ستاره شناسان به پشت در یک سیاهچاله رسیدند!

* اخترشناسان به کمک یک تلسکوپ مجازی به بزرگی سیاره ی زمین و با نفوذ به ژرفای قلب یک
کهکشان، به پشت در یک سیاهچاله رسیدند.

کهکشان بیضیگون نامدار M۸۷ دارای فواره ای تقریبن
رو به ماست، گرچه نه به سرراستی یک بلازار. بلندی
این فواره به هزاران سال نوری می رسد.
یک گروه از ستاره شناسان بین المللی در شماره ی این هفته ی نشریه ی ساینس گزارش دادند که به درون قلب کهکشان M۸۷ نگریسته اند؛ یک کهکشان بیضیگون که سیاهچاله‌ی ابرپرجرم مرکزیش، فواره ای از ذرات یونیده به بلندای هزاران سال نوری دارد که توسط خطوط چرخان میدان مغناطیسی به بیرون پرتاب می‌شوند.

[بخوانید: * چراغ جوشکاری فضایی * M۸۷ : کهکشان بیضوی با فواره‌اش]

پژوهشگران می گویند با نگاه کردن به ماده ی چرخان دور این سیاهچاله ی غول پیکر، تایید کرده اند که همین مواد سرچشمه ی فورانی از انرژی به بلندای چند هزارسال نوری می باشد.

این بِلک ها یا فوران های انرژی که به نام فواره های نسبیتی شناخته می شوند، مواد را با سرعتی نزدیک به سرعت نور پرتاب می کنند. این فواره ها می‌توانند از این سر تا آن سر کهکشان را بپیمایند و بنابراین می توانند بر تغییرات و تکامل آن کهکشان تاثیر بگذارند.

شپرد دوئلمن، نویسنده ی اصلی این پژوهش که ستاره شناسی در رصدخانه ی هایستک MIT در وستفورد ماساچوست است می‌گوید: «دیرزمانیست که ستاره شناسان این فرض را کرده اند که سیاهچاله ها و ماده ی چرخان پیرامونشان پدیدآورنده ی فواره‌هایی هستند که در برخی کهکشان ها می بینیم، ولی ما تاکنون تلسکوپی با توان واگشایی کافی برای تایید این فرضیه نداشتیم.»
این تصویری از یک همانندسازی (شبیه سازی) است که
فواره ی انرژی را نشان می دهد که از یک سیاهچاله ی
چرخان که توسط قرصی از مواد برافزاینده در بر گرفته
شده برمی‌خیزد. سیاهچاله با نصف سرعت بیشینه در حال
چرخش است و جرم آن هم برابر با جرم ابرسیاهچاله ی
مرکزی کهکشان بیضیگون M۸۷ می باشد. "سایه" ی
سیاهچاله که از خمیدگی شدید نور پدید آمده هم در این
همانندسازی دیده می شود.

وی در ادامه به SPACE.com گفت: «ولی اکنون با ساختن یک تلسکوپ مجازی به بزرگی سیاره ی زمین که رادیوتلسکوپ هایی از هاوایی تا کالیفرنیا را به هم می پیوندد، توانسته ایم به توان بزرگنمایی مورد نیاز دست بیابیم.»

به گفته ی دوئلمن، پژوهشگران با بهره از آرایه ی تازه ی خود که به نام "تلسکوپ افق رویداد" یا EHT نامیده شده، به پایه و سرچشمه ی فواره ی پرآوازه ی کهکشانی به نام M۸۷، در فاصله ی حدود ۵۴ میلیون سال نوری از زمین نگریستند.

تقریبن همه ی کهکشان ها در مرکزشان یک سیاهچاله ی ابَرپُرجرم یا ابرسیاهچاله با جرمی برابر با چند میلیون تا چند میلیارد برابر جرم خورشید دارند. دانشمندان مدت هاست که می پندارند فواره های نسبیتی از قرص برافزایشی گاز و غباری بر می خیزد که در اثر گرانش هولناک این سیاهچاله ها به سوی آنان کشیده شده، و مانند آبی که به گرد چاهک وان جریان دارد، دور سیاهچاله می چرخد.

آرایه ی تازه برای نگاه کردن به فواره ی نسبیتی M۸۷ که سیاهچاله ای به سنگینی ۷ میلیارد برابر خورشید و پهنایی به اندازه ی منظومه ی خورشیدی دارد، داده های به دست آمده از سه رصدخانه در هاوایی، کالیفرنیا، و آریزونا را درهم آمیخت.

بزرگی منطقه ای که فواره ی نسبیتی از آن جا سرچشمه می گیرد با اندازه ی برآوردی درونی ترین مدار پایدار دایره ای قرص برافزایشی M۸۷ همخوانی دارد. بزرگی این منطقه به اندازه ی حدود پنج برابر منظومه ی خورشیدی ما، یا ۷۵۰ برابر فاصله ی زمین تا خورشید است.
تلسکوپ افق رویداد (EHT) یک آرایه ی رو به گسترش
از دیش های رادیویی است که با پیوستن به یکدیگر، یک
تلسکوپ مجازی به بزرگی سیاره ی زمین و با توان
بزرگنمایی بیش از ۲۰۰۰ برابر تلسکوپ هابل می سازند.
این شیوه به نام تداخل سنج با خط مبنای بسیار بلند (VLBI)
شناخته می شود و اکنون یک گروه از اخترشناسان با بهره
از آن توانسته اند سرچشمه و خاستگاه فواره ی نسبیتی که
از ابرسیاهچاله ی مرکزی کهکشان M۸۷ نیرو می گیرد
را اندازه بگیرند.

دوئلمن می گوید: «برای من جالب است که فکر کنم توانایی این را یافته ایم تا ناحیه ای که ماده در آن به گرد سیاهچاله می چرخد را درست پیش از آن که برای همیشه از صحنه ی روزگار محو گردد اندازه بگیریم.»

دانشمندان در این باره که آیا فواره های نسبیتی برای شکل گیری نیاز به یک سیاهچاله ی چرخان دارند یا نه مطمئن نبودند، و اگر آری، آیا احتمال پدید آمدنشان زمانی که جهت چرخش قرص برافزایشی با جهت چرخش سیاهچاله یکی باشد بیشتر است یا یکی نباشد؟

پژوهشگران دریافتند که، به گفته ی دوئلمن: «اندازه ی نقطه ی خاستگاه فواره‌ی M۸۷ به قدری کوچک است که بهترین توضیح می تواند این باشد که این سیاهچاله چرخان است و موادی که به گرد آن می گردند نیز می‌بایست در همان جهت چرخش خود سیاهچاله دورش بچرخند -- چیزی مانند سیاره ها که در همان جهت چرخش خورشید به گرد محورش به دور آن می چرخند.»

وی می افزاید: «دستاورد ما تنها نوک کوه یخ است. ما برای نگریستن به ژرفای درون یک فواره ی نسبیتی تنها از سه ایستگاه در یک تلسکوپ مجازی به بزرگی زمین بهره برده ایم. ما داریم ایستگاه های تازه و مهمی به این تلسکوپ افق رویداد می افزاییم که برای تصویربرداری از مرز یک سیاهچاله، ما را از همیشه جلوتر و نزدیک تر خواهند برد.»

این دانشمندان جزییات یافته های خود را در شماره ی آنلاین ۲۷ سپتامبر نشریه‌ی ساینس منتشر کرده اند.
چرخش یک سیاهچاله تعیین می کند که قرص برافزایشی چرخان تا چقدر می تواند به افق رویدادش نزدیک شود. اگر سیاهچاله و قرص در یک جهت بچرخند (چپ)، قرص به افق رویداد نزدیک تر خواهد شد تا زمانی که سیاهچاله اصلن نچرخد (وسط) یا جهت چرخششان خلاف یکدیگر باشد (راست).

