ذره‌ای به نام "اوه مای گاد"!

در همین لحظه که دارید این نوشته را می‌خوانید، گلوله‌هایی نادیدنی و ریز دارند دی‌ان‌ای شما را می‌شکافند. این گلوله‌ها به نام پرتوهای کیهانی شناخته می‌شوند ولی به هیچ وجه "پرتو" نیستند- این نام به دلیل یک سو تفاهم تاریخی به آنها داده شده. آنها "ذره" هستند: به طور عمده الکترون و پروتون، ولی گاهی هم چیزهایی سنگین‌تر مانند هسته‌ی هلیوم یا حتی آهن.
قنطورس ای، نزدیک‌ترین هسته‌ی فعال کهکشانی به زمین که از گزینه‌های دانشمندان برای سرچشمه‌ی ذرات اوام‌جی است (منبع عکس)
 این ذرات کیهانی مایه‌ی دردسرند، زیرا: ۱) پرسرعتند، و بنابراین انرژی جنبشی بسیاری برای رفتن به این سو و آن سو دارند. ۲) بار الکتریکی دارند. یعنی می‌توانند نوکلئوتیدهای دی‌ان‌ای بیچاره‌ی ما را بیونند (یونیده کنند)، آنها را از هم بپاشند و گاهی به خطاهای همانندسازی یا تکثیر مهارناپذیر (چیزی که به نام سرطان می‌شناسیم) بیانجامند.

انگار این دردسر بس نبود، بدتر از آن هم هست: هر چند وقت یک بار -تقریبا سالی یک بار در هر کیلومتر مربع- ذره‌ای با سرعتی واقعا دیوانه‌وار به جو بالایی زمین نفوذ می‌کند و با کوبیدن به یک مولکول نیتروژن یا اکسیژن، آبشاری از ذرات دوّمینِ (تانویه‌ی) کم‌انرژی‌تر پدید می‌آورد (اگرچه این ذرت دوّمین انرژی کمتری دارند، ولی همچنان مرگبارند).

تنها واکنشِ درخور به هنگام روبرو شدن با ذره‌ای با چنین توانایی‌های شگرف و نامعمولی اینست: "OMG" (اوه مای گاد، اوه خدای من).

"اوام‌جی" لقبی بود که به نخستین نمونه از چیزی که امروزه به نام پرتوهای کیهانی فرا-پرانرژی می‌شناسیم داده شد. آن ذره در سال ۱۹۹۱ توسط آشکارساز پرتو کیهانیِ فلایز آی (Fly's Eye) در دانشگاه یوتای آمریکا یافته شد. آن تک پروتون با سرعت تقریبا ۹۹.۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۵۱ درصد سرعت نور به جو ما کوبیده شد. نه! این ۹ها نمایشی و برای هیجان‌انگیز کردن ماجرا نیست، آن ذره واقعا همین‌قدر سریع بود. انرژی جنبشی آن در دنیای ذرات هم‌ارز انرژی جنبشی یک توپ بیسبال در دنیای ما بود که با ضربه‌ای محکم و حسابی پرتاب شده باشد.

یعنی انرژی این ذره بیش از ۱۰ میلیون برابر انرژی‌ای بود که نیرومندترین برخورددهنده‌ی ذراتِ امروزی (ال‌اچ‌سی) می‌تواند تولید کند. ذره‌ی اوام‌جی با چنین سرعتی، به دلیل پدیده‌ی نسبیتی فراخِش (اتساع) زمان، از دیدگاه خودش می‌تواند فاصله‌ی ما تا نزدیک‌ترین همسایه‌مان، ستاره‌ی پروکسیما قنطورس را در ۰.۴۳ میلی‌ثانیه بپیماید. در مدت زمانی که این جمله را می‌خوانید (زمان از دیدگاه خودش) هم می‌تواند به مرکز کهکشان راه شیری برسد. به راستی که اون خدای من!

از زمان آشنایی با این ذره تاکنون، به کمک تلسکوپ‌ها و آشکارسازهای ویژه در سرتاسر جهان نمونه‌های آن را جستجو کرده‌ایم. چیزی که در این چند دهه ثبت کرده‌ایم روی هم رفته به صد ذره از رده‌ی اوام‌جی نمی‌رسد.

