‏نمایش پست‌ها با برچسب باد خورشیدی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب باد خورشیدی. نمایش همه پست‌ها

دلربایی "استیو" در شب مهتابی

پنجشنبه شب گذشته، با ورود زمین به جریانی پرسرعت از باد خورشیدی، رود داغی از پلاسما هم در جو بالایی زمین روان شد. اینجا بود که "استیو" (Steve) پدیدار شد. متیو ویلر این نوار روشن بنفش را از رابسون ولی بریتیش کلمبیای کانادا به تصویر کشید.

وی که پیش از این، در شب‌های تاریک‌تر، ویدیوهایی باورنکردنی از پدیده‌ی استیو گرفته می‌گوید: «با وجود مهتاب، باز هم می‌شد آن را با چشم نامسلح دید.» [ویدیوهای ویلر را اینجا دیده بودید: * ویدیوهایی نادر از پدیده شگفت‌انگیز "استیو"]

این جریان باد خورشیدی استعداد پدید آوردن استیو را دارد. در دور چرخش پیشین خورشید (چرخش به گرد محورش)، در اوایل ماه می، همین جریان به میدان مغناطیسی زمین برخورد کرد. آن زمان استیو نه تنها در کانادا (که جای معمولی برای آنست)، بلکه در چندین ایالت آمریکا دیده شد. این بار نور ماه باعث شده دیدن این نوار رازگونه سخت‌تر شود و چه بسا گزارش‌های کمتری از دیده شدنش دریافت شود.

--------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:

واژه‌نامه:
STEVE - Earth - solar wind - plasma - Matthew Wheeler - Robson Valley - British Columbia - magnetic field - US

منبع: spaceweather

تماشای "استیو" در عرض‌های پایین

استیو در گلیچن، آلبرتا. این تصویر در اندازه‌ی بزرگ‌تر
در روز شنبه، ۵ ماه می، جریانی از باد خورشیدی به زمین رسید و توفان‌های زمین‌مغناطیسی (ژئومغناطیسی) از رده‌ی جی۱ و جی۲ را پدید آورد. در فراز بالای جو زمین، نوارهای داغ پلاسما آغاز به رقصیدن در مغناطکره‌ی سیاره کردند. و ناگهان، "استیو" پدیدار شد. آلن دایر از گلیچن در آلبرتای کانادا عکس‌هایی از نوار درخشان بنفش آن گرفت. به گفته‌ی وی، استیو در آغاز مانند کمانی کم‌نور در سمت خاور بود و سپس پرنور شده و از این سر تا آن سر آسمان کشیده شد.

"تابش گرمایی ناگهانی از افزایش سرعت" یا STEVE نخستین بار همین چند سال پیش در آلبرتا دیده شد، هرچند که بی‌تردید از مدت‌ها پیش از این هم وجود داشته و رخ می‌داده. نوار باریک استیو یک ارتباطی با شفق قطبی دارد، ولی پیکره‌ و رنگی ویژه‌ی خود دارد و در جاهایی خاص پدید می‌آید. تا جایی که می‌دانیم، استیو نمایشی‌ست که در پی جریان پلاسمای داغ در لایه‌های بالایی جو اجرا می‌شود.

استیو در الی، مینه‌سوتا. این تصویر در اندازه‌ی بزرگ‌تر
الیزابت مک‌دونالد از مرکز پروازهای فضایی گودارد ناسا به تازگی مقاله‌ای درباره‌ی استیو منتشر کرده. در این مقاله، استیو به پدیده‌ای به نام "رانش یونی زیرشفقی" (subauroral ion drift) که سرواژه‌ی آن می‌شود "سِد" (SAID) ربط داده شده. ماهواره‌ها هزاران سد را ردگیری کرده‌اند: آنها بیشتر در فصل‌های بهار و پاییز پدیدار می‌شوند و به نظر می‌رسد عرض‌های جغرافیایی نزدیک به ۶۰+ درجه را بیشتر ترجیح می‌دهند.

این هفته، استیو به عرض‌هایی جنوبی‌تر از همیشه رفت. گرِگ اَش نوار آن را بر فراز الی در مینه‌سوتا، در عرض ۴۷.۹+ شمالی دید و به تصویر کشید.

وی می‌گوید: «این نخستین بار بود که استیو را می‌دیدم و برایم فراموش‌نشدنی بود. با چشم نامسلح دیده می‌شد و من می‌توانستم تپش‌های نور سبز و بنفش را در آن ببینیم.»

همه‌ی جاهایی که این استیو را دیدند در عرض‌هایی به نسبت پایین بودند: تافت، مینه‌سوتا (۴۷.۶+)، باکستون، داکوتای شمالی (۴۷.۶+)، آرکادیا، میشیگان (۴۴.۵+) و فورت فرانسیز، اونتاریو (۴۸.۶+). این عرض‌های به نسبت پایین نشانه‌ای دلگرم‌کننده‌ برای آسمان‌دوستانی است که خواهان تماشای این نوارهای شگفت‌انگیز با چشم خود هستند. نیازی نیست برای دیدن استیو به دایره‌ی شمالگان بروید؛ شاید خودش سری به آسمانتان بزند.

