فرمانروایی اقلیت در ستارگان نوترونی!

* پروتون‌ها تنها پنج درصد از ستارگان نوترونی را تشکیل داده‌اند، ولی گویا در این ستارگان قدرت در دست همین پروتون‌هاست.

ستارگان نوترونی بازمانده‌های ابرنواخترانند، تنها چیزی که از یک ستاره‌ی بزرگ به جرم چند ده برابر خورشید، پس ازپایان همجوشی در هسته و به پایان رسیدن زندگی‌اش در یک مرگ انفجاری به جا می‌ماند. این اجرامِ بی‌اندازه چگال جرمی هم‌ارز ۱.۴ جرم خورشید را در کره‌ای به قطر یک شهر کوچک (۱۰ تا ۱۲ کیلومتر) جا داده‌اند.
دو ستاره‌ی نوترونی که در آستانه‌ی برخورد و ادغامند- تصویر بزرگ‌تر
این اجرام خُرد نامشان را از این واقعیت گرفته‌اند که تقریبا به طور کامل از نوترون تشکیل شده‌اند. ولی جزء کوچکی (حدود ۵ درصد) از آنها را پروتون ساخته‌. اکنون بر پایه‌ی یک پژوهش تازه، شاید این پروتون‌ها نفوذی بیشتر از آنچه فکر می‌کردیم بر ویژگی‌های ستارگان نوترونی داشته باشند- ویژگی‌هایی مانند اندازه، دما، و "سفتی". این پژوهش که گزارش آن در شماره‌ی ۱۳ اوت نشریه‌ی نیچر منتشر شده توسط گروهی از پژوهشگران از بنیاد فن‌آوری ماساچوست (ام‌آی‌تی)، دانشگاه تل آویو، و دانشگاه اولد دامینیون انجام گرفته.

ولی داده‌هایی که این گروه از آن بهره جستند از رصد خود ستارگان نوترونی به دست نیامده، بلکه از همتایان آنها به دست آمده: هسته‌های چگال اتم همین جا روی زمین. اگرچه هسته‌های اتم‌ها از نظر چگالی و در هم فشردگی دقیقا مانند ستارگان نوترونی نیستند، ولی مشاهده‌ی آنها ساده‌تر است و باز هم می‌توانند بینش‌هایی درباره‌ی کارکرد درونی برخی از افراطی‌ترین اجرام کیهان به ما بدهند.

فرمانروایی اقلیت
ولی یک چنین جزء کوچکی از مواد چگونه می‌تواند بر چنین جرم سنگینی حکم براند؟ همه چیز زیر سر پدیده‌ای به نام "همبستگی کوتاه-برد" (short-range correlation) است. ساده آغاز کنیم: هسته‌ی اتم از پروتون‌ها و نوترون‌هایی تشکیل شده که با الکترون‌ها در میان گرفته شده‌اند. همه‌ی این ذرات در یک فضای محدود جای گرفته‌اند. این ذرات پیوسته در جنبشند- در حقیقت هر چیزی در دمای بالاتر از صفر مطلق دارای جنبش و حرکت است، زیرا دما و انرژی به هم ربط دارند. جنبش باعث می‌شود پروتون‌ها و نوترون‌ها با یکدیگر برخورد کرده و برهم‌کنش انجام دهند. این فرآیند به نام همبستگی کوتاه-برد شناخته می‌شود، و می‌تواند به دلیل انرژی‌ای که در آنست، اثر چشمگیری بر ویژگی‌های هسته بگذارد.

اکنون به جای هسته‌ی یک اتم، یک ستاره‌ی نوترونی را در نظر بگیرید. آن هم مانند هسته‌ی اتم از ذراتی تشکیل شده که در یک فضای محدود جا شده‌اند، ولی این بار، ذرات به طور عمده نوترونند، با تنها شمار اندکی پروتون، و فضا هم بسیار بزرگ‌تر از هسته‌ی اتمست. ولی اینجا هم همان اصل برقرار است- از آنجایی که این پروتون‌ها و نوترون‌ها در جنبشند می‌توانند در همبستگی‌های کوتاه-برد با هم برخورد کرده و برهم‌کنش انجام دهند، درست مانند آنچه در هسته‌ی اتم رخ می‌دهد.