برای یافتن سرچشمه‌ی آنها، این چند ده نمونه هم آگاهی‌هایی به ما داده‌اند و هم رازشان را پیچیده‌تر کرده‌اند. داده‌های بیشتر همیشه چیز خوبیست، ولی آخر چه چیز لعنتی‌ای به این نیرومندی در کیهان هست که می‌تواند به یک پروتون چنین حالی بدهد که بتواند تقریبا- تقریبا- پا به پای نور بیاید؟

برای رساندن ذره‌ای به یک چنین سرعت سرسام‌آوری باید دو جزء کلیدی داشته باشیم: انرژی فراوان و یک میدان مغناطیسی. میدان مغناطیسی کار انتقال انرژی رویداد به ذره را انجام می‌دهد (برای نمونه، انرژی جنبشی انفجاری یک ابرنواختر یا کشش گرانشی چرخشی ماده‌ای که دارد به سوی یک سیاهچاله فروکشیده می‌شود). جزییات فیزیکی آن طبیعتا بی‌اندازه پیچیده است و به خوبی هم شناخته نشده. سرچشمه‌ی پرتوهای کیهانی بسیار بسیار پیچیده است و در مناطق خشن کیهان جای دارد، بنابراین رسیدن به یک تصویر فیزیکی کامل هدفی دشوارست.

ولی به هر روی می‌توانیم حدس‌هایی منطقی برای جایی که چیزهایی افراطی مانند همین رفیقمان، اوام‌جی از آن می‌آیند بزنیم. نخستین حدسمان می‌تواند ابرنواخترها باشد، مرگ فاجعه‌بار ستارگان بزرگ. میدان مغناطیسی؟ دارد. انرژی فراوان؟ دارد. ولی این انرژی کافی نیست. یک انفجار معمولیِ ستاره توان کافی برای پرت کردن ذرات با سرعتی که مورد نظرماست را ندارد.

خوب، حدس بعدی؟ هسته‌های کهکشانی فعال نامزد قَدَری هستند. هسته‌های کهکشانی فعال زمانی پدید می‌آیند که مواد به درون یک ابرسیاهچاله در مرکز یک کهکشان فروکشیده می‌شوند. در این روند، مواد فشرده شده، دمایشان بالا می‌رود و یک قرص برافزایشی پدید می‌آورند. این دوزخ چرخان مانند یک دینام، شدیدترین میدان‌های مغناطیسی را تولید کرده و نیروی هنگفتی برای پدید آوردن یک فواره از ذرات فراهم می‌کند.

ولی (می‌دانید که اینجا هم باید یک "ولی" در کار باشد)، ولی هسته‌های کهکشانی فعال بسیار دورتر از آنند که پرتوهای کیهانیِ تولید شده‌شان به زمین برسد. یک ذره‌ی پرتوی کیهانی فراپرانرژی با سرعتی که دارد، پیشروی در کیهان برایش بیشتر مانندِ به سختی راه رفتن در یک کولاک است. دلیلش اینست که در چنین سرعتی، تابش زمینه‌ی کیهانی (فوتون‌های کم‌انرژی که از آغاز کیهان به جا مانده‌اند و از همه سوی فضا می‌آیند) از دید آن ذره به شدت دچار آبیگرایی (انتقال به آبی) شده و به انرژی‌های بالاتر می‌رسند. چنین فوتون‌های نیرومندی در مسیر پرتوی کیهانی به آن برخورد کرده، از سرعتش کم کرده و سرانجام آن را متوقف می‌کنند.

بنابراین انتظار نمی‌رود نیرومندترین پرتوهای کیهانی هم بتوانند بیش از ۱۰۰ میلیون سال نوری را بپیمایند- و بیشتر هسته‌های کهکشانی فعال هم که بسیار بسیار دورتر از چنین فاصله‌ای هستند.

"قنطورس ای" که با فاصله‌ای میان ۱۰ تا ۱۵ میلیون سال نوری، یک هسته‌های کهکشانی فعالِ به نسبت نزدیک است، تا مدت‌ها مظنون اصلی ذرات اوه مای گاد بود- یک گزینه‌ی مناسب که میدان مغناطیسی نیرومند دارد و نزدیک هم هست. برخی از کاوشگرها مسیر این ذرات را همان راستای کلی قنطورس ای نشان می‌دادند، ولی هرگز ارتباطِ به اندازه‌ی کافی روشنی که بتواند این کهکشان را از یک متهم به یک محکوم تبدیل کند دیده نشد.