--------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:

واژه‌نامه:
solar wind - Earth - G1 - G2-class - geomagnetic storm - plasma - planet - magnetic field - STEVE - Alan Dyer - Gleichen - Alberta - aurora - Strong Thermal Emission Velocity Enhancement - plasma - Elizabeth MacDonald - NASA - Goddard Space Flight Center - subauroral ion drifts - SAID - latitude - Greg Ash - Ely - Minnesota - Tofte - Buxton - North Dakota - Arcadia - Michigan - Fort Frances - Ontario - Arctic Circle

منبع: spaceweather

ویدیوهایی نادر از پدیده شگفت‌انگیز "استیو"

روز ۱۹ آوریل، در پی برخورد باد خورشیدی به میدان مغناطیسی زمین یک توفان زمین‌مغناطیسی رده‌ی جی۱ در آسمان کانادا رخ داد.

متیو ویلر از رابسون ولی بریتیش کلمبیا در آن شب از خانه بیرون رفت تا ببیند در آسمان چه خبر است- و اینجا بود که استیو (STEVE) پیش چشمش پدیدار شد. وی می‌گوید: «سگم یک بند، و در تمام ساعتی که استیو دیده می‌شد به آن واق واق می‌کرد. این پدیده مانند رودی با سرعتی شگفت‌آور بود.» ویدیوهای ویلر را می‌توانید به شکل gif اینجا ببینید.
پدیده‌ی شگفت‌انگیز و رازگونه‌ی "استیو" در آسمان کانادا. این یک تصویر متحرک به بزرگی ۱.۵ مگ است. برای کامل شدنش شکیبا باشید
 استیو شاید نمایی مانند شفق قطبی داشته باشد ولی چیز دیگریست. یکی از تفاوت‌هایش اینست که رنگ بنفش ملایمی دارد و مانند شفق‌های معمولی سبزفام نیست. همچنین شکل ویژه‌ی خودش را هم دارد: یک نوار باریک و صاف که می‌تواند از این سر تا آن سر آسمان کشیده شده باشد.

پژوهشگران مدت چندانی نیست که بررسی این پدیده را آغاز کرده‌اند. چند سال پیش یکی از ماهواره‌های اروپایی "سُوارم" به گونه‌ای شانسی از درون یکی از آنها گذشت. سنجش‌های این ماهواره نشان می‌داد که استیو نواری از گاز یونیده‌ی داغ (۳۰۰۰ درجه‌ی سانتیگراد) در لایه‌ی بالایی جو زمین، حدود ۳۰۰ کیلومتر بالاتر از سطح زمین بود. در برخی، تنها برخی از توفان‌های زمین‌مغناطیسی پدیدار می‌شود و دیده شدنش را نمی‌توان پیش‌بینی کرد.

ویدیوی دیگری از ویلر که خودش آن را بهترین می‌داند، همراهی دلپذیر این نوار بنفش ملایم را با شفق‌های سبزرنگ نزدیکش که از گونه‌ی "حصار چوبی" بودند نشان می‌دهد.
پدیده ی زیبا و رازگونه‌ی "استیو" در آسمان کانادا به همراه شفق‌های سبزفام "حصار چوبی". این یک تصویر متحرک به بزرگی ۱.۸ مگ است. برای کامل شدنش شکیبا باشید
ویلر می‌گوید: «این نوار بنفش بسیار سریع‌تر از حصار چوبی حرکت می‌کرد. و با این که شکلشان پی درپی میان هموار و ناهموار دگرگون می‌شد ولی مسیرشان در آسمان در سرتاسر ساعت یکسان بود.»

آیا استیو واقعا سگ‌ها را به واق واق می‌اندازد؟ ویلر می‌گوید: «برای سگ من که این گونه است. "پچ"، سگ ستاره‌شناس من که از نژاد آکباش است نه تنها به استیو، بلکه به ایستگاه فضایی هم از زمانی که یک توله بود تاکنون واکنش نشان می‌دهد و همیشه هم او را بیرون از مزرعه می‌بینم. او یک یابنده‌ی ارزشمند بارش‌های شهابی نیز هست. هر گاه که می‌بینم سرش را بالا گرفته و واق واق می‌کند می‌فهمم که وقت بیرون رفتن است.»


--------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:

واژه‌نامه:
STEVE - G1-class - geomagnetic storm - Canada - solar wind - Earth - magnetic field - Matthew Wheeler - Robson Valley - British Columbia - STEVE - aurora - European - ionized - picket fence - Akbash - space station - meteor shower

منبع: spaceweather

توفان‌های شن مریخ جو آن را نابود کردند

* بر پایه‌ی پژوهشی تازه، توفان‌های شنی که در سراسر سیاره‌ی بهرام (مریخ) رخ می‌دهند نقش بزرگی در روند فرار گازها از جو این سیاره بازی می‌کنند.