کلید پایانی راز این واقعیت است که در همبستگی‌های کوتاه-برد، پروتون‌ها انرژی بیشتری را حمل می‌کنند تا نوترون‌ها. اور هِن از ام‌‌آی‌تی می‌گوید: «ما فکر می‌کنیم در یک هسته‌ی پر از نوترون، پروتون‌ها جنبشی بیش از نوترون‌ها دارند، بنابراین به طور میانگین، ابتکار عمل در دست پروتون‌هاست. اگرچه پروتون ‌ا در ستاره در اقلیتند، ولی به باور ما حکومت در دست این اقلیت است. پروتون‌ها بسیار فعال به نظر می‌رسند و ما فکر می‌کنیم احتمالا ویژگی‌های گوناگون ستاره را همان‌ها تعیین می‌کنند.»

پروتون‌ها پیروزند
جفت‌های پروتون-نوترون و نوترون-نوترون هر دو می‌توانند همبستگی‌های کوتاه-برد را تجربه کنند. برای این که بفهمیم احتمال شکل‌گیری کدام یک از این جفت‌ها در ستارگان نوترونی بیشتر است (و بنابراین کدام جفت بیشترین مدیریت را بر ویژگی‌های ستاره دارد)، پژوهشگران به سراغ داده‌های آزمایشی رفتند که در سال ۲۰۰۴ انجام شده بود و در آن اتم‌های کربن، آلومینیوم، آهن، و سرب بررسی شده بود. نسبت نوترون به پروتونِ هر یک از این‌ عنصرها به ترتیب بیشتر از عنصر پیشین است. دانشمندان در هر آزمایش به جستجوی نشانه‌های همبستگی کوتاه-برد میان جفت‌های پروتون و نوترون پرداختند.

هر چه در اتمی، شمار نوترون‌ها نسبت به پروتون‌ها بیشتر بود، شانس جفت شدن پروتون‌ها برای همبستگی کوتاه-برد بیشتر می‌شد. ولی شمار نوترون‌ها هر چه بود شانس جفت شدنشان تغییری نمی‌کرد و ثابت بود. این بدان معناست که هر چه نوترون‌ها بیشتر باشند، برخورد و جنبش پروتون‌ها بیشتر می‌شود- و بنابراین در ستارگان نوترونی، پروتون‌ها با وجود شمار کمترشان، قدرت اثرگذاری بر ویژگی‌های کلی ستاره را در دست دارند.

الی پیازتسکی از دانشگاه تل آویو می‌گوید: «این روند نشان می دهد که در اجرامی با چگالی نوترونی بالا، اقلیت پروتون‌ها به گونه‌ی نامتناسبی بخش بزرگی از میانگین انرژی را در دست دارند.»

و به احتمال بسیار این روند در اجرامی با چگالی‌های نوترونی‌ای به اندازه‌ی آنچه در ستارگان نوترونی دیده‌ایم هم برقرار است. اگر این درست باشد، معنایش چیست؟

پیازتسکی می‌گوید: «ما فکر می‌کنیم ادغام دو ستاره‌ی نوترونی یکی از فرآیندهای مهم کیهانست که در آنها هسته‌های اتمی سنگین‌تر از آهن، مانند طلا ساخته می‌شود. پژوهش ما بر روی هسته‌های پر از نوترون نشانگر اینست که باید یک بازبینی در نقشی که اقلیت پروتون‌ها در ستارگان نوترونی بازی می‌کنند و اثر آنها بر فرآیند هسته‌زایی انجام دهیم.»

--------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:

واژه‌نامه:
neutron star - proton - supernova - star - Sun - neutron - stiffness - Nature - Continuous Electron Beam Accelerator Facility - CEBAF - Large Acceptance Spectrometer (CLAS) Collaboration - MIT - Tel Aviv University - Old Dominion University - atomic nucleus - Earth - short-range correlation - electron - absolute zero - Or Hen - carbon - aluminum - iron - lead - Eli Piasetzky - gold

منبع: astronomy.com

دیدار یک دنباله‌دار با قلب و روح آسمان

این تصویر در اندازه‌ی بزرگ‌تر
دنباله‌دار ۲۱پی/ژاکوبینی-زینر این شب‌ها دارد به زمین نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود تا در روز ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۸ (۱۹ شهریور) با فاصله‌ی ۰.۳۹ یکای نجومی از کنار سیاره‌مان بگذرد. هر یکای نجومی برابر با فاصله‌ی زمین تا خورشیدست، بنابراین ۰.۳۹ یکای نجومی هم‌ارز ۵۸ میلیون کیلومتر خواهد بود که در استاندارد سامانه‌ی خورشیدی فاصله‌ی کمی‌ست، ولی ترسناک نیست.