در همین زمینه: * فواره هایی به بلندی یک میلیون سال نوری  

واژه نامه:
black hole - relativistic jet - Sheperd Doeleman - MIT - Haystack Observatory - virtual telescope - Event Horizon Telescope - galaxy - M87 - Earth - supermassive black hole - sun - accretion disk - solar system - journal Science - elliptical galaxy - simulation - EHT - radio dish - Hubble Space Telescope - Very Long Baseline Interferometry - VLBI - blazar

رویارویی تازه دو کهکشان

کهکشان ها معمولن چنین ظاهری ندارند. در واقع NGC ۶۷۴۵ یک کهکشان نیست بلکه آن چه در آن می بینیم، نتیجه ی برخورد دو کهکشان است که تنها چند صد میلیون سال از آغاز برخوردشان گذشته.
در گوشه ی پایین، سمت راست، درست بیرون از این عکس که به شیوه ی دیجیتالی واضح تر شده، کهکشان کوچک تر واقع شده که اکنون دارد از کهکشان بزرگ تر و صحنه ی جرم دور می شود. کهکشان بزرگ تر - همین که در این عکس می بینید - روزگاری برای خودش یک کهکشان مارپیچی بوده ولی اکنون به هم ریخته و به شکل یک کهکشان اَفد (عجیب، غیرعادی، peculiar) دیده می شود.
نیروی گرانش هر دو کهکشان را به هم ریخته و از شکل انداخته. گرچه احتمالن هیچ ستاره ای در این دو کهکشان مستقیمن به هم نخورده اند ولی گاز، غبار، و میدان های مغناطیسی محیطی وارد بر هم کنش های مستقیم با یکدیگر شده اند. در حقیقت چنانچه دیده می شود، یک گره (توده) گاز از پایین سمت راستِ کهکشان بزرگ تر بیرون کشیده شده و اکنون قرآیند ستاره زایی در آن آغاز شده است.
NGC ۶۷۴۵ حدود ۸۰ هزار سال نوری گستردگی دارد و فاصله اش از ما، چیزی نزدیک به ۲۰۰ میلیون سال نوریست.


واژه نامه:
NGC 6745 - spiral galaxy - peculiar galaxy - magnetic field

منبع: apod.nasa.gov

سحابی آیریس، زنبقی شکفته در فضا

این توده ابرهای گرد و غبار میان ستاره ای در فاصله ی ۱۳۰۰ سال نوری از ما، همچون گلبرگ های ظریف کیهانی در میدان های ستاره ای پربار درون صورت فلکی قیفاووس شکفته اند.
این سحابی که گاه به نام سحابی آیریس (زنبق،Iris) خوانده می شود و به عنوان NGC ۷۰۲۳ هم رده بندی شده، تنها سحابی آسمان نیست که نمای یک گل را به ذهن انسان می‌آورد.
این تصویر زیبای دیجیتالی، رنگ ها و تقارن سحابی آیریس را با جزئیاتی گیرا نشان می دهد. غبارهای درون آن، یک ستاره ی داغ و جوان را در بر گرفته اند. بخش روشن تر این سحابی بازتابی، عمدتن به رنگ آبی دیده می شود که نشان ویژه ی ذرات غباریست که نور ستارگان را باز می تابانند.
در مرکز سحابی، رشته های برافروخته ی ابرهای غبار پرتوهای سرخ کمرنگی را می تابانند. این رشته ها در اثر تابش فرابنفش ستاره، برانگیخته شده اند و به گونه ای چشمگیر، این پرتوی نادیدنیِ فرابنفش را به نورِ قابل دیدنِ سرخ رنگ تبدیل کرده و به ما نشان می دهند؛ روش "گرفتن و تاباندن فوتون" (نورتابناکی، photoluminesence).
رصدهای انجام گرفته در طول موج های فروسرخ همچنین نشان می دهند که این سحابی ممکن است مولکول های پیچیده ی کربن به نام PAH (هیدروکربورهای اروماتیک پلی‌سیکلیک، بُل‌چرخه‌ای) در خود داشته باشد.
گستردگی بخش روشن و درخشان سحابی ایریس حدود شش سال نوری است.
واژه نامه:
NGC 7023 - Iris Nebula -flower - constellation Cepheus - reflection nebula - filament - photoluminesence - carbon - molecule - PAH

منبع: apod.nasa.gov

کشف بستر رود خروشان باستانی بر روی بهرام

* خودروی بهرام نورد کنجکاوی ناسا چیزی را یافته که به نظر می رسد بستر یک رودخانه ی باستانی باشد و نشانگر اینست که روزگاری، آب در حجم بسیار بر سطح سیاره ی بهرام روان بوده - چه بسا در جاهایی گودیش تا کمر هم می رسیده.
خودروی کنجکاوی ناسا شواهدی از جریان آب در چند نقطه روی سیاره ی بهرام یافته، از جمله برونزد (رخنمون) سنگی درون این عکس که گروه دانشمندان برایش نام "هوتا" را از روی نام دریاچه ی هوتا در شمال باختر کانادا برگزیده اند. این تصویر موزاییکی در ۳۹مین روز بهرامی (سول) از ماموریت، توسط لنز تله فوتوی ۱۰۰ میلیمتری ماستکم کنجکاوی گرفته شد (۱۵ سپتامبر ۲۰۱۲ به وقت GMT). تصویر بزرگ تر و کامل تر: ۱۲۸۰ در ۹۶۰ - ۱۰۲۴ در ۷۶۸ - ۹۴۶ در ۷۱۰ - ۸۰۰ در ۶۰۰

در عکس های گرفته شده توسط خودروی کنجکاوی چندین برونزد یا رخنمون  سنگی گوناگون دیده می شود که قلوه سنگ هایی را در بر دارند که به لایه ای از سنگ های کنگلومرا یا سنگ جوش* چسبیده است. برخی از این سنگ ها گرد و بزرگند، که نشان می‌دهند مسافت های نسبتن درازی توسط آب بر روی سطح سیاره ی سرخ جابجا شده بوده اند. (عکس روبرو)

چنانچه امروز (۲۷ سپتامبر) پژوهشگران اعلام کردند، این جریان آب احتمالن بسیار خروشان بوده، شاید همانند جریان هایی که توسط سیلاب های ناگهانی در مناطق بیابانی زمین پدید می آید.

بخشی بزرگنمایی شده از تصویر بالا
ویلیام دیتریش، یکی از بازرسان کنجکاوی، از دانشگاه برکلی کالیفرنیا می گوید: «ما می توانیم از روی اندازه ی قلوه سنگ هایی که توسط این آب به این جا آورده شده دریابیم که سرعت آب حدود ۳ فوت بر ثانیه بوده، با ژرفایی که در برخی جاها به قوزک پا می رسیده و  در برخی جاها به استخوان لگن.»

دیتریش می افزاید: «مقاله های بسیاری [تاکنون] درباره ی کانال های روی بهرام به همراه فرضیه های گوناگونی درباره ی جریان های درون آن ها نوشته شده. این نخستین بارست که ما عملن داریم سنگ های جابجا شده توسط آب را بر روی بهرام می‌بینیم. این گذاریست از گمانه زنی درباره ی اندازه ی مواد درون بستر رودها تا دیدن مستقیم آن ها.»

 این یافته ها پس از آن انجام شد که پژوهشگران عکس های سه برونزد گوناگون درون گودال گیل، جایی که کنجکاوی در پنجم اوت بر آن نشست، را بررسی کردند.

یک برونزد سنگی در منطقه ی لینک روی سطح بهرام که در جاهای
دیگر با خاک سرخ-قهوه ای پوشیده شده. عکس های بزرگ تر:
۱۲۷۶ در ۹۵۷ - ۱۰۲۴ در ۷۶۸ - ۹۴۶ در ۷۱۰
نخستین برونزد - به نام گولبرن (Goulburn) - چند فوت با جایگاه فرود کنجکاوی فاصله دارد. کنجکاوی دو تای دیگر را - که به نام های هوتا (Hottah) و لینک (Link) خوانده می شوند - هنگامی دید که داشت به سوی منطقه ای به نام گلنلگ (Glenelg)، نخستین مقصد علمی اصلیش، می رفت.

دانشمند ارشد کنجکاوی، جان گروتزینگر از کلتک در پاسادنا به گزارشگران گفت که عکس های لینک واقعن دانشمندان را به فکر جریان آب در روزگار دور انداخت. و عکس های هوتا که برجستگی های سطح سیاره ی سرخ را از زاویه ای دیگر نشان می داد، تا حد زیادی گمان آن ها را تایید نمود.