بخشی از مشکل در اینست که میدان مغناطیسی خود کهکشان راه شیری کمی مسیر پرتوهای کیهانی که به این سو می‌آیند را تغییر می‌دهد و ما را در شناسایی مسیر آغازین‌شان گمراه می‌کند. پس برای بازسازی سرچشمه‌ی پرتوهای کیهانی باید مدلی هم از شدت و جهت میدان مغناطیسی کهکشان خودمان پدید بیاوریم- چیزی که شناخت دقیق و کاملی از آن نداریم.

اگر سرچشمه‌ی ذرات اوام‌جی قنطورس ای نباشد پس شاید کهکشان‌های سیفرت باشند، یک زیررده‌ی کهکشانی ویژه از هسته‌های کهکشانی فعال که به طور کلی نزدیک‌ترند و میدان مغناطیسی ضعیف‌تری هم دارند (ولی باز هم بی‌اندازه درخشان و نیرومند هستند). ولی اینجا هم تنها حدود صد نمونه‌‌ای از این ذرات که می‌شناسیم برای یک برآورد آماری درست و بسیار دقیق بسنده نمی‌کند.

شاید سرچشمه‌ی این ذرات انفجارهای پرتو گاما باشد، رویدادهایی که گمان می‌رود دستاورد پایان بسیار سهمگین و شگفت‌آور برخی از افراطی‌ترین ستارگان هستند. و (باورتان می‌شود؟) شناخت ما از فیزیک چنین رویدادی یک جورهایی کلی و طرح‌گونه است.

شاید چیزی نامانوس‌تر باشد، چیزی مانند نقص‌های توپولوژیکی به جا مانده از نخستین لحظه‌های مهبانگ یا برهم‌کنش‌هایی غریب در ماده‌ی تاریک. شاید هم اصلا ما فیزیک ماجرا را بد فهمیده‌ایم و برآوردهای محدودشده در فاصله‌مان دقیق نیستند. شاید، شاید، شاید ...

شناسایی سرچشمه‌ی واقعی این ذرات "اوه مای گاد" فراپرانرژی کاری دشوارست، و با وجود این که حدود ۳۰ سال از شناسایی آنها می‌گذرد هنوز پاسخ‌های استوارِ چندانی برایشان نداریم. ولی خوب است که دستکم چند راز ناگشوده از کیهان برایمان بماند، این به اخترفیزیکدانان هم کمی امنیت شغلی می‌دهد!

--------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:

واژه‌نامه:
DNA - cosmic rays - electrons - proton - helium - iron - nuclei - kinetic energy - electrically charged - ionize - nucleotide - replication - cancer - nitrogen - oxygen - molecule - OMG - University of Utah - Fly's Eye cosmic ray detector - speed of light - baseball - particle collider - LHC - relativistic time dilation - star - Proxima Centauri - galactic core - magnetic field - supernova - black hole - active galactic nuclei - supermassive black hole - galaxy - accretion disk - dynamo - blizzard - cosmic microwave background - photon - blueshift - Centaurus A - Milky Way - Seyfert galaxy - gamma-ray burst - topological defect - Big Bang - dark matter -

منبع: Space.com

گوی آتشین برساوشی

این تصویر در اندازه‌های بزرگ- بسیار بزرگ (۳.۲ مگ)
بارش شهابی برساوشی سال ۲۰۱۸ یکی از بهترین‌ها در چند سال گذشته بود.

این بارش در ۱۲-۱۳ اوت (۲۱ و ۲۲ امرداد) به بیشینه‌ی خود رسید. در آن شب‌ها بسیاری از بینندگان بیش از ۱۰۰ شهاب را در هر ساعت گزارش کرده‌اند. ماه نیز همزمان با این بیشینه‌ به گام نو رسیده و پس‌زمینه‌ای تاریک برای این سنگ‌ریزه‌های برافروخته که از دنباله‌دار ۱۰۹پی/سویفت-تاتل جدا شده و در فضا پراکنده شده ودند پدید آورد.

این آتشگوی که در تصویر می‌بینید یکی از همین شهاب‌ها بود که در آسمان اسلواکی به تصویر کشیده شده.