عکاسان نجومی چندیست این دنباله‌دار را دنبال می‌کنند و تاکنون عکس‌های زیبا و چشمگیری از نزدیک شدنِ آن گرفته‌اند. در روز ۱۷ اوت میشاییل یاگر از وایزنکرشن اتریش، دنباله‌دار ژاکوبینی-زینر را که داشت از کنار سحابی‌های گسیلشی قلب و روح در صورت فلکی ذات‌الکرسی (خداوند اورنگ) می‌گذشت به تصویر کشید.

در هفته‌های آینده این دنباله‌دار به قدر روشنایی ۷ (درست زیر آستانه‌ی دید چشم نامسلح) می‌رسد و هدفی خوب برای تلسکوپ‌های آماتور خواهد بود.

در این پیوند (لینک) می‌توانید یک نقشه‌ی سه-بعدی برهم‌کنشی (تعاملی) از مدار ۲۱پی/ژاکوبینی-زینر، و مسیر گذرِ آن از کنار زمین ببینید. این نقشه بر پایه‌ی داده‌های ناسا، جی‌پی‌ال درست شده.

--------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:

واژه‌نامه:
Comet 21P/Giacobini-Zinner - Earth - AU - comet - Michael Jäger - Weißenkirchen - Austria - Heart and Soul Nebula - constellation Cassiopeia - magnitude - naked-eye - sun - solar system

منبع: spaceweather

دو رد آتشین در آسمان سپیده‌دم

این تصویر در اندازه‌ی بزرگ‌تر (۱۱.۵ مگ)
بالا، سمت راست این چارچوب رد درخشان یک شهاب برساوشی را می‌بینیم. این تصویر در ساعت‌های آغازین روز یکشنبه، زمانی که بارش شهابی برساوشی به بیشینه‌ی خود رسیده بود، از پیوند چندین نما با نوردهی‌های جداگانه پدید آمده.
عکاس تصویر که در فاصله‌ی حدود دو مایلی مجموعه‌ پرتاب‌های فضایی ۳۷ پایگاه نیروی هوایی کیپ کاناورال بود، به جز شهاب، رد آتشین موشک دلتا ۴ سنگین را که کاوشگر خورشیدی پارکر را در آسمان سپیده‌دم با خود می‌برد نیز در یک نوردهی ۴ دقیقه‌ای به تصویر کشیده.
شهاب‌های برساوشی سرعت کمی ندارند.
این دانه‌های سنگریزه که از دنباله‌دار دوره‌ایِ سویفت-تاتل جدا شده و در فضا به جا مانده‌اند، با سرعت حدود ۶۰ کیلومتر بر "ثانیه" وارد جو زمین شده و در آن می‌سوزند.
کاوشگر خورشیدی پارکر در درازنای هفت سال، هفت بار از کنار ناهید می‌گذرد و از آن کمک گرانشی دریافت می‌کند، و با این روش فاصله‌ی کمینه‌ی خود از خورشید را کم و کمتر می‌کند تا جایی که در گذر هفتم، کمترین فاصله‌اش از خورشید به تنها ۶.۱ میلیون کیلومتر می‌رسد.
این حدود ۱/۸ فاصله‌ی سیاره‌ی تیر تا خورشید و درون جو بیرونی و تنُک خورشید (تاج خورشید) خواهد بود.
در آن زمان، سرعت پارکر به چیزی نزدیک به ۱۹۰ کیلومتر بر ثانیه (۷۰۰ هزار کیلیومتر بر ساعت) خواهد رسید و سریع‌ترین کاوشگر زمین نام خواهد گرفت.