دانشمندان می‌دانند که در روزگار دور بر سطح بهرام آب روان بوده؛ شواهد بسیاری برای این یافته شده، از دره‌ها و بستر رودها گرفته تا یافتن کانی‌هایی که تنها در حضور آب می‌توانند پدید بیایند (مانند هماتیت).
دو عکس که مدارگرد پیمایشگر سراسری بهرام ناسا (ام‌جی‌اس) در سال ۲۰۰۱ و به فاصله‌ی یک ماه گرفته بود یک دگرگونی چشمگیر را در چهره‌ی بهرام نشان می‌دهد که در اثر مهی که توفان شن بالا آورده بود رخ داد. این توفان که از یک فعالیت توفان شن در جنوب سیاره آغاز شده بود، به سراسر سیاره گسترش یافت
ولی این که چرا بهرام خشکید هنوز درست نمی‌دانیم. نظریه‌ی پیشرو اینست که پس از آن که حدود ۴ میلیارد سال پیش، سیاره‌ی سرخ میدان مغناطیسی‌ سراسری‌اش را از دست داد، جوَش نتوانست در برابر بادهای خورشیدی پایداری کند و به زودی بخش بزرگی از آن از سیاره گریخت.

در این پژوهش تازه، دانشمندان به کمک فضاپیمای مدارگرد شناسایی بهرام (ام‌آراو)، بار دیگر توفان‌های شنی که در این سیاره دیده شده‌ را بررسی کردند. ام‌آراو به هنگام رخ دادن این توفان‌های شن منطقه‌ای، افزایش بخار آب را در جو میانی سیاره، حدود ۵۰ تا ۱۰۰ کیلومتر بالاتر از سطح آن مشاهده کرده. ولی بر پایه‌ی داده‌های این فضاپیما، به هنگام آخرین توفان شن سراسری که سال ۲۰۰۷ رخ داد بخار آب تا فرازاهای بالاتر رفت و حجمش تا بیش از صد برابر افزایش یافت.

نویسنده‌ی اصلی پژوهش، نیکلاس هوِنز از دانشگاه همپتون ویرجینیا می‌گوید: «ما افزایشی در بخار آب جو میانی سیاره دیدیم که در پیوند با توفان‌های شن آن بود. بخار آب به همراه همان توده‌ی هوایی بالا رفت که شن‌ها را بالا می‌برد.»

داده‌های دیگری که با تلسکوپ فضایی هابل ناسا و مدارگرد اروپایی مارس اکسپرس به دست آمده نشان می‌دهد که پیوندی (رابطه‌ای) میان حجم بخار آب در جو میانی بهرام و گریز هیدروژن جو آن به فضا وجود دارد- دستکم در سال‌هایی که توفان شن سراسری رخ نمی‌دهد که این گونه است.

پیوند میان دو در زمان توفان‌های شن سراسری روشن نیست؛ این گونه توفان‌ها که همه‌ی سیاره را در بر می‌گیرند چندان زیاد رخ نمی‌هند.

دیوید کاس از جی‌پی‌ال ناسا هم می‌گوید: «عالی می‌شود اگر یک توفان شن سراسری تازه رخ بدهد که بتوانیم آن را با تمام دستگاه‌هایی که اکنون در بهرام داریم ببینیم، و این چیزیست که امسال شاید رخ بدهد.»

به گفته‌ی مقام‌های ناسا، توفان‌های شن منطقه‌ای بهرام معمولا در بهار و زمستان نیمکره‌ی شمالی آن رخ می‌دهند.

این مقام‌ها نوشته‌اند: «در بیشتر سال‌های بهرام، که تقریبا دو برابر بلندتر از سال‌های زمینست، همه‌ی توفان‌های شن منطقه‌ای [در همان جا] پایان می‌پذیرند و هیچ کدام آنقدر گسترده نمی‌شوند که توفان شن سراسری پدید بیاورند. ولی در سال‌های ۱۹۷۷، ۱۹۸۲، ۱۹۹۴، ۲۰۰۱ و ۲۰۰۷ چنین گسترشی انجام شد. انتظار می‌رود توفان شن سراسری بعدی تابستان امسال آغاز شود و تا اوایل ۲۰۱۹ ادامه یابد.»

همه هم چندان مشتاق و چشم‌انتظار یک توفان شن در بهرام نیستند. به نوشته‌ی این مقام‌ها، خودروی آپورچونیتی ناسا (فرصت، Opportunity) برای ادامه‌ی راهش نیاز به نور خورشید دارد و در زمان توفان شن سراسری خاموش می‌شود. و فرودگر انسایت ناسا (InSight) قرار است در ماه می امسال راهی بهرام شود و در ماه نوامبر بر سطح آن بنشیند؛ اگر یک توفان شن سراسری پیش از فرود آن رخ دهد، برنامه‌ریزان ماموریت احتمالا برای یک ورود به مدار، فرود، و نشستن امن نیاز به تنظیم پارامترها خواهند داشت. این توفان حتی بر مدارگردها هم اثر خواهد گذاشت زیرا دیدشان را محدود می‌کند.

با این حال هر زمانی که توفان شن رخ دهد کاوشگرهای روباتیک فرصتی خوب برای به دست آوردن آگاهی بیشتر از تاثیر آن بر جو سیاره‌ی سرخ به دست خواهند آورد.