گروتزینگر می گوید: «هوتا مانند سنگفرش یک پیاده روی شهر به نظر می رسد که با چکش بالا آمده باشد، ولی در حقیقت تکه ای کج شده از بستر یک رود کهن است.»
برونزدهای سنگی روی بهرام و روی زمین. این دو عکس، برونزدی
که در منطقه ی لینک بهرام دیده شده (سمت چپ) را با سنگ های
همانندش روی زمین مقایسه می کند. عکس های بزرگ تر:
۱۲۷۶ در ۹۵۷ - ۹۴۶ در ۷۱۰ - ۱۰۲۴ در ۷۶۸

به گفته ی گروتزینگر، برونزدهای کج روی زمین معمولن در اثر یک فعالیت زمین ساختی (تکتونیکی) پدید می آیند. ولی هوتا شاید در اثر برخوردی در نزدیکیش (شهابسنگ) و یا فرآیندی دیگر به وجود آمده باشد.

چنانچه پژوهشگران می گویند، آب احتمالن میلیاردها سال پیش بر روی بهرام روان بوده، هر چند مشخص کردن یک بازه ی دقیق زمانی کاری دشوار خواهد بود. ولی بزرگی سامانه ای که این برونزدها - و پنجه ی آبرفتی و کانال های پیرامون - را پدید آورده نشان می دهد که تنها در یک زمان کوتاه رخ نداده بوده است. بلکه به گفته ی دانشمندان، احتمالن آب در یک بازه ی نسبتن بلند زمان این جا روان بوده است.

دیتریش به خبرنگاران گفت: «به جرات می توانم بگویم که این بازه ی زمانی مطمئنن بلندتر از هزاران سال بوده، ولی همچنان در حال گردآوری داده ها هستیم تا از این هم فراتر برویم.»
این نقشه ی رنگ دروغین (رنگ نمایشی) منطقه ای در گودال گیل
بهرام را نشان می دهد، جایی که خودروی کنجکاوی ناسا در ۵ اوت
۲۰۱۲ به وقت PDT در آن فرود آمد. این نقشه، آمیزه ای از داده های
مکان سنجی (توپوگرافی) با داده های اینرسی گرماییست که توان سطح
برای نگهداری گرما را می‌نمایاند. رنگ سرخ ماده‌ی سطحی را نشان
می دهد که گرمایش را در شب بیشتر نگه می دارد، نشانی از تفاوت
نسبی آن با محیط پیرامون. این عکس در ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۲ منتشر شد.
عکس های بزرگ تر: ۳۳۳۹ در ۲۵۸۰ - ۱۶۰۰ در ۱۲۰۰ 

گروه دانشمندان هنوز لینک و هوتا را با ۱۰ دستگاه گوناگون کنجکاوی بررسی نکرده اند و نتیجه گیری های پژوهشگران بر پایه‌ی عکس هایی انجام شده که کنجکاوی به وسیله ی دوربین روی دیرک خود (ماستکم) از بهرام گرفته. هر چند به گفته ی گروتزینگر، همین عکس ها شواهد بسیاری را در خود ثبت نموده اند. وی می گوید: «در دانش زمین شناسی، گاهی وقت ها یک عکس ارزشی به اندازه ی هزار واژه دارد.»

خودروی بهرام نورد ۲.۵ میلیارد دلاری کنجکاوی نزدیک به ۵۰ روز است که ماموریت تقریبن دو ساله ی خود را برای تعیین این که آیا منطقه ی گودال گیل هرگز توان پشتیبانی از موجودات زنده ی ذره‌بینی را داشته یا نه آغاز کرده است.

با وجود پیدا کردن این برونزدها، مقصد پایانی روبات شش چرخ کنجکاوی همان پایه ی کوه شارپ (Mount Sharp) خواهد بود؛ قله ای به بلندای ۵.۵ کیلومتر که از مرکز گودال گیل سر به آسمان برافراشته. تپه های اسرارآمیز پای این کوه نشانه هایی از این دارند که در زمانی دور، در معرض آب مایع بوده اند.

این نقشه مسیر خودروی کنجکاوی ناسا را روی بهرام و در راه  رسیدن
به گلنلگ نشان می دهد، منطقه ای که در آن، سه سطح با ویژگی های
علمی گوناگون در کنار یکدیگر قرار می گیرند. نشان های پیکان،
ویژگی‌های زمین شناختی را می نمایانند که کنجکاوی تاکنون با آنها
روبرو شده و به کشف چیزی انجامیده اند که به نظر می رسد بستر
رود باستانی روی بهرام باشند. تاریخ انتشار عکس: ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۲.
عکس های بزرگ تر:
۱۲۰۲ در ۹۰۳ - ۱۰۲۴ در ۷۶۸ - ۹۴۶ در ۷۱۰
گروتزینگر می گوید: «جریان درازمدت آب می تواند محیطی زندگی پذیر باشد. این گزینه ی نخست ما برای یک محیط نگهدارنده‌ی مواد آلی نیست. ما هنوز هم می خواهیم به کوه شارپ برسیم، ولی دیگر خیالمان راحت شده که نخستین محیط بالقوه زندگی پذیرمان را یافته ایم.»
--------------------------------------------------------
* کنگلومرا (Conglomerate): یا سنگ جوش - يک سنگ رسوبى آواری دانه درشت است که از تکه های گِرد تشکيل شده.

در همین زمینه: * کنجکاوی نخستین لیزر را شلیک کرد * کنجکاوی آزمایش مستقیم سنگ های بهرام را آغاز کرد 

پیش تر هم خوانده بودیم: * جریان ماموریت تازه ناسا در سیاره بهرام چیست؟ * قوی ترین نشانه های "آب" در بهرام یافته شد * سنگ هایی که از وجود آب در گذشته بهرام خبر می دهند * رگ زندگی بهرام * بهرام روزگاری غریب نواز بوده! * کشف بستر یک اقیانوس باستانی روی سیاره بهرام * در سیاره بهرام آب یافته شد! * یک میز قهوه به نام Tisdale 2 * یک "دست یخی" که سنگ های بهرام را جابجا می کند

واژه نامه:
NASA - Mars rover - Curiosity - streambed - outcrop - conglomerate - Red Planet - Earth - William Dietrich - water - Gale Crater - Goulburn - Link - Hottah - Glenelg - John Grotzinger - Caltech - alluvial fan - Mast Camera - Mount Sharp - organics - Hottah Lake - Mastcam - telephoto lens - false-color - topographic - thermal inertia

منبع: SPACE.com

ستارگان در دل گرد و خاک

ستاره ی تابناک مَرکَب یا "کَهت مَیان" در این چشم انداز گرد و خاکی آسمان می درخشد. در گوشه ی سمت راست تصویر، خود مَرکب نشانگر یکی از گوشه های پیکره ی آسمانی "چهارگوش بزرگ" درون صورت فلکی اسب بالدار یا اسب بزرگ (فَرَس اعظم) است (عکس پایین را ببینید).
این نمای گسترده و ژرف تلسکوپی چیزی حدود ۵ درجه از آسمان را پوشانده که نزدیک به ۱۰ برابر قطر زاویه ای قرص کامل ماه می باشد، و سحابی های بازتابی آبی فام هم در سرتاسرش پراکنده شده اند.
و حتی با این که این چشم انداز از دید ما در جایی بیرون از صفحه ی کهکشان راه شیری جای دارد، منطقه ای را در بر گرفته که به داشتن ابرهای مولکولی نزدیک به ما شناخته شده است. ابرهای گرد و غبار آن هم، یعنی ابرهای سیروس در عرض بالای کهکشانی، کمتر از ۱۰۰۰ سال نوری از ما فاصله دارند.
کهکشان های فراسوی کهکشان راه شیری هم در پس زمینه ی عکس به چشم می‌خورند، از جمله کهکشان مارپیچی برجسته ی NGC ۷۴۹۷ نزدیک مرکز چشم انداز که از لبه دیده می شود.