--------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:

واژه‌نامه:
- Perseid meteor shower - Space Launch Complex 37 - Cape Canaveral Air Force Station - Delta IV Heavy - Parker Solar Probe - periodic comet - Swift-Tuttle - Earth - gravity-assist - Venus - Sun - Mercury - solar corona - planet

منبع: apod.nasa

ذره‌ای به نام "اوه مای گاد"!

در همین لحظه که دارید این نوشته را می‌خوانید، گلوله‌هایی نادیدنی و ریز دارند دی‌ان‌ای شما را می‌شکافند. این گلوله‌ها به نام پرتوهای کیهانی شناخته می‌شوند ولی به هیچ وجه "پرتو" نیستند- این نام به دلیل یک سو تفاهم تاریخی به آنها داده شده. آنها "ذره" هستند: به طور عمده الکترون و پروتون، ولی گاهی هم چیزهایی سنگین‌تر مانند هسته‌ی هلیوم یا حتی آهن.
قنطورس ای، نزدیک‌ترین هسته‌ی فعال کهکشانی به زمین که از گزینه‌های دانشمندان برای سرچشمه‌ی ذرات اوام‌جی است (منبع عکس)
 این ذرات کیهانی مایه‌ی دردسرند، زیرا: ۱) پرسرعتند، و بنابراین انرژی جنبشی بسیاری برای رفتن به این سو و آن سو دارند. ۲) بار الکتریکی دارند. یعنی می‌توانند نوکلئوتیدهای دی‌ان‌ای بیچاره‌ی ما را بیونند (یونیده کنند)، آنها را از هم بپاشند و گاهی به خطاهای همانندسازی یا تکثیر مهارناپذیر (چیزی که به نام سرطان می‌شناسیم) بیانجامند.

انگار این دردسر بس نبود، بدتر از آن هم هست: هر چند وقت یک بار -تقریبا سالی یک بار در هر کیلومتر مربع- ذره‌ای با سرعتی واقعا دیوانه‌وار به جو بالایی زمین نفوذ می‌کند و با کوبیدن به یک مولکول نیتروژن یا اکسیژن، آبشاری از ذرات دوّمینِ (تانویه‌ی) کم‌انرژی‌تر پدید می‌آورد (اگرچه این ذرت دوّمین انرژی کمتری دارند، ولی همچنان مرگبارند).

تنها واکنشِ درخور به هنگام روبرو شدن با ذره‌ای با چنین توانایی‌های شگرف و نامعمولی اینست: "OMG" (اوه مای گاد، اوه خدای من).

"اوام‌جی" لقبی بود که به نخستین نمونه از چیزی که امروزه به نام پرتوهای کیهانی فرا-پرانرژی می‌شناسیم داده شد. آن ذره در سال ۱۹۹۱ توسط آشکارساز پرتو کیهانیِ فلایز آی (Fly's Eye) در دانشگاه یوتای آمریکا یافته شد. آن تک پروتون با سرعت تقریبا ۹۹.۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۵۱ درصد سرعت نور به جو ما کوبیده شد. نه! این ۹ها نمایشی و برای هیجان‌انگیز کردن ماجرا نیست، آن ذره واقعا همین‌قدر سریع بود. انرژی جنبشی آن در دنیای ذرات هم‌ارز انرژی جنبشی یک توپ بیسبال در دنیای ما بود که با ضربه‌ای محکم و حسابی پرتاب شده باشد.

یعنی انرژی این ذره بیش از ۱۰ میلیون برابر انرژی‌ای بود که نیرومندترین برخورددهنده‌ی ذراتِ امروزی (ال‌اچ‌سی) می‌تواند تولید کند. ذره‌ی اوام‌جی با چنین سرعتی، به دلیل پدیده‌ی نسبیتی فراخِش (اتساع) زمان، از دیدگاه خودش می‌تواند فاصله‌ی ما تا نزدیک‌ترین همسایه‌مان، ستاره‌ی پروکسیما قنطورس را در ۰.۴۳ میلی‌ثانیه بپیماید. در مدت زمانی که این جمله را می‌خوانید (زمان از دیدگاه خودش) هم می‌تواند به مرکز کهکشان راه شیری برسد. به راستی که اون خدای من!