عکاس تصویر می‌گوید: «این آتشگوی که شب ۱۲ اوت پدیدار شد بی‌اندازه درخشان بود و همه‌ی ده‌ها بیننده‌ی درون و بیرون رصدخانه‌ی کولونیکا را شگفت‌زده کرد. روشنایی‌اش آنچنان بود که زمین را به اندازه‌ی یک هلال ماه روشن کرد. دود و پسماند به جا مانده از این آتشگوی تا بیش از یک ساعت پس از پدیدار شدنش در آسمان دیده می‌شد (چارچوب‌های پیوست). امسال برساوشی‌ها چه اوج عالی‌ای داشتند!»

--------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:

واژه‌نامه:
Perseid meteor shower - meteor - New Moon - 109P/Swift-Tuttle - fireball - Slovakia - Kolonica Observatory - crescent

منبع: spaceweather

تصویری تماشایی از پرتاب کاوشگر خورشیدی پارکر

این تصویر در اندازه‌ی بزرگ‌تر (۲ مگ)
برای فرستادن کاوشگری به سوی خورشید چه زمانی مناسب‌تر است؟ پاسخ تاریخی این پرسش -که شوخی هم نیست چون همین چند روز پیش به راستی انجام شد- زمان شب است.
شب نه تنها به این دلیل که پنجره‌ی پرتاب کاوشگر خورشید پارکر ناسا (پی‌اس‌پی، PSP) برای رسیدن به مدار برنامه‌ریزی شده‌اش، تقریبا در زمان شب بود، بلکه به این دلیل که دستگاه‌های پارکر در سایه‌ی سپر خود آن کار خواهند کرد، به گونه‌ای که همیشه و پیوسته حتی نزدیک خورشید هم در شرایطی مانند "شب" خواهند بود [۱].
تا پیش از آن، پارکر به مدت چند سال با هفت بار گذر از کنار ناهید، به اندازه‌ی کافی انرژی مداری خود را کم می‌کند تا به خورشید برسد [۲].
سرانجام، پارکر به نزدیک خورشید، و فاصله‌ی خطرناک کمتر از ۹ شعاع خورشیدی می‌رسد، نزدیک‌ترین فاصله‌ای که تاکنون یک ساخته‌ی دست بشر به آن رسیده.
در فاصله‌ی به این نزدیکی، دمای روز برای سپر خورشیدی پارکر ۱۴۰۰ درجه‌ی سانتیگراد خواهد بود- دمایی که بسیاری از انواع شیشه را آب می‌کند. ولی در سمت شب، دما نزدیک به دمای اتاق خواهد بود.
هدف اصلی ماموریت پی‌اس‌پی افزایش شناخت بشر از فوران‌های خورشیدی است که بر ماهواره‌ها و شبکه‌های برق و قدرت زمین تاثیر می‌گذارند.
در این تصویر چشم‌انداز پرتاب شبانه‌ی پی‌اس‌پی در سپیده‌دم روز یکشنبه را می‌بینیم که بر دوش موشک دلتا ۴ سنگینِ شرکت یونایتد لانچ الاینس (یوال‌ای) راهی فضا شد.

--------------------------------------------
یادداشت‌ها:
۱) فضاپیمای پارکر می‌خواهد به درون جو خورشید برود، ولی با دمای چند میلیون درجه‌ای آن چه می‌کند؟
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:

واژه‌نامه:
Sun - NASA - Parker Solar Probe - PSP - launch window - orbital energy - Venus - Sun shield - United Launch Alliances - Delta IV Heavy

منبع: apod.nasa

آیا کهن‌ترین سنگ‌های زمین دستاورد بمباران زمین بوده‌اند؟

* کهن‌ترین سنگ‌هایی که تاکنون روی زمین یافته شده احتمالا در یک بمباران سیارکی که بیش از ۴ میلیارد سال پیش رخ داده بود پدید آمده‌اند.
کهن‌ترین سنگِ شناخته شده ۴.۰۳ میلیارد سال سن دارد
این سنگ‌های خارا (گرانیت)، یا فلسیکِ باستانی که حدود سه دهه پیش در رود آکاستای کانادا یافته شده بودند، تقریبا ۶۰۰ میلیون سال پس از پیدایش زمین ساخته شده‌اند، پیش از آفرینش هر گونه زندگی. آمیزه‌ی عنصرهای آنها تفاوت ویژه‌ای با سنگ‌های دوره‌های بعدی دارد که نشان می‌دهد احتمالا در فرآیند زمین‌شناختی متفاوتی پدید آمده‌اند.

