴ در ۷۶۸ (ثابت) - ۹۴۶ در ۷۱۰ - ۱۰۲۴ در ۱۰۲۴
این مجموعه عکس ها جابجایی چرخ سمت راست عقب خودروی کنجکاوی ناسا را نشان می دهد. در هنگام گرفته شدن این عکس، کنجکاوی در حال گرداندن چرخ هایش در همان نقطه ی فرود بر سطح بهرام بود. مهندسان این چرخ ها را برای آزمایش راندن خودرو و راه بردن پیش هنگام آن در چند روز آینده و نیز آزمایش خاک زیر پای آن به حرکت در آوردند.
این عکس در ۲۱ اوت توسط یکی از دوربین های ناوبری کنجکاوی گرفته شد.

واژه نامه:
wheel - NASA - Curiosity - Mars - Navigation camera

منبع: nasa

Blogger template 'Browniac' by Ourblogtemplates.com 2008

بالای صفحه