از زمان آشنایی با این ذره تاکنون، به کمک تلسکوپ‌ها و آشکارسازهای ویژه در سرتاسر جهان نمونه‌های آن را جستجو کرده‌ایم. چیزی که در این چند دهه ثبت کرده‌ایم روی هم رفته به صد ذره از رده‌ی اوام‌جی نمی‌رسد.

برای یافتن سرچشمه‌ی آنها، این چند ده نمونه هم آگاهی‌هایی به ما داده‌اند و هم رازشان را پیچیده‌تر کرده‌اند. داده‌های بیشتر همیشه چیز خوبیست، ولی آخر چه چیز لعنتی‌ای به این نیرومندی در کیهان هست که می‌تواند به یک پروتون چنین حالی بدهد که بتواند تقریبا- تقریبا- پا به پای نور بیاید؟

برای رساندن ذره‌ای به یک چنین سرعت سرسام‌آوری باید دو جزء کلیدی داشته باشیم: انرژی فراوان و یک میدان مغناطیسی. میدان مغناطیسی کار انتقال انرژی رویداد به ذره را انجام می‌دهد (برای نمونه، انرژی جنبشی انفجاری یک ابرنواختر یا کشش گرانشی چرخشی ماده‌ای که دارد به سوی یک سیاهچاله فروکشیده می‌شود). جزییات فیزیکی آن طبیعتا بی‌اندازه پیچیده است و به خوبی هم شناخته نشده. سرچشمه‌ی پرتوهای کیهانی بسیار بسیار پیچیده است و در مناطق خشن کیهان جای دارد، بنابراین رسیدن به یک تصویر فیزیکی کامل هدفی دشوارست.

ولی به هر روی می‌توانیم حدس‌هایی منطقی برای جایی که چیزهایی افراطی مانند همین رفیقمان، اوام‌جی از آن می‌آیند بزنیم. نخستین حدسمان می‌تواند ابرنواخترها باشد، مرگ فاجعه‌بار ستارگان بزرگ. میدان مغناطیسی؟ دارد. انرژی فراوان؟ دارد. ولی این انرژی کافی نیست. یک انفجار معمولیِ ستاره توان کافی برای پرت کردن ذرات با سرعتی که مورد نظرماست را ندارد.

خوب، حدس بعدی؟ هسته‌های کهکشانی فعال نامزد قَدَری هستند. هسته‌های کهکشانی فعال زمانی پدید می‌آیند که مواد به درون یک ابرسیاهچاله در مرکز یک کهکشان فروکشیده می‌شوند. در این روند، مواد فشرده شده، دمایشان بالا می‌رود و یک قرص برافزایشی پدید می‌آورند. این دوزخ چرخان مانند یک دینام، شدیدترین میدان‌های مغناطیسی را تولید کرده و نیروی هنگفتی برای پدید آوردن یک فواره از ذرات فراهم می‌کند.

ولی (می‌دانید که اینجا هم باید یک "ولی" در کار باشد)، ولی هسته‌های کهکشانی فعال بسیار دورتر از آنند که پرتوهای کیهانیِ تولید شده‌شان به زمین برسد. یک ذره‌ی پرتوی کیهانی فراپرانرژی با سرعتی که دارد، پیشروی در کیهان برایش بیشتر مانندِ به سختی راه رفتن در یک کولاک است. دلیلش اینست که در چنین سرعتی، تابش زمینه‌ی کیهانی (فوتون‌های کم‌انرژی که از آغاز کیهان به جا مانده‌اند و از همه سوی فضا می‌آیند) از دید آن ذره به شدت دچار آبیگرایی (انتقال به آبی) شده و به انرژی‌های بالاتر می‌رسند. چنین فوتون‌های نیرومندی در مسیر پرتوی کیهانی به آن برخورد کرده، از سرعتش کم کرده و سرانجام آن را متوقف می‌کنند.

بنابراین انتظار نمی‌رود نیرومندترین پرتوهای کیهانی هم بتوانند بیش از ۱۰۰ میلیون سال نوری را بپیمایند- و بیشتر هسته‌های کهکشانی فعال هم که بسیار بسیار دورتر از چنین فاصله‌ای هستند.