واژه نامه:
Markab - asterism - Great Square - constellation Pegasus - flying horse - angular diameter - Full Moon - reflection nebula - plane - Milky Way galaxy - molecular cloud - latitude - galactic cirrus - edge-on - spiral galaxy - NGC 7497

منبع: apod.nasa.gov

تاجی در جنوب

در این نمای گسترده ی تلسکوپی که از نزدیکی های مرز شمالی صورت فلکی تاج جنوبی (اکلیل جنوبی) گرفته شده، ابرهای غبار کیهانی را می بینیم که در سراسر یک میدان پربار ستاره ای پخش شده اند. چگال ترین بخش این ابر که به گونه ای چشمگیر و موثر جلوی نور ستارگان دورتر کهکشان راه شیری در پس زمینه را می گیرد، با فاصله ای شاید کمتر از ۵۰۰ سال نوری از ما، حدود ۸ سال نوری درازا دارد.
در نوک آن (بالا سمت راست)، دسته ای از سحابی های بازتابی دوست داشتنی جای گرفته اند با نام های NGC ۶۷۲۶، NGC ۶۷۲۹، NGC ۶۷۲۷، و IC ۴۸۱۲. رنگ آبی، نمایانگر بازتاب نور ستارگان داغ توسط گرد و غبار کیهانی است. سحابی کوچک تر و زرد رنگ NGC ۶۷۲۹، ستاره ی جوان و متغیر "R تاج جنوبی" را در بر گرفته. خوشه ی ستاره ای کروی و باشکوه NGC ۶۷۲۳ هم نزدیک راست و بالای میانه ی تصویر دیده می شود.
در ظاهر چنین به نظر می رسد که NGC ۶۷۲۳ نیز بخشی از این گروه است ولی در واقع فاصله ی آن از ما در حدود ۳۰ هزار سال نوریست، بسیار فراتر از ابرهای غبار تاج جنوبی (این ویدیو را ببینید).

در همین زمینه: * آبرنگ کهکشانی

واژه نامه:
Corona Australis - Southern Crown - Milky Way - reflection nebula - NGC 6726 - NGC 6729 - NGC 6727 - IC 4812 - cosmic dust - variable star - R Coronae Australis - globular star cluster - NGC 6723

منبع: apod.nasa.gov

کشف شگفت آور: مجسمه بودایی باستانی از شهاب سنگ ساخته شده

* پژوهشگران بهت زده از آن چه یافته اند:
یک تندیس باستانی ۱۰۰۰ ساله که از یک گونه ی کمیاب شهاب سنگ تراشیده شده!

یک تندیس باستانی بودایی که نخستین بار در سال ۱۹۳۸ توسط یک گروه از دانشمندان نازی یافته شده بود، اکنون به وسیله ی گروهی از دانشمندان به رهبری دکتر المار بوخنر از بنیاد سیاره شناسی دانشگاه اشتوتگارت مورد بررسی قرار گرفته.

"مرد آهنی" یا "بودای فضایی"؟ - تصویر بزرگ تر
همچون ماجرایی در یک فیلم ایندیانا جونز: این تندیس (مجسمه) به نام "مرد آهنی" که شاید پیشینه اش به ۱۰۰۰ سال برسد، با ۱۰ کیلوگرم وزن، چهره ی خدای بودایی "ویسروانا" (در پارسی: بیشامُنتن یا بیشامُن) را دارد و باور بر اینست که ریشه اش به فرهنگ پیش-بودایی "بون" (Bon) در سده ی ۱۱ میلادی می‌رسد. 

با بررسی های زمین-شیمیایی (ژئوشیمیایی) که توسط گروه پژوهشی آلمانی-اتریشی انجام گرفته، آشکار شده که این تندیس پربها از یک آتاکسیت تراشیده شده، گونه ای بسیار کمیاب از شهاب سنگ های آهنی.

این تندیس باستانی ۱۰۰۰ ساله ی بودایی نخستین بار در سال ۱۹۳۸ توسط یک گروه اعزامی نازی یافته شد. یافته های تازه در نشریه ی "دانش سیاره ای و شهاب سنگی" منتشر شده اند.

این تندیس که به نام مرد آهنی خوانده می شود، ۱۰ کیلوگرم وزن و ۲۴ سانتیمتر بلندی دارد و باور بر اینست که نمایانگر یک سبک پیوندی (دورگه) میان فرهنگ بودایی و فرهنگ پیش-بودایی بون، و با چهره ی خدای بیشامن (ویسروانا) می باشد، پادشاه شمال در آیین بودا که در تبت به نام جمبالا (Jambhala) نیز شناخته می شود.

این تندیس در سال ۱۹۳۸ توسط یک گروه از دانشمندان آلمانی به رهبری جانورشناس نامدار، ارنست شافنر یافته شد. روشن نیست که آنان چگونه این تندیس را یافتند، ولی باور بر اینست که احتمالن نماد بزرگ صلیب شکسته ای که روی شکم آن حک شده بود، گروه را به برداشتن و بردنش به آلمان ترغیب کرده بوده. تندیس همین که به مونیخ رسید، به یک کلکسیون خصوصی پیوست و تنها در پی یک حراج در سال ۲۰۰۹ بود که برای پژوهش در دسترس دانشمندان قرار گرفت.

نخستین گروهی که به بررسی ریشه ی این تندیس پرداخت، گروهی به رهبری دکتر المار بوخنر از دانشگاه اشتوتگارت بود. این گروه توانستند آن را به عنوان یک آتاکسیت رده بندی کنند، یک رده ی کمیاب از شهاب سنگ های آهنی با نیکل فراوان.

دکتر بوخنر می گوید: «این تندیس از یک شهاب سنگ آهنی تراشیده شده، از یک تکه از "شهاب سنگ چینگا" که حدود ۱۵ هزار سال پیش در مناطق مرزی میان مغولستان و سیبری به زمین خورده بود. به طور رسمی نخستین تکه های این شهاب سنگ در سال ۱۹۱۳ توسط جویندگان طلا یافته شد ولی به باور ما، این تکه شهاب سنگ منحصر به فرد چندین سده پیش پیدا شده بوده.»

شهاب سنگ چینگا: دستکم ۲۵۰ تکه شهاب سنگ از
میدان شهابسنگی چینگا پیدا شد. این تکه ها زیاد بودند
و بیشترشان به کلکسیونداران فروخته شدند.
پرستش شهاب سنگ ها در میان بسیاری از فرهنگ های باستانی رواج داشته؛ از اینویت های گرینلند گرفته تا بومیان استرالیا. حتی امروزه یکی از پرآوازه ترین پرستشگاه های جهان - خانه ی کعبه در مکه در عربستان سعودی - روی یک "سنگ سیاه" (حجرالاسود) ساخته شده که به باور دانشمندان، یک شهاب سنگ "سنگی" است.

گروه دکتر بوخنر بر این باورند که تندیس مرد آهنی ریشه در فرهنگ بون از سده ی ۱۱ میلادی دارد. دکتر بوخنر می گوید: «تندیس مرد آهنی تنها نمای شناخته شده ی انسان است که از یک شهاب سنگ تراشیده شده، و این بدان معنیست که اگر بخواهیم بهایش را ارزیابی کنیم، هیچ چیزی برای سنجش آن نداریم.»

وی می افزاید: «تنها ریشه های آن می تواند بهایی تا ۲۰ هزار دلار بدان بدهد؛ ولی اگر برآورد ما از سنش درست باشد و حدود یک هزار سال از عمرش بگذرد، دیگر می تواند بهاناپذیر (بسیار ارزشمند) شود.»

واژه نامه:
Buddhist - statue - Nazi expedition - Dr. Elmar Buchner - Institute of Planetology - Iron Man - Vaisravana - pre-Buddhist - Bon culture - ataxite - iron - meteorite - Meteoritics and Planetary Science - stylistic hybrid - King of the North - Jambhala - Tibet - Ernst Schäfer - swastika - Chinga meteorite - Mongolia - Siberia - gold prospector - Inuit - Greenland - aborigine - Australia - Mecca - Saudi Arabia - Black Stone