مقام‌های ناسا می‌افزایند: «پیش از رسیدن مدارگرد می‌ون (MAVEN) به بهرام، بسیاری از دانشمندان فکر می‌کردند دسترفت هیدروژن از جو بالایی بهرام در روندی پایدار، همگام با تغییرات بادهای خورشیدی انجام می‌شود. داده‌های می‌ون و مارس اکسپرس با این الگو همخوانی ندارند، بلکه الگویی را نشان می‌دهند که بیشتر با فصل‌های سیاره سازگار است تا فعالیت خورشید.» منظور از می‌ون فضاپیمای مدارگرد تکامل جو و گازهای گریزای بهرام ناسا است.

گزارش این پژوهش روز دوشنبه ۲۳ ژانویه، در نشریه‌ی نیچر آسترونومی منتشر شد.

--------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:

واژه‌نامه:
Red Planet - Mars - canyon - water - hematite - solar wind - planet - magnetic field - NASA - Mars Reconnaissance Orbiter - MRO - water vapor - Nicholas Heavens - Hampton University - Virginia - Hubble Space Telescope - European Space Agency - Mars Express orbiter - hydrogen - David Kass - Jet Propulsion Laboratory - Pasadena - California - Earth - Opportunity - InSight - MAVEN - solar wind - sun - Mars Atmosphere and Volatile Evolution - Nature Astronomy - Mars Global Surveyor

منبع: Space.com

شبیه‌سازی پیچ و تاب‌های باد خورشیدی

شاید در زمان خواندن این نوشته در حال قهوه خوردن باشید. نوشیدنی‌تان را که با قاشق به هم می‌زنید تاوه‌هایی (پیچاب‌هایی) در آن درست می‌شود که وامی‌پاشند و به گیژاوهای کوچک‌تر (گرداب‌های کوچک با جهت مخالف) تبدیل می‌شوند و سرانجام به کلی ناپدید می‌گردند. این را می‌توان به عنوان آبشاری از تاوه‌های بزرگ به کوچک توصیف کرد. افزون بر این، حرکت قاشق باعث می‌شود مایع داغ با هوای خنک تماس پیدا کند و گرما بهتر بتواند از آن به هوا گریزد و در نتیجه خنک شود.
یک چنین پدیده‌ای در فضا هم رخ می‌دهد، در ذرات اتمی بارداری که از خورشید بیرون می‌زنند و به نام پلاسمای باد خورشیدی شناخته می‌شوند، ولی با یک تفاوت کلیدی: در فضا هوایی نیست. انرژی‌ای که خورشید به بادهایش داده به آبشارهایی از آشفتگی‌های کوچک‌تر منتقل می‌شود، درست مانند قهوه‌ی ما، ولی دمای پلاسما به جای کاهش، رو به افزایش می گذارد زیرا هوای خنکی در کار نیست که جلوی بالا رفتنش را بگیرد.

این که پلاسمای باد خورشیدی دقیقا چگونه داغ می‌شود خودش یک موضوع داغ در دانش فیزیک فضاست، زیرا داغ‌تر از چیزیست که برای یک گازِ گسترنده انتظار می‌رود و تقریبا هیچ برخوردی هم وجود ندارد. دانشمندان دلیل احتمالی این گرمایش را در سرشت متلاطم پلاسمای باد خورشیدی دانسته‌اند.

شبیه‌سازی‌های ابررایانه‌ای پیشرفته می‌توانند در بررسی این حرکت‌های پیچیده به ما کمک کنند: تصویری که اینجا می‌بینید نمایی ثابت از یکی از همین شبیه‌سازی‌هاست. در اینجا پراکندگی (توزیع) چگالی جریان در پلاسمای پرآشوب باد خورشیدی را می‌بینیم. رشته‌ها و تاوه‌های موضعی به عنوان دستاورد آبشار انرژی متلاطم پدید آمده‌اند. رنگ‌های آبی و زرد شدیدترین جریان‌ها را نشان می‌دهند (آبی مقدارهای منفی و زرد مقدارهای مثبت).

این ساختارهای همدوس ایستا نیستند، بلکه با گذشت زمان دگرگون شده و با هم برهمکنش انجام می‌دهند. افزون بر این، میان نقاط برخورد، جریان بسیار شدید می‌شود، مناطقی از تنش مغناطیسیِ بالا پدید می‌آید و پدیده‌ای به نام بازپیوند مغناطیسی رخ می‌دهد؛ هنگامی که خطوط مغناطیسی با جهت مخالف، به هم می‌رسند می‌توانند به طور ناگهانی پیکره‌بندی تازه‌ای یافته و انرژی سهمگینی آزاد کنند که این می‌تواند به گرمایشی موضعی بیانجامد. [تصویر دوم را ببینید]
چگونگی رخ دادن بازپیوند مغناطیسی که در اثر برخورد دو خط میدان مغناطیسی که جهت مخالف هم دارند.
چنین رفتارهایی در فضا هم دیده شده‌اند، برای نمونه، ماهواره‌های اروپایی چهارقلوی کلاستر (Cluster) که در مدار زمین‌اند چنین پدیده‌هایی را در باد خورشیدی مشاهده می‌کند. کلاستر همچنین شواهدی از گیژاوهای آشفته به بزرگی دستکم ده‌ها کیلومتر یافته که در اثر برخورد باد خورشیدی به میدان مغناطیسی زمین پدید می‌آیند.