"قنطورس ای" که با فاصله‌ای میان ۱۰ تا ۱۵ میلیون سال نوری، یک هسته‌های کهکشانی فعالِ به نسبت نزدیک است، تا مدت‌ها مظنون اصلی ذرات اوه مای گاد بود- یک گزینه‌ی مناسب که میدان مغناطیسی نیرومند دارد و نزدیک هم هست. برخی از کاوشگرها مسیر این ذرات را همان راستای کلی قنطورس ای نشان می‌دادند، ولی هرگز ارتباطِ به اندازه‌ی کافی روشنی که بتواند این کهکشان را از یک متهم به یک محکوم تبدیل کند دیده نشد.

بخشی از مشکل در اینست که میدان مغناطیسی خود کهکشان راه شیری کمی مسیر پرتوهای کیهانی که به این سو می‌آیند را تغییر می‌دهد و ما را در شناسایی مسیر آغازین‌شان گمراه می‌کند. پس برای بازسازی سرچشمه‌ی پرتوهای کیهانی باید مدلی هم از شدت و جهت میدان مغناطیسی کهکشان خودمان پدید بیاوریم- چیزی که شناخت دقیق و کاملی از آن نداریم.

اگر سرچشمه‌ی ذرات اوام‌جی قنطورس ای نباشد پس شاید کهکشان‌های سیفرت باشند، یک زیررده‌ی کهکشانی ویژه از هسته‌های کهکشانی فعال که به طور کلی نزدیک‌ترند و میدان مغناطیسی ضعیف‌تری هم دارند (ولی باز هم بی‌اندازه درخشان و نیرومند هستند). ولی اینجا هم تنها حدود صد نمونه‌‌ای از این ذرات که می‌شناسیم برای یک برآورد آماری درست و بسیار دقیق بسنده نمی‌کند.

شاید سرچشمه‌ی این ذرات انفجارهای پرتو گاما باشد، رویدادهایی که گمان می‌رود دستاورد پایان بسیار سهمگین و شگفت‌آور برخی از افراطی‌ترین ستارگان هستند. و (باورتان می‌شود؟) شناخت ما از فیزیک چنین رویدادی یک جورهایی کلی و طرح‌گونه است.

شاید چیزی نامانوس‌تر باشد، چیزی مانند نقص‌های توپولوژیکی به جا مانده از نخستین لحظه‌های مهبانگ یا برهم‌کنش‌هایی غریب در ماده‌ی تاریک. شاید هم اصلا ما فیزیک ماجرا را بد فهمیده‌ایم و برآوردهای محدودشده در فاصله‌مان دقیق نیستند. شاید، شاید، شاید ...

شناسایی سرچشمه‌ی واقعی این ذرات "اوه مای گاد" فراپرانرژی کاری دشوارست، و با وجود این که حدود ۳۰ سال از شناسایی آنها می‌گذرد هنوز پاسخ‌های استوارِ چندانی برایشان نداریم. ولی خوب است که دستکم چند راز ناگشوده از کیهان برایمان بماند، این به اخترفیزیکدانان هم کمی امنیت شغلی می‌دهد!

--------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:

واژه‌نامه:
DNA - cosmic rays - electrons - proton - helium - iron - nuclei - kinetic energy - electrically charged - ionize - nucleotide - replication - cancer - nitrogen - oxygen - molecule - OMG - University of Utah - Fly's Eye cosmic ray detector - speed of light - baseball - particle collider - LHC - relativistic time dilation - star - Proxima Centauri - galactic core - magnetic field - supernova - black hole - active galactic nuclei - supermassive black hole - galaxy - accretion disk - dynamo - blizzard - cosmic microwave background - photon - blueshift - Centaurus A - Milky Way - Seyfert galaxy - gamma-ray burst - topological defect - Big Bang - dark matter -

منبع: Space.com

گوی آتشین برساوشی

این تصویر در اندازه‌های بزرگ- بسیار بزرگ (۳.۲ مگ)
بارش شهابی برساوشی سال ۲۰۱۸ یکی از بهترین‌ها در چند سال گذشته بود.