منبع: sciencedaily

شاتل فضایی روی خیابانی در لوس آنجلس

هر روز پیش نمی آید که یک شاتل فضایی در فرودگاه لوس آنجلس (LAX) به زمین بنشیند.
گرچه این برای فرودگاه بین المللی لوس آنجلس نخستین بار به شمار می آید ولی برای برای شاتل فضایی اندیور که پس از به پایان رساندن گردش در آسمان کالیفرنیا - البته سوار بر یک ۷۴۷- برای آخرین بار به زمین نشست، واپسین مورد بود.
این شاتل پرآوازه طی واپسین پرواز خود به همراه هواپیماهای اسکورتش، نزدیک چندین نماد کالیفرنیا از جمله پل گلدن گیت در سان فرانسیسکو، نشان هالیوود، و نمای لوس آنجلس از بالا، مورد عکسبرداری قرار گرفت.
پیش تر، در ماه می، شاتل فضایی اینترپرایز هم که در راه موزه ی دریا، هوا، و فضای اینترپید بود، به هنگام گذر از پشت چند نماد شهر نیویورک به تصویر کشیده شده بود.
در تصویر بالا، شاتل بر دوش ۷۴۷ دیده می شود که هفته ی پیش به هنگام نزدیک شدن به فرودگاه لوس آنجلس، بالا و آن سوی یکی از خیابان های اصلی لوس آنجلس عکسش گرفته شد.
شاتل های فضایی اکنون دیگر بازنشسته شده اند و همگی به موزه پیوسته اند، همانگونه که شاتل درون این تصویر هم قرار است با گذر از فراز خیابان های لوس آنجلس، به مرکز علوم کالیفرنیا بپیوندد.
واژه نامه:
space shuttle - LAX - Los Angeles - shuttle Endeavour - 747 - Golden Gate Bridge - Hollywood Sign - shuttle Enterprise - Intrepid Sea, Air, & Space Museum - museum - California Science Center

منبع: apod.nasa.gov

کنجکاوی آزمایش مستقیم سنگ های بهرام را آغاز کرد

تصویر نخست، بازوی روباتیک خودروی بهرام نورد کنجکاوی ناسا را نشان می دهد که نخستین تکه سنگ را با دستگاهی که روی [کف] دستش قرار دارد لمس کرده است. 
دوربین ناوبری سمت راست خودرو (ناوکم، Navcam) این عکس را در ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۲ برابر با ۴۶مین روز بهرامی یا "سول" (sol) از ماموریت کنجکاوی ثبت کرد. در این روز، کنجکاوی دستگاه طیف سنج پرتو ایکس ذرات آلفا (APXS) را بر روی این تکه سنگ گذاشت تا عناصر شیمیایی موجود در آن را ارزیابی کند. این سنگ برای بزرگداشت مهندس پرنفوذ خودروهای بهرام نورد، "جیکوب ماتیوویچ" (۱۹۴۷-۲۰۱۲)، به نام "جیک ماتیوویچ" نامیده شده.

تصویر دوم (پایین) یک همگذاری از عکس هاییست که تصویرگر لنز دستی بهرام (ماهلی، MAHLI) از سه فاصله ی گوناگون از نخستین سنگی که خودروی کنجکاوی ناسا با دستش لمس کرده گرفته است. هر سه نما در ۴۷مین روز بهرامی، یا sol ، از آغاز کار کنجکاوی بر روی بهرام گرفته شدند (۲۳ سپتامبر ۲۰۱۲). مقیاس عکس ۴ سانتی متر (۱.۶ اینچ) می باشد.

ماهلی عکس جیک ماتیوویچ را از فاصله هایی در حدود ۲۵ سانتی متر (عکس زمینه)، حدود ۵ سانتیمتر (چهارگوش سفید بزرگ) و حدود ۲.۵ سانتی متر (چهارگوش سفید کوچک) گرفت. این رشته نماها با بهره از کانونش (فوکوس) تنظیم پذیر ماهلی، بر روی هم گذاشته شده و یک تصویر را ساخته اند.

ماهلی نشان می دهد که این تکه سنگ هدفگیری شده یک رویه ی نسبتن صاف خاکستری رنگ دارد با سطوحی براق که نور خورشید را باز می تابانند، و غبار سرخ فامی هم در میان فرورفتگی های آن جمع شده است.

جیک ماتیوویچ یک تکه سنگ تیره ی نسبتن یکنواخت است که به عنوان هدفی مطلوب برگزیده شد چرا که گروه علمی به کمک آن توانستند نتایج طیف سنج پرتو ایکس ذرات آلفا و دستگاه "شیمیایی و دوربین" (شمکم، ChemCam)، که هر دو اطلاعاتی درباره ی عناصر شیمیایی درون یک هدف را ارایه می کنند را با هم بسنجند.

APXS هم مانند ماهلی بر روی برجکی که در انتهای بازوی رباتیک کنجکاوی نصب شده جای دارد. کنجکاوی این ابزارها را بر روی یک تکه سنگ می گذارد تا داده ها را بخواند. شمکم نیز از بالای دکل خودرو، تپ های لیزر به سوی هدف می گسیلد.

جیک ماتیوویچ همچنین نخستین سنگ هدف ماهلی بود که برای مستندسازی منطقه ای که مورد تجزیه و تحلیل های APXS و شمکم است به کار گرفته شد.


واژه نامه:
NASA - Mars rover - Curiosity - Navigation Camera - Navcam - sol - Alpha Particle X-Ray Spectrometer - APXS - Jake Matijevic - Jacob Matijevic - Mars Hand Lens Imager - MAHLI - Mars - Chemistry and Camera - ChemCam

منبع: nasa۱ و nasa۲

دنباله دار بزرگی به این سو می آید

* گفت و گوهای همراه با حدس و گمانی درباره ی دنباله دار نویافته ی C/2012 S1 یا ISON، انجمن های
ستاره شناسی را فرا گرفته.

دنباله دار ISON (آیسان) هم اکنون فراتر از مدار مشتریست ولی سال آینده یک رویارویی نزدیک با خورشید خواهد داشت. این دنباله دار در نوامبر ۲۰۱۳ از فاصله ی کمتر از ۰.۰۱۲ AU، برابر با ۱.۸ میلیون کیلومتر از سطح خورشید خواهد گذشت. گرمای شدیدی که در آن زمان تجربه می کند می تواند آن را به جرمی درخشان در آسمان تبدیل کند که بدون ابزار هم دیده شود.
عکس دنباله دار آیسان که توسط ای. گویدو، جی. سوسترو، و ان هاوز در ۲۴ سپتامبر ثبت شد.
درباره ی این دنباله دار و سرانجام کارش چیز بیشتری نمی دانیم. کارل باتامز از پروژه ی دنباله دارهای خورشیدخراش که توسط ناسا پشتیبانی می شود، دو امکان را پیش می کشد: «در این مرحله تنها گمانه زنی از ما بر می آید... بهترین گمان اینست که این یک دنباله دار بزرگ و درخشان می باشد و در نوامبر آینده (آبان-آذر) به کنار خورشید خواهد رسید. در آن هنگام این دنباله دار بسیار پرنور می شود - چه بسا با قدر منفی - و دستکم تا چند ماه برای رصدگران نیمکره ی شمالی، با چشم غیرمسلح قابل دیدن خواهد بود.»
تصویر متحرکی که جابجایی این دنباله دار را در ۳۰ دقیقه نشان می دهد. منبع
«گمان دیگر اینست که شاید این دنباله دار - مانند اغلب موارد - فرو بپاشد و ناپدید شود! دنباله دار النین به عنوان یک نمونه ی تازه از این دست به ذهن می آید، گرچه نمونه های پرآوازه تری از دنباله دارها پیدا می شود که در آغاز جامعه ی ستاره شناسی را به شدت سرگرم کردند ولی سرانجام ناپدید شدند. کاملن امکان دارد که این یک دنباله دار "تازه" باشد که از ابر اورت می آید، یعنی می تواند نخستین رویاروییش با خورشید باشد. در این صورت، مقدار زیادی یخ درست نخورده ی فرار (گریزا) دارد که تاکنون عملن هیچ فشاری بر آن ها وارد نشده بوده (چه فشار گرمایی و چه فشار گرانشی)؛ در نتیجه این دنباله دار می تواند هفته ها یا ماه ها پیش از آن که به خورشید برسد از هم فرو پاشیده و از بین برود.» 

دنباله دار بزرگ سال ۱۶۸۰ در آسمان روتردام
باتامز می افزاید: «هر دو سناریوی بالا می تواند شدنی باشد و همچنین شاید چیز دیگری هم در بین باشد... شکی نیست که دنباله دار آیسان از نزدیک دیده خواهد شد. ولی از آن جایی که اکنون بسیار دور است، دانسته های ما شاید دستکم تا چند ماه دیگر تغییر چندانی نکند.»

در همین حال، پژوهشگر نامدار دنباله دارها، جان بارتل، به همانندی عجیب میان مدار دنباله دار آیسان و مدار دنباله دار بزرگ سال ۱۶۸۰ اشاره می کند: «شاید - تنها یک گمان - این دنباله دار همان یکی باشد که چند دور زده و برگشته.»