تیم جانسون از دانشگاه کرتین استرالیا به همراه همکارانش شرایط احتمالی را که این سنگ‌ها می‌توانسته‌اند در آن پدید آمده باشند شبیه‌سازی کردند. آنها نتیجه گرفتند که آب شدنِ (ذوب شدنِ) بخشی از سطح زمین در یک دمای ۸۰۰ تا ۹۰۰ درجه‌ی سانتیگراد و فشار بسیار پایین می‌توانسته در ساخته شدن این سنگ‌ها نقش داشته باشد.

به گفته‌ی جانسون، زمین جوان نمی‌توانسته به خودی خود و بی‌دلیل به چنین دماهایی برسد. ولی "آخرین بمباران سنگین"، دوره‌ای که زمین به شدت زیر بمباران سنگ‌های آسمانی بود و بسیاری از دهانه‌های ماه هم در آن دوره پدید آمد می‌توانسته عامل این گرمایش بوده باشد.

وی می‌گوید: «می‌دانیم که زمین تا ۶۰۰-۷۰۰ میلیون سال پس از تولدش بمباران می‌شده. من با توجه به این واقعیت که این تکه سنگ‌ها تنها سنگ‌های فلسیکِ کهن‌تر از ۴ میلیارد ساله‌ای هستند که می‌شناسیم، بی‌درنگ به آن برخوردها به عنوان یک دلیل احتمالی فکر کردم.»

جانسون می‌گوید آن بارش‌های شهابی بسیار سنگین و شدید بوده‌اند، پس سنگ‌هایی مانند آنچه در رود آکاستا یافته شده می‌توانسته‌ در آن روزگار فراوان بوده باشند. ولی زمین‌ساخت‌های صفحه‌ای که در روزگاران بعدی رخ داد احتمالا بیشترشان را بلعیده؛ این بدان معناست که سنگ‌های رود آکاستا می‌توانند تنها بازماندگان برخوردهای فرازمینی باشند که در آغاز تاریخ زمین رخ داده بوده.

جانسون امیدوارست در آینده به هدف یافتن شواهد زمین‌شناختیِ بیشتر برای تایید نظرش، جاهایی مانند سیبری در روسیه را هم بکاود.

گزارش این دانشمندان در نشریه‌ی نیچر جئوساینس منتشر شده.

--------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:

واژه‌نامه:
Earth - asteroid - Acasta River - Canada - granite - felsic - element - Tim Johnson - Curtin University - Australia - late heavy bombardment - crater - moon - meteorite shower - plate tectonics - Siberia - Russia

منبع: newscientist

پل سرخ میان دو کهکشان

آیا پلی از گاز این دو کهکشان بزرگ را به هم پیوند داده؟ کاملا احتمالش هست، ولی به سختی می‌تواند مطمئن شد.
ام۸۶ در بخش بالا، سمت چپ تصویر، یک کهکشان بیضیگون غول‌پیکر در مرکز خوشه‌ی کهکشانی دوشیزه است. خوشه‌ی دوشیزه که کهکشان راه شیری ما دارد به سوی آن کشیده می‌شود خوشه‌ای نزدیک به ماست که حدود ۵۰ میلیون سال نوری از ما فاصله دارد.
سمت راست، پایین‌تر از ام۸۶ یک کهکشان مارپیچی شگفت‌انگیز به نام ان‌جی‌سی ۴۴۳۸ را می‌بینیم. این کهکشان از چشم‌انداز ما در همسایگی کهکشان ان‌جی‌سی ۴۴۳۵ دیده می‌شود و با هم به نام کهکشان‌های چشم‌ها (چشمان مارکاریان) یا آرپ ۱۲۰ شناخته می‌شوند.
این تصویر یکی از ژرف‌ترین عکس‌هاییست که تاکنون از این منطقه گرفته شده، و گازهای برافروخته‌ی سرخ‌فامی که ام۸۶ را در بر گرفته‌ و به نظر می‌رسد آن را به ان‌جی‌سی ۴۴۳۸ وصل کرده‌اند را نیز نمایان کرده.
گستردگی این تصویر تقریبا به اندازه‌ی یک قرص کامل ماه است.
ولی از سوی دیگر این را هم می‌دانیم که ابرهای گازی پَرسا (سیروس) که بر فراز صفحه‌ی کهکشان خودمان شناورند نیز در همان راستای چشم‌انداز ما از خوشه‌ی دوشیزه دیده می‌شوند، و سرعت کمِ این گازها [گازهای درون تصویر] هم به نظر می‌رسد با این پنداشت که بخشی از کهکشان خودمانند سازگاری بیشتری دارد.
شاید پژوهش‌های آینده پاسخی قطعی به این پرسش، و همچنین به راز کشیدگی بازوهای آبی ان‌جی‌سی ۴۴۳۵ بدهند.
--------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:

واژه‌نامه:
M86 - elliptical galaxy - Virgo Cluster - Milky Way Galaxy - spiral galaxy - NGC 4438 - NGC 4435 - Eyes Galaxies - Arp 120 - full moon - cirrus

منبع: apod.nasa
برگردان: یک ستاره در هفت آسمان

پارکر برای رسیدن به خورشید راه بی‌اندازه دشواری در پیش دارد، ولی چرا؟

این تصویر در اندازه‌ی بزرگ‌تر و گسترده‌تر
خورشید ۹۹.۸ درصد جرم سامانه‌ی خورشیدی را تشکیل داده. نیروی گرانش این ستاره همه‌ی اعضای خانواده‌اش را کنار هم نگه داشته، از سیاره‌ی کوچک تیر تا غول‌های گازی و ابر اورت در فاصله‌ی ۳۰۰ میلیارد کیلومتری. ولی اگرچه این ستاره کشش بسیار نیرومندی دارد، رسیدن به آن بی‌اندازه و به گونه‌ی شگفت‌انگیزی دشوار است: انرژی موردنیاز برای رسیدن به خورشید ۵۵ برابر انرژی مورد نیاز برای رسیدن به بهرام (مریخ) است.

ولی چرا اینقدر سخت؟ پاسخ در همان واقعیتی نهفته که زمین را در مدارش نگه داشته و از فروکشیده شدنش به درون خورشید جلوگیری می‌کند: سیاره‌ی ما بسیار سریع حرکت می‌کند، حدود ۱۰۷ هزار کیلومتر بر ساعت و در حرکت جانبی تقریبا پیوسته‌ای به گرد خورشید می‌گردد. تنها راه برای رسیدن به خورشید اینست که این حرکت جانبی را خنثا کنیم.

از آنجایی که کاوشگر خورشیدی پارکر می‌خواهد به جو (تاج) خورشید برسد [و نه دقیقا به خود آن]، تنها کافیست ۸۵ هزار کیلومتر بر ساعت از سرعت جانبی‌اش کم کند تا به مقصد برسد، ولی همین کار ساده‌ای نیست. افزون بر این که موشک بسیار نیرومند دلتا ۴ سنگین آن را  می‌برد، خودش نیز به مدت هفت سال، هفت بار از کنار ناهید می‌گذرد. پارکر در هر یک از این گذرها از ناهید کمک گرانشی می‌گیرد و سرعت جانبی‌اش را در چاه انرژی مداری این سیاره تخلیه می‌کند. این کمک‌های گرانشی در آخرین مدارها، پارکر را به رکورد فاصله‌ی تنها ۶.۱۶ میلیون کیلومتری سطح دیدارپذیرِ خورشید خواهد رساند.

اگرچه پارکر سرعت جانبی‌اش را برای نزدیک شدن به خورشید کم می‌کند، ولی سرعت کلی‌اش به کمک گرانش سهمگین خورشید افزایش خواهد یافت. پس پارکر نه تنها رکورد نزدیکی به خورشید را می‌شکند، بلکه با رسیدن به سرعت ۷۰۰ هزار کیلومتر بر ساعت در مدارهای پایانی، سریع‌ترین ساخته‌ی دست بشر نیز خواهد شد.

--------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:

واژه‌نامه:
Sun - solar system - Mercury - gas giant - Oort Cloud - Mars - Earth - planet - sideways motion - Parker Solar Probe - Delta IV Heavy - Venus - gravity assist - orbital energy

منبع: nasa

Blogger template 'Browniac' by Ourblogtemplates.com 2008

بالای صفحه