این بارش در ۱۲-۱۳ اوت (۲۱ و ۲۲ امرداد) به بیشینه‌ی خود رسید. در آن شب‌ها بسیاری از بینندگان بیش از ۱۰۰ شهاب را در هر ساعت گزارش کرده‌اند. ماه نیز همزمان با این بیشینه‌ به گام نو رسیده و پس‌زمینه‌ای تاریک برای این سنگ‌ریزه‌های برافروخته که از دنباله‌دار ۱۰۹پی/سویفت-تاتل جدا شده و در فضا پراکنده شده ودند پدید آورد.

این آتشگوی که در تصویر می‌بینید یکی از همین شهاب‌ها بود که در آسمان اسلواکی به تصویر کشیده شده.

عکاس تصویر می‌گوید: «این آتشگوی که شب ۱۲ اوت پدیدار شد بی‌اندازه درخشان بود و همه‌ی ده‌ها بیننده‌ی درون و بیرون رصدخانه‌ی کولونیکا را شگفت‌زده کرد. روشنایی‌اش آنچنان بود که زمین را به اندازه‌ی یک هلال ماه روشن کرد. دود و پسماند به جا مانده از این آتشگوی تا بیش از یک ساعت پس از پدیدار شدنش در آسمان دیده می‌شد (چارچوب‌های پیوست). امسال برساوشی‌ها چه اوج عالی‌ای داشتند!»

--------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:

واژه‌نامه:
Perseid meteor shower - meteor - New Moon - 109P/Swift-Tuttle - fireball - Slovakia - Kolonica Observatory - crescent

منبع: spaceweather

تصویری تماشایی از پرتاب کاوشگر خورشیدی پارکر

این تصویر در اندازه‌ی بزرگ‌تر (۲ مگ)
برای فرستادن کاوشگری به سوی خورشید چه زمانی مناسب‌تر است؟ پاسخ تاریخی این پرسش -که شوخی هم نیست چون همین چند روز پیش به راستی انجام شد- زمان شب است.
شب نه تنها به این دلیل که پنجره‌ی پرتاب کاوشگر خورشید پارکر ناسا (پی‌اس‌پی، PSP) برای رسیدن به مدار برنامه‌ریزی شده‌اش، تقریبا در زمان شب بود، بلکه به این دلیل که دستگاه‌های پارکر در سایه‌ی سپر خود آن کار خواهند کرد، به گونه‌ای که همیشه و پیوسته حتی نزدیک خورشید هم در شرایطی مانند "شب" خواهند بود [۱].
تا پیش از آن، پارکر به مدت چند سال با هفت بار گذر از کنار ناهید، به اندازه‌ی کافی انرژی مداری خود را کم می‌کند تا به خورشید برسد [۲].
سرانجام، پارکر به نزدیک خورشید، و فاصله‌ی خطرناک کمتر از ۹ شعاع خورشیدی می‌رسد، نزدیک‌ترین فاصله‌ای که تاکنون یک ساخته‌ی دست بشر به آن رسیده.
در فاصله‌ی به این نزدیکی، دمای روز برای سپر خورشیدی پارکر ۱۴۰۰ درجه‌ی سانتیگراد خواهد بود- دمایی که بسیاری از انواع شیشه را آب می‌کند. ولی در سمت شب، دما نزدیک به دمای اتاق خواهد بود.
هدف اصلی ماموریت پی‌اس‌پی افزایش شناخت بشر از فوران‌های خورشیدی است که بر ماهواره‌ها و شبکه‌های برق و قدرت زمین تاثیر می‌گذارند.
در این تصویر چشم‌انداز پرتاب شبانه‌ی پی‌اس‌پی در سپیده‌دم روز یکشنبه را می‌بینیم که بر دوش موشک دلتا ۴ سنگینِ شرکت یونایتد لانچ الاینس (یوال‌ای) راهی فضا شد.

--------------------------------------------
یادداشت‌ها:
۱) فضاپیمای پارکر می‌خواهد به درون جو خورشید برود، ولی با دمای چند میلیون درجه‌ای آن چه می‌کند؟
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:

واژه‌نامه:
Sun - NASA - Parker Solar Probe - PSP - launch window - orbital energy - Venus - Sun shield - United Launch Alliances - Delta IV Heavy

منبع: apod.nasa

Blogger template 'Browniac' by Ourblogtemplates.com 2008

بالای صفحه