واژه نامه:
Comet - C/2012 S1 - ISON - Jupiter - sun - Karl Battams - NASA - Sungrazer Comet Project -Comet Elenin - Oort cloud - John Bortle - Great Comet of 1680

منبع: spaceweather

سحابی مداد

این موج شوک با سرعتی بیش از ۵۰۰ هزار کیلومتر بر ساعت در فضا به پیش می رود.
رشته های نازک و بافته ای که پایین این نمای رنگین همگذاری شده و ترکیبی با جزییات زیبا دیده می شود در حقیقت موج هایی بلند در صفحه هایی از گاز برافروخته اند که تقریبن از لبه دیده می شوند. نام رده بندی شده ی این سحابی NGC ۲۷۳۶ است ولی به دلیل ظاهر باریکش، به نام "سحابی مداد" نیز شناخته می شود.
سحابی مداد با بلندی ۵ سال نوری و فاصله ی ۸۰۰ سال نوری از زمین، تنها بخش کوچکی از بقایای ابرنواختر بادبان است. خود بقایای ابرنواختر بادبان حدود ۱۰۰ سال نوری قطر دارد و از توده ابر در حال گسترشِ موادی درست شده که از انفجار ستاره ای در حدود ۱۱۰۰۰ سال پیش به جا مانده است.
سرعت جابجایی این امواج شوک در آغاز به میلیون ها کیلومتر بر ساعت می رسید ولی با پیشروی در دل گاز میان ستاره ای پیرامونش، به اندازه ی چشمگیری از سرعت آن کاسته شده.

درباره ی ابرنواختر بادبان و تپ اختری که از آن به جا مانده بخوانید: * "راک اند رول" یک تپ اختر! * بقایای ابرنواختر بادبان

واژه نامه:
NGC 2736 - Pencil Nebula - shock wave - Vela supernova remnant

منبع: apod.nasa.gov

کهکشان تاب خورده ای که از لبه دیده می شود

* تلسکوپ فضایی اِسا/ناسای هابل عکسی واضح و باکیفیت از NGC ۴۶۳۴ گرفته، یک کهکشان مارپیچی
که درست از لبه دیده می شود.

* قرص این کهکشان در اثر برخوردها و بر هم کنش هایش با کهکشان همسایه کمی تاب خورده، و رگه های
آشکار گرد و غبار و سحابی های درخشان آن را خط خطی کرده است.

NGC ۴۶۳۴ که حدود ۷۰ میلیون سال نوری از زمین فاصله دارد و در صورت فلکی گیسو (گیسوان برنیکه، کما) دیده می شود، یکی از جفت کهکشان های در حال برخورد است. همسایه ی آن، NGC ۴۶۳۳، درست در بیرون از گوشه ی بالا، سمت راست این تصویر جای دارد و آن را می توان در نماهای میدان گسترده ای که از این کهکشان گرفته شده دید. البته با وجودی که بیرون از این چشم انداز است، وجودش را می توان به ذهن آورد: چشمان تیزبین و ماهر به سادگی می توانند اثرات ظریف آن روی NGC ۴۶۳۴ را مشاهده کنند.
تصویر بزرگ تر

کشاکش های گرانشی ناشی از نزدیک تر شدن این دو کهکشان به یکدیگر، ساختار تمیز مارپیچی آن ها را به هم ریخته و در اثر برخورد ابرهای گازی درونشان، به ستاره زایی های شدید انجامیده است. گرچه این کهکشان به دلیل آن که از لبه دیده می‌شود، ساختار مارپیچیش را نمی توان مستقیم دید، ولی چون صفحه اش کمی تابیده شده، می توان نشانه های آشکار ستاره زایی را در آن تشخیص داد.

سحابی های صورتی فام در سرتاسر طول کهکشان و همچنین به صورت پراکنده در بخش هایی از هاله ی آن به چشم می خورند. این ها هم همانند سحابی شکارچی (جبار) در کهکشان راه شیری، ابرهایی از گازند که به تدریج با پیوستن یه یکدیگر و فشرده شدن (رُمبیدن و چگالش)، تبدیل به ستارگانی می شوند. پرتوهای نیرومند همین ستارگان باعث برانگیخته شدن و نورافشانی گازها می شود، بسیار همانند یک تابلوی فلورسنت (انگیزتاب).

وجود شمار فراوان این مناطق ستاره زایی نشانه ی بارز بر هم کنش گرانشی است. ساختارهای تیره ی رشته مانندی که در راستای طول کهکشان دیده می شود در اثر غبارهای سرد میان ستاره ای پدید آمده که جلوی بخش هایی از نور ستارگان را گرفته اند.

این تصویر هابل، یک همگذاری از نماهای ثبت شده در نور دیدنی (مریی) توسط دوربین پیمایشی پیشرفته و دوربین شماره دوی میدان باز و سیاره ای این تلسکوپ می باشد.

در همین زمینه: * یک کهکشان مارپیچی تاب خورده  

واژه نامه:
NASA - ESA - Hubble Space Telescope - NGC 4634 - spiral galaxy - Earth - constellation of Coma Berenices - NGC 4633 - Gravitational interaction - star formation - nebula - Orion Nebula - Milky Way - fluorescent - interstellar dust - Advanced Camera for Surveys - Wide Field and Planetary Camera 2

منبع: nasa

سیارک وستا سرشار از هیدروژن است

* سیارک غول پیکر وستا یک دنیای آبی نیست ولی به گونه ی شگفت انگیزی سرشار از یکی از اجزای آب است: هیدروژن.

این کشف به همراه این نکته که سطح وستا پر از گودال است، نشان می دهد که سیاره های جوان - از جمله زمین آغازین - طی یک دوره برخوردهای شدید شهابی دارای "آب" شدند.

سیارک ۵۳۰ کیلومتری وستا در میان سیارک ها نمونه ای غیرعادی است زیرا گمان می رود این جرم، نطفه ی یک سیاره ی سنگی بوده که شکل گیریش کامل نشده است. مارک سایکز، یک ستاره شناس در بنیاد دانش های سیاره ای (PSI) در توسان آریزونا که در این پژوهش تازه شرکت نداشت می گوید: «وستا نمونه ای از یک سیاره ی سنگی - مانند آنچه روزگاری زمین بود - است که در حالت جنینی خشک شده و باقی مانده است.» از همین رو این جرم سرنخ هایی از نخستین مراحل سیاره زایی در منظومه ی خورشیدی را به ما ارایه می دهد.
با بررسی داده های به دست آمده توسط آشکارساز پرتو گاما و نوترونی (GRaND) روی فضاپیمای داون ناسا، پراکندگی هیدروژن روی سطح وستا تعیین شد.۸۰۰ در ۶۰۰ - ۱۰۲۴ در ۷۶۸ - ۱۶۰۰ در ۱۲۰۰ - ۷۰۹۹ در ۲۹۶۰
توماس پرتیمن از PSI به همراه همکارانش با بهره از داده های به دست آمده از فضاپیمای داون ناسا (Down)، ساختار شیمیایی سطح وستا را با ترکیبات شهاب های هواردیت-ایوکریت-دیاگونیت یا HED مقایسه کردند.

نقشه های طیفی داون مقدار بیشتری هیدروژن را در سنگپوشه های نزدیک استوای وستا، و مقدار کمتری از هیدروژن را در حوضه های برخوردی نسبتن جوان، از جمله دهانه ی بزرگ ره آسیلویا که احتمالن بسیاری از شهاب های HED از آن سرچشمه گرفته اند نشان می دهد.

در این زمینه بخوانید: * شهاب سنگ هایی که از وستا آمده اند * دو گودال که ۱۰۰۰ شهاب سنگ به زمین فرستادند

برخوردها و دهانه ها
پرتیمن می گوید: «گمان می رفت وستا هم مانند ماهِ خودمان خشک باشد ولی اکنون این ماده را یافته ایم که در سرتاسر سطح وستا پراکنده شده است.» در ضمن شهاب های HED رگه هایی از کندریت های سرشار از کربن دارند که برخی از آن ها دارای میزان چشمگیری کانی های آب-نگهدار (water-bearing) می باشند.