این آبشار انرژی می‌تواند در گرمایش کلی باد خورشیدی نقش داشته باشد، موضوعی که خورشیدگرد آینده‌ی سازمان فضایی اروپا، فضاپیمای سولار اوربیتر Solar Orbiter) هم به بررسی‌اش خواهد پرداخت.

در این میان، از بررسی آبشارهای آشفته‌ی تاوه‌ها در قهوه‌ی خود لذت ببرید!

در همین زمینه: * بادهای خورشید پیچنده و گردابی هستند

--------------------------------------------
تلگرام یک ستاره در هفت آسمان:

واژه‌نامه:
vortex - eddy - cascade - electrically charged - atom - solar wind - plasma - Sun - space physics - supercomputer simulation - current density - magnetic stress - magnetic reconnection - magnetic field line - ESA - Cluster quartet - Solar Orbiter

منبع: esa

شفق‌های شمال و جنوب مشتری مستقل از هم رفتار می‌کنند

* شفق‌های قطبی نیرومند شمال و جنوب سیاره‌ی مشتری رفتاری مستقل از یکدیگر دارند. این کشف تازه‌ایست که بر پایه‌ی داده‌های تلسکوپ پرتو X چاندرای ناسا و رصدخانه‌ی فضایی ایکس‌ام‌ام-نیوتون سارمان فضایی اروپا انجام گرفته.

گروهی از پژوهشگران با بهره از این داده‌ها که در ماه مارس ۲۰۰۷ و می و ژوئن ۲۰۱۶ گردآوری شده بود، نفشه‌هایی از تابش‌های پرتو ایکس مشتری به دست آورده و یک کانون پرتو ایکس در هر دو قطب را شناسایی کردند. هر یک از این کانون‌ها (لکه‌های داغ) ناحیه‌ای هم‌ارز نصف سطح زمین را می‌پوشانند.
دانشمندان پی بردند که این کانون‌ها ویژگی‌هایی بسیار متفاوت با هم دارند. تابش پرتو ایکس قطب جنوب مشتری به گونه‌ای منظم، هر ۱۱ دقیقه یک بار می‌تپد، ولی پرتوهای ایکس قطب شمال نظمی ندارند، و به شیوه‌ای که به نظر مستقل از پرتوهای جنوبی می‌آید کم و زیاد می‌شوند.

این از سیاره‌ی مشتری یک چیستان ویژه می‌سازد. شفق‌های پرتو ایکس از هیچ یک از غول‌های گازی سامانه‌ی خورشیدی، از جمله کیوان دیده نشده. مشتری همچنین با سیاره‌ی خودمان هم تفاوت دارد که در آن، شفق‌های شمال و جنوب آینه‌ی یکدیگرند زیرا میدان‌های مغناطیسی در دو سو یکسانند.

این پژهشگران برای شناخت چگونگی تولید شفق‌های پرتو ایکس مشتری بر آنند تا داده‌های تازه و آینده‌ی چاندرا و ایکس‌ام‌ام-نیوتن را با داده‌های فضاپیمای جونوی ناسا که اکنون در مدار مشتریست بیامیزند. اگر دانشمندان بتوانند ارتباطی میان فعالیت‌های پرتو ایکس که این دو رصدخانه می‌بینند، و دگرگونی‌های فیزیکی که همزمان توسط جونو دیده می‌شود بیابند شاید بتوانند فرآیندی که شفق‌های مشتری و همچنین شفق پرتو ایکس دیگر سیاره‌ها را پدید می‌آورد را بشناسند.

یک نظریه که داده‌های جونو و داده‌های پرتو ایکس می‌توانند آن را تایید یا رد کند اینست که شفق‌های "پرتو ایکس" مشتری در اثر برهم‌کنش‌هایی پدید می‌آید که در مرز میان میدان مغناطیسی مشتری و باد خورشیدی رخ می‌دهد- میدان مغناطیسی مشتری توسط جریان‌های الکتریکی در دل سیاره پدید می‌آید و باد خورشیدی هم جریانی از ذرات باردار پرسرعت است که از خورشید به فضا دمیده می‌شود. [بخشی از شفق‌های مشتری زیر سر "آیو" ماه آتشفشانی آنست ولی اینجا پرسش ما تنها درباره‌ی شفق‌های "پرتو ایکس" است- م]

برهم‌کنش‌های میان باد خورشیدی و میدان مغناطیسی مشتری می‌تواند باعث شود میدان مغناطیسی نوسان کرده و موج‌های مغناطیسی پدید بیاورد. ذرات باردار می‌توانند سوار این موج‌ها شده و انرژی [سرعت] بگیرند. برخورد این ذرات با جو مشتری درخشش‌های نیرومندی از پرتوی ایکس تولید می‌کند که چاندرا و ایکس‌ام‌ام-نیوتون می‌بینند. در این نظریه، بازه‌ی ۱۱ دقیقه‌ای نمایانگر زمانیست که یک موج در راستای یکی از خطوط میدان مغناطیسی مشتری جابجا می‌شود.