گروه دانشمندان می پندارند هیدروژن طی بارش های شدید شهاب های کندریت کربناته به وستا رسیده است. سرعت های برخورد این سنگ ها به اندازه ی کافی کند بود که محتوای آبدارشان بر روی سطح وستا حفظ شود. برخوردهای شدید و سرعت بالایی که بعدها رخ داد، برخی از مواد سرشار از هیدروژن سطحی را به فضا پراکند و این الگوهای نامنظم را بر روی سطح به جا گذاشت.

بر پایه ی یک پژوهش دیگر که به رهبری برِت دنِوی از آزمایشگاه فیزیک کاربردی دانشگاه جان هاپکینز در لورل مریلند انجام شده، در عکس هایی که داون از شماری از دهانه های کوچک تر گرفته چاله هایی به قطر ۳۰ تا ۵۰۰ متر دیده می شود که این اندیشه را پشتیبانی می کنند. به گمان گروه دنوی، این چاله ها زمانی پدید آمدند که شماری از برخوردها باعث شد ترکیبات گریزا (فرار) - که در کندریت های کربن دار هم پیدا می شوند - در اثر گرمای زیاد آزاد شده و جایی خالی پدید آورند.
دورنمای دهانه ی مارسیا روی وستا که چشمگیرترین نمونه ی حفظ شده ی یک "سطح پرگودال" را نشان می دهد. این یافته ای نامنتظره از میان داده های فضاپیمای داون بود. ۸۰۰ در ۶۰۰ - ۱۰۲۴ در ۷۶۸ - ۱۶۰۰ در ۱۲۰۰ - ۲۳۸۵ در ۸۴۲
این "سطح پرگودال" آشکار که توسط داون روی وستا دیده شده، روی سیاره ی بهرام هم دیده شده بود. ۸۰۰ در ۶۰۰ - ۱۰۲۴ در ۷۶۸ - ۱۶۰۰ در ۱۲۰۰ - ۲۵۳۵ در ۸۴۰

این پویانمایی به دست آمده از فضاپیمای داون ناسا، فراوانی هیدروژن در نوار گسترده ای گرداگرد استوای سیارک غول پیکر وستا را نشان می دهد. منبع: ناسا. دریافت ویدیو به بزرگی ۴.۲ مگابایت
واژه نامه:
aqua-world - asteroid - Vesta - hydrogen - water - planet - Earth - meteor - terrestrial planet - Mark Sykes - Planetary Science Institute - PSI - planet formation - solar system - NASA - Dawn spacecraft - Thomas Prettyman - howardite-eucrite-diogenite - HED -meteorite - regolith - equator - impact basin - crater - Rheasilvia - moon - carbon - water-bearing - carbonaceous chondrite - meteor - Brett Denevi - gamma ray and neutron detector - GRaND

منبع: nasa و newscientist

سیاره ها در قلب کهکشان هم می توانند ساخته شوند

* ستاره شناسان مرکز اخترفیزیک هاروارد-اسمیتسونیان بر این باورند که سیاره هایی را در حال شکل گیری
پیرامون سیاهچاله ی مرکزی کهکشان راه شیری یافته اند.

در نگاه نخست چنین به نظر می رسد که مرکز کهکشان راه شیری برای ساخته شدن سیاره ها جایی نامهربانست. فضایی که در آن، سیاره ها در هم چپیده اند و همچون انبوه خودروها در یک بزرگراه شلوغ، با فاصله ی اندک از کنار یکدیگر می گذرند. انفجارهای ابرنواختری امواج شوک در فضا می پراکنند و بارانی از پرتوهای پرانرژی بر منطقه می بارند. نیروهای شدید گرانشی از سوی سیاهچاله ی ابرپرجرم مرکزی هم تار و پود فضا را در هم پیچانده و به اعوجاج در آورده است.

در این برداشت هنری، یک قرص گاز و غبار پیش سیاره ای
(رنگ سرخ) دیده می شود که دارد در اثر کشندهای نیرومند
گرانشی سیاهچاله ی مرکزی کهکشان پاره پاره می شود.
تصویر بزرگ تر
با این وجود پژوهش ستاره شناسان مرکز اخترفیزیک هاروارد-اسمیتسونیان نشان می دهد که سیاره ها در این گرداب کیهانی هم می‌توانند شکل بگیرند. آن ها برای اثبات این موضوع به کشف تازه ی ابری از هیدروژن و هلیوم اشاره کردند که در حال کشیده شدن به سوی مرکز کهکشانست. به گفته ی آنان، این ابر نمایانگر بقایای از هم گسیخته ی یک قرص سیاره زایی است که در حال چرخش به دور یک ستاره ی پنهان است.


نویسنده ی اصلی مقاله، روت موری-کلی از CFA می گوید: «این ستاره ی نگونبخت با کشیده شدن به سوی سیاهچاله ی مرکزی کهکشان، دیگر اکنون اختیار زندگیش از دستش خارج شده و اگر هم خودش از این رویارویی جان به در ببرد، قرص غبار پیش سیاره ایش چندان شانسی نخواهد داشت.» دستاوردهای این پژوهش در نشریه ی نیچر منتشر شده است.

این توده ابر سال گذشته توسط گروهی از ستاره شناسان و با بهره از تلسکوپ بسیار بزرگ در شیلی یافته شد. آن ها بر این باورند که این ابر هنگامی پدید آمده که گازِ در حال جریان از دو ستاره ی نزدیک به هم، با یکدیگر رویارو شدند، همانند شن و ماسه ای که در اثر باد به هوا برخاسته و به شکل یک تپه ی شنی در جایی گرد می آید.

موری-کلی و یکی دیگر از نویسندگان، اوی لوب، توضیح دیگری ارایه کردند: ستارگان نوزاد تا میلیون ها سال قرص گاز و غبار پیرامونشان را نگه می دارند. اگر یکی از این ستارگان به سوی سیاهچاله ی مرکزی کهکشان کشیده شود، پرتوها و کشندهای گرانشی در عرض چند سال، قرص گاز و غبار آن را از هم خواهند گسیخت.

آن ها همچنین سرچشمه ی احتمالی این ستاره ی سرگردان را نیز شناسایی کردند: حلقه ای شناخته شده از ستارگان که با فاصله ی حدود یک دهم سال نوری به گرد مرکز کهکشان می چرخند. اخترشناسان ده ها ستاره ی جوان و پرنور رده ی O یا O-type را در این حلقه یافته اند، که نشان می دهد صدها ستاره ی خورشیدسان کم نورتر نیز می توانند آن جا وجود داشته باشند. بر هم کنش‌های میان این ستارگان می تواند باعث شود یکی از آن ها همراه با قرص گرد و غبارش به سوی مرکز کهکشان رانده شود.

گر چه قرص پیش سیاره ای این یکی ستاره رو به نابودیست، ولی ستارگانی که در حلقه باقی مانده اند می توانند همچنان قرص خود را نگه دارند. بنابراین چه بسا این ستارگان با وجود محیط خشن و دشمنانه ی پیرامونشان، سیاره هایی نیز بسازند.

طی چند سال آینده با پیشروی ستاره ی یاد شده به سوی مرکز کهکشان، مواد بیرونی قرص آن هم بیشتر و بیشتر از هم خواهد گسیخت و تنها هسته ای چگال از ستاره به جا خواهد ماند. گازی که از ستاره جدا می شود با حرکت مارپیچی به درون سیاهچاله فرو خواهد رفت. [به هنگام فرو کشیده شدن]، دمای آن بر اثر اصطکاک به حدی بالا خواهد رفت که شروع به تابش پرتوهای X نماید.

لوب می گوید: «فکر کردن درباره ی سیاره هایی که تا این حد نزدیک یک سیاهچاله ساخته می شوند افسون کننده است. اگر تمدن بشری روی یک چنین سیاره ای به وجود آمده بود، می توانستیم بسیار بهتر نظریه ی گرانش انیشتین را بیازماییم، و می توانستیم با افکندن زباله هایمان به درون سیاهچاله، انرژی پاک به دست آوریم.» 