تفاوت رفتاری قطب‌های شمال و جنوب مشتری می‌توانند به دلیل تفاوت در دید ما از آنها باشد. میدان مغناطیسی مشتری کج است (انحراف دارد)، از همین رو ما بخش بزرگ‌تری از شفق‌های شمالی را می‌توانیم ببینیم تا شفق‌های جنوبی. بنابراین ما شاید در مورد قطب شمال، می‌توانیم مناطقی را ببینیم که در آنها این میدان با بیش از یک نقطه‌ی سیاره، که زمان‌های جابجایی متفاوتی دارند تماس دارد، ولی در قطب جنوب، تنها جاهایی را می‌بینیم که میدان مغناطیسی در آنها با یک نقطه تماس پیدا می‌کند. این باعث می‌شود رفتار قطب شمال از دید ما بی‌نظم‌تر از قطب جنوب به نظر بیاید.

پرسش بزرگ‌تر اینست که مشتری چگونه به ذرات درون مغناطکره‌اش (قلمروی نفوذ میدان مغناطیسی‌اش) انرژی‌ای به این شدت می‌دهد که می‌توانند پرتوی ایکس بگسیلند؟

برخی از تابش‌های ایکسی که چاندرا دیده تنها می‌توانند زمانی پدید آمده باشند که مشتری با دادن انرژی‌های سهمگین به یون‌های اکسیژن، آنها را شتابی می‌دهد که با برخورد شدید به جو، هر هشت الکترونشان از آنها جدا می‌شود. دانشمندان امیدوارند تاثیر این ذرات (که با سرعت چند هزار کیلومتر بر ثانیه به جو کوبیده می‌شوند) را بر خود سیاره بفهمند- این که "آیا برخورد این ذرات پرانرژی می‌تواند بر هوا و همنهش شیمیایی جو این سیاره اثری بگذارد؟ آیا می‌تواند دلیل دماهای بی‌اندازه بالایی که در بخش‌هایی از جو مشتری دیده شده را توضیح دهد؟" اینها پرسش‌هایی هستند که شاید چاندرا، ایکس‌ام‌ام-نیوتون و جونو بتواند در آینده با یافتن پاسخشان به ما کمک کنند.


-------------------------------------------
کانال تلگرام یک ستاره در هفت آسمان:

واژه‌نامه:
Jupiter - aurora - NASA - Chandra X-ray - ESA - XMM-Newton - X-ray - pole - Earth - Solar System - gas giant - Saturn - magnetic field - Juno - planet - Jovian - electrical current - Sun - solar wind - magnetosphere - oxygen - ion - electron - Nature Astronomy - William Dunn - University College London

منبع: nasa

فوران شفقی یک کوه

این تصویر در اندازه‌ی بزرگ‌تر

یکی دو شب پیش، شناخته شده‌ترین کوه ایسلند فوران کرد- آن هم یک فوران شفقی! دو عکاس، اچ و جی اسپور، یک توده از این فوران سبز که از ستیغ این کوه به نام کرکیوفل بیرون می‌زد را به تصویر کشیدند.

عکاس‌ها که این تصویر را از شهرک گروندافیورشر در آن نزدیکی گرفتند می‌گویند: «شفق‌های قطبی پشت این کوه پرآوازه می‌رقصیدند و نمایی پدید آورده بودند که انگار این کوه دارد شفق فوران می‌کند. در آن زمان گویا فعالیت زمین‌مغناطیسی چندان شدید نبود، ولی شفق‌ها درخشان و فعال بودند.» [یکی از خوانندگان تارنمای اسپیس‌وِدِر اصطلاحی به نام auruption را ابداع کرده که ما به نام "شفق‌فشان" ترجمه کرده‌ایم!]

ستیغ کرکیوفل همیشه یکی از نمادین‌ترین چشم‌اندازهای ایسلند بوده، ولی پس از آن که در سال ۲۰۱۷، صحنه‌هایی از فصل ۶ سریال "بازی تاج و تخت" در کنار آن گرفته شد، آوازه‌ای دوچندان یافت.
نمایی از سریال بازی تاج و تخت در کنار ستیغ کرکیوفل
در روز ۲۴ اکتبر زمین از درون جریانی از ذرات باد خورشیدی که از سوراخی در جو خورشید سرچشمه گرفته می‌گذرد و ما می‌توانیم باز هم بیننده‌ی چنین "شفق‌فشان"هایی باشیم.

--------------------------------------------
کانال تلگرام یک ستاره در هفت آسمان:

واژه نامه:
Iceland - H.+J. Sperr - Kirkjufell - aurora - Grundarfjördur - Game of Thrones - auruption - Earth - sun

منبع: spaceweather

نرده‌های سبز و درخشان در آسمان

بادهای خورشیدی دارند با سرعت بیش از ۶۵۰ کیلومتر بر ساعت زمین را در می‌نوردند- جریان‌هایی از ذرات باردار الکتریکی که از زمان آغاز شکل‌گیریشان در سه-چهار روز پیش تاکنون، پی در پی شفق‌های قطبی درخشانی در قطب‌های زمین پدید آورده‌اند.

در روز ۱۵ سپتامبر، کتلین تپادل این نماهای روشن و تابناک را در آسمان کاکوا در آلبرتای کانادا دید و به تصویر کشید.

وی می‌گوید: «چه چیز لذت‌بخشی! من بیشتر از ۳۰ دقیقه را صرف تماشای این [ستون‌های سبز]، و جنبش، رقص، و تپش همزمان آنها در آسمان کردم.ـ»

این پرتوهای عمودی به نام شفق‌های قطبی "حصار چوبی" شناخته می‌شوند و در راستای خطوط نیروی مغناطیسی که زمین را به فضا وصل می‌کند پدید می‌آیند. این ستون‌های درخشان جاهایی را نشان می‌دهند که در آنها، باربکه‌های درات باردار توسط میدان‌های مغناطیسی به سوی جو بالایی زمین کشیده می‌شوند. تپادل می‌گوید: «پیوند شفق حصار چوبی با کهکشان راه شیری نمایی مانند بال‌های فرشته را در آسمان پدید آورده بود.»
این تصویر در اندازه‌ی بزرگ‌تر
با ادامه‌ی وزش بادهای خورشید، شفق‌های بیشتری در راه خواهد بود. سازمان ملی اقیانوسی و جَوی آمریکا (ان‌او‌ای‌ای) شانس ۶۰ درصد را برای رخ دادن توفان‌های زمین‌مغناطیسی (ژئومغناطیسی) از رده‌ی جی۱ (ضعیف) در ۲۴ ساعت آینده پیش‌بینی کرده است.

--------------------------------------------
کانال تلگرام یک ستاره در هفت آسمان:

واژه نامه:
solar wind - Earth - electrified - aurora - poles - Catalin Tapardel - Kakwa - Alberta - Canada - picket fence aurora - magnetic force - magnetic field - Milky Way - NOAA - G1-class - geomagnetic storm

منبع: spaceweather

تفاوت اسرارآمیز شفق‌های مشتری با شفق‌های زمین

* گویا همه‌ی شفق‌های قطبی به یک شیوه پدید نمی‌آیند. شفق‌های سیاره‌ی مشتری بسیار درخشان‌تر و نیرومندتر از شفق‌های زمینند، از همین رو پژوهشگران تاکنون می‌پنداشتند آنها در همان گونه فرآیندی که درخشان‌ترین شفق‌های زمین را می‌سازد پدید می‌آیند. ولی داده‌های تازه‌ی فضاپیمای جونوی ناسا چیز دیگری را نشان می‌دهد.
تصویری از شفق قطب جنوب مشتری که در روز ۲ فوریه‌ی ۲۰۱۷ با طیف‌نگار فرابنفش فضاپیمای جونو (UVS) گرفته شده، و یک همگذاری از سه دامنه‌ی طول موج است که هر یک با رنگی نشان داده‌اند: سرخ، سبز و آبی نشانگر الکترون‌هایی با انر‌ژی بالا، میانگین، و پایین در جوهستند. رگه‌ی بالا، سمت چپ یک دُم شفقی است که توسط آیو، ماه این سیاره درست شده.

جان کلارک از دانشگاه بوستون می‌گوید: «ما سال‌ها فکر می‌کردیم شفق‌های قطبی مشتری را شناخته‌ایم. ولی فضاپیمای جونو به آنجا رسید و به درون این میدان‌های مغناطیسی درست بالای یک شفق فعال رفت، و چیزی که ما می‌‌پنداشتیم را ندید.»

اکنون بری ماوک از دانشگاه جانز هاپکینز در مریلند، به همراه همکارانش داده‌های جونو را بررسی کرده و پی برده‌اند که به احتمال بسیار، دلیل پدید آمدن شفق‌های نیرومند مشتری چیزی بسیار متفاوت با شفق‌های زمین است.

در سیاره‌ی ما، نیرومندترین شفق‌ها زمانی پدید می‌‌آیند که جریانی از ذرات باردار خورشید به نام باد خورشیدی به زمین می‌رسد و این ذرات در راستای خطوط میدان مغناطیسی زمین به سوی قطب‌ها کشیده می‌شوند. این باعث می‌شود چاه‌های پتانسیل الکتریکی (مناطقی که میدان الکتریکی به شدت تغییر می‌کند) پدید بیاید که الکترون‌های باد خورشیدی را شتاب داده و به سوی زمین بفرستد.

این الکترون‌ها با برخورد به اتم‌های بالای جو، بخشی از انرژی خود را به آنها می‌دهند. هنگامی که این اتم‌ها انرژی به دست آمده را از دست می‌دهند، پرتوهایی می‌گسیلند که همگی با هم شفق قطبی را پدید می‌آورند.

ماوک می‌گوید: «در زمین، این پتانسیل‌های الکتریکی شدیدترین شفق‌های سیاره را می‌سازند- موج‌های درخشان و پرپیچ و تابی که مانند مار در آسمان می‌خزند و پرده‌های درخشان زیبا و پرچین و شکنی می‌سازند که چشم همگان در عرض‌های بالا را خیره می‌کند.»

ولی ماوک و گروهش دریافتند که حتی با آن که چاه پتانسیل الکتریکی مشتری تا ۳۰ برابر نیرومندتر از زمین است، هماهنگ با شفق‌های آن نیست.