بیشتر بخوانید: * سفر به مرکز کهکشان * سیاهچاله ای در حال بلعیدن یک ستاره غافلگیر شد * سیاهچاله مرکزی کهکشان راه شیری دستکم روزی یک سیارک می بلعد * همچون پروانه ای که به سوی شمع می رود: جریان گاز به سوی یک سیاهچاله * مرگ و فروپاشی سیارات در نزدیکی ابرسیاهچاله ها * کشف دو سیاره با آسمانی پر از ستارگان درخشان   

,اژه نامه:
Milky Way - Supernova - shock wave - gravitational force - supermassive black hole - Harvard-Smithsonian Center - planet - hydrogen - helium - protoplanetary disk - Ruth Murray-Clay - journal Nature - Very Large Telescope - dune - Avi Loeb - gravitational tide - galactic center - O-type star - Sun-like star - black hole - Friction - X-ray - Einstein - theory of gravity

منبع: sciencedaily

آنالما با طعم شراب اتریش

امروز، در ساعت ۱۴:۴۹ به وقت جهانی، خورشید از استوای کیهانی می گذرد و راهی جنوب می شود.
همین تصویر در اندازه ی بزرگ تر

اعتدال پاییزی (برابران، شب و روز برابر) یک رویداد ستاره شناختی است که نشانگر نخستین روز فصل پاییز در نیمکره ی شمالی و نخستین روز بهار در نیمکره ی جنوبیست. هنگامی که خورشید به استوای کیهانی می رسد، ساکنان زمین تقریبن ۱۲ ساعت را در روشنی روز و ۱۲ ساعت را در تاریکی شب به سر می برند.

برای بزرگداشت این روز، این تصویر هوشمندانه را ببینید که جابجایی سالانه ی خورشید را در آسمان کشور اتریش نشان می دهد. این چشم انداز از همگذاری عکس هایی درست شده که همگی در یک ساعت از روز گرفته شده اند و جایگاه خورشید در آسمان را در روزهایی میان ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۱ تا ۹ سپتامبر ۲۰۱۲ می نمایانند. 

این خورشید ها یک رد منحنی متقاطع را دنبال می کنند که به نام یک آنالما شناخته می شود. در حقیقت، یکی از خورشیدهای میانی (و نه نقطه ی برخوردی - این نمودار را ببینید)، نماینده ی دو اعتدال فصلی سال گذشته (پاییزی و بهاری) می باشند. دو انتهای بالایی و پایینی هم از آنِ انقلاب های تابستانی و زمستانی می باشند.

البته شاید بسیاری با دیدن این عکس مشتاق شوند که با گذر از جاده ی کوهستانی سمت چپ و گذشتن از تاکستان های کنار جاده، به شهر Kitzeck در آن نزدیکی برسند و برابری شب و روز را با نوشیدن یک جام شراب جشن بگیرند. نزدک نیمکت کنار جاده یک کلوپوتز (Klopotec) آسیاب بادی-مانند دیده می شود که به آیین این منطقه ی تولید شراب، برای ترساندن و گریزاندن پرندگان به کار می رود.


واژه نامه:
Sun - celestial equator - equinox - autumn - spring - anelemma - vineyard - Kitzeck - wine - windmill - klapotetz 
منبع: apod.nasa.gov

کورسویی از روزگار تاریک کیهان

* اخترشناسان با ترکیب نیروی تلسکوپ های فضایی اسپیتزر و هابل ناسا، و نیز کمک گرفتن از اثر بزرگنمایی کیهانی
چیزی را یافتند که می تواند دورترین کهکشانی باشد که تاکنون دیده شده. 

نور این کهکشان بسیار کهن که نزدیک به ۱۳.۲ میلیارد سال در راه بوده تا به تلسکوپ های ناسا برسد، از دل دوران به اصطلاح تاریک کیهان می تابد، روزگاری که کیهان تنها ۳.۶ درصد سن کنونی را داشت. [در این زمینه بخوانید: * ساخته شدن جهان کمی بیش از ۶ روز طول کشید]

اخترشناسان برای دیدن این کهکشان دوردست و آغازین به پدیده ی همگرایی گرانشی تکیه کردند. در این پدیده که یک سده پیش توسط آلبرت انیشتین پیش بینی شده بود، اجرامی که بر سر راه نور اجرام دورتر قرار دارند، با گرانش خود نور آن ها را خم کرده و آن اجرام را بزرگ تر می نمایانند [درست مانند یک عدسی].
در تصویر بزرگ تر سمت چپ، کهکشان های پرشمار خوشه ی بزرگ MACS J1149+2223 در سراسر چشم انداز دیده می شوند. همگرایی گرانشی ناشی از این خوشه ی غول پیکر باعث شده نور کهکشان نویافته، که آن را به نام MACS 1149-JD نامیده اند، ۱۵ برابر شدیدتر شده و به چشم ما برسد.

بالاتر، سمت راست، بخشی از این عکس بزرگ تر شده و MACS 1149-JD را دقیق تر نشان می دهد. پایین سمت راست هم بزرگ نمایی بیشتری از این کهکشان می بینیم. در این تصاویر که بر هم نهی از تصاویر نور دیدنی و فروسرخ هابل است، MACS 1149-JD همچون یک لکه ی سرخ کم نور دیده می شود. نور این کهکشان کوچک در اثر انبساط کیهان کش آمده و طول موج هایش بلندتر شده، یا به اصطلاح به سرخی گراییده [سرخگرایی یا انتقال به سرخ]. نوری که در آغاز از ستارگان MACS 1149-JD تابیده بوده، طول موج بسیار کوتاه تر و پرانرژی تری داشته، چیزی مانند پرتوی فرابنفش.

این کهکشان دوردست در روزگار مهمی می زیسته، زمانی که کیهان از یک گستره ی بی ستاره در دوران تاریکش، به کیهانی تشخیص پذیر پر از کهکشان تبدیل شد. کشف این کهکشان کوچک و کم نور پنجره ای به ژرف ترین و دورترین دوره ی تاریخ کیهان می گشاید.

در این زمینه:

واژه نامه:
NASA - Spitzer space telescope - Hubble space telescope - galaxy - dark ages - gravitational lensing - Albert Einstein - gravity - galaxy cluster - MACS J1149+2223 - MACS 1149-JD - infrared - redshift - expansion - wavelength - ultraviolet

منبع: nasa

پاییز، فصل شفق ها

فردا خورشید با گذشتن از استوای کیهانی، راهی جنوب می شود و بدین ترتیب اعتدال یا برابران پاییزی سپتامبر (یکم مهرماه) رخ می دهد. از دید اخترشناختی، این رویداد در نیمکره ی جنوبی نمایانگر آغاز بهار است و در نیمکره ی شمالی نمایانگر آغاز پاییز.
همچنین به دلایلی ناشناخته، در برابران های فصلی شاهد افزایش در توفان های زمین مغناطیسی (ژئومغناطیسی) نیز می باشیم. پس برابران پاییزی همانگونه که خبر از بلندتر شدن شب ها می‌دهد، نویدبخش فرا رسیدن یک فصل خوب برای شکارچیان شفق های قطبی نیز هست.
شفق ها یا نورهای شمالی رنگارنگی که در این تصویر می بینید، در ۲۰ سپتامبر و با یک دوربین و عدسی زاویه باز، نزدیک ساحل دریای نروژ، بیرون از ترومسو در شمال نروژ گرفته شده است.
این پرتوهای شفقی از بلندای ۱۰۰ کیلومتر به بالا می تابند و با یکدیگر همراستا (موازی) می باشند ولی دورنما یا پرسپکتیو باعث می شود چنین به نظر بیاید که همگی از یک نقطه ی صفر مرکزی پشت درخت کاج - که در حالت ضدنور و تمام تیره دیده می شود - می آیند.
از جمله ستارگانی که در دل این پرتوهای فریبنده ی شمالی دیده می شوند، ستاره ی قطبی بالا و سمت راست نوک درخت است و ستاره های غول زردفام صدر (آلفای ذات الکرسی) در سمت چپ، و کوکب (بتای خرس کوچک) در سمت راست می باشند. کرکس پرنده یا نسر طایر درخشان هم در پایین، سمت چپ چشم انداز از میان پرده های سبزفام شفقی نور می افشاند.


واژه نامه:
equinox - Sun - celestial equator - geomagnetic storm - aurora - northern light - Norwegian Sea coast outside Tromsø in Northern Norway - altitude - vanishing point - silhouette - pine tree - Polaris - giant star - Shedar - Alpha Cassiopiae - Kochab - Beta Ursae Minoris - Altair .

منبع: apod.nasa.gov

Blogger template 'Browniac' by Ourblogtemplates.com 2008

بالای صفحه