ماوک می‌گوید: «این پتانسیل‌های الکتریکی سرچشمه‌ی شدیدترین شفق‌های مشتری نیستند؛ این مایه‌ی شگفتی است.» به جای آن، شفق‌های مشتری گویا از فرآیندی سرچشمه می‌گیرند که تنها شفق‌های کم‌نور زمین را پدید می‌آورد.
این یک تصویر پویا (محرک) است و از پیوند عکس‌های فضاپیمای جونوی ناسا از چیزی که در یکی از نزدیک شدن‌هایش به زمین می‌بیند درست شده. شفق‌های مشتری در طیف فرابنفشند و خود مشتری در طیف دیدنی (مریی).
این شفق‌های ضعیف‌ترِ زمین می‌توانند در اثر موج‌هایی در میدان مغناطیسی زمین پدید بیایند که الکترون‌ها را تنها اندکی شتاب می‌دهد. برخی از این الکترون‌ها می‌توانند انرژی کافی پیدا کنند که پس از برخورد با اتم‌های بالای جو، آسمان را روشن کنند و شفق کم‌جانی پدید بیاورند.

از آنجا که مشتری بسیار بزرگ است، پتانسیل‌های الکتریکی‌اش می‌تواند به اندازه‌ای نیرومند شود که ناپایدار گردد، و به موج‌ها و آشفتگی‌های نامنظمی تبدیل شود. به گفته‌ی ماوک، همین پدیده است که می‌تواند الکترون‌ها را به اندازه‌ای شتاب دهد که نمایشی خیره‌کننده به راه بیندازند.

ما اغلب برای توصیف دیگر سیاره‌ها از مدل‌های جو و میدان مغناطیسی زمین به عنوان الگو و نقطه‌ی آغاز بهره می‌گیریم، ولی مشاهدات جونو می‌تواند ما را به بازبینی دوباره‌ی انگاره‌هایمان وادارد، به ویژه زمانی که پای شناخت فراسیاره‌ها (سیاره‌های فراخورشیدی) به میان می‌آید- که بسیاری از آنها هم بیشتر مانند مشتری هستند تا زمین.

گزارش این دانشمندان در نشریه‌ی نیچر منتشر شده است.

--------------------------------------------
کانال تلگرام یک ستاره در هفت آسمان:

واژه نامه:
Jupiter - aurora - Earth - planet - NASA - Juno spacecraft - John Clarke - Boston University - magnetic field - Barry Mauk - Johns Hopkins University - electric field - electric potential - solar wind - electron - electric potential well - exoplanet - Nature - Ultraviolet Spectrograph - UVS - auroral tail

منبع: newscientist

میدان مغناطیسی اورانوس به طور روزانه باز و بسته می‌شود!

* بیش ار ۳۰ سال از دیدار وویجر ۲ با اورانوس گذشته ولی اکنون پژوهشگران بنیاد فناوری جورجیا (جورجیا تک) در تلاشند با بهره از داده‌های این فضاپیما آگاهی بیشتری درباره‌ی این سیاره به دست آورند. 

بر پایه‌ی پژوهشی تازه، مغناطکره‌ی اورانوس -منطقه‌ای که با میدان مغناطیسی سیاره و مواد به دام افتاده در آن تعریف می‌شود- همزمان با چرخش این سیاره روشن و خاموش می‌شود. با "باز شدن" آن، باد خورشیدی می‌تواند به درون مغناطکره جریان یابد؛ با "بسته شدن" آن، سپری در برابر باد خورشیدی پدید می‌آید و جلوی رسیدنش به سیاره را می‌گیرد.

نمای فروسرخ از اورانوس. سامانه‌ی حلقه‌های محو و کم‌نور آن
شدت کجی سیاره را نشان می دهد.

این بسیار متفاوت با مغناطکره‌ی زمین است که به طور معمول، تنها در واکنش با "تغییرات" باد خورشیدی باز و بسته می‌شود. میدان مغناطیسی زمین تقریبا هم‌تراز با محور چرخش آنست که این باعث می‌شود کل مغناطکره‌اش مانند فرفره‌ای با چرخش زمین بچرخد. از آنجایی که تراز این مغناطکره نسبت به خورشید تغییری نمی‌کند و همیشه یک راستای آن رو به خورشیدست، میدان مغناطیسی درون باد خورشیدی [که به طور پیوسته از خورشید دمیده می‌شود] تنها زمان‌هایی می‌تواند میدان زمین را باز و بسته کند که تغییر جهت داده باشد، فرآیندی که هر از گاهی در اثر توفان‌های شدید خورشیدی رخ می‌دهد.

ولی اورانوس به پهلو می‌چرخد و میدان مغناطیسی‌اش با چرخشش تراز نیست- برون‌مرکز است و نسبت به محور چرخش آن ۶۰ درجه کج شده. این ویژگی‌ها باعث شده میدان مغناطیسی اورانوس در ۱۷.۲۴ ساعت چرخش سیاره، نسبت به جهت باد خورشیدی به شکلی نامتقارن بچرخد (بلنگد).

پژوهشگران می‌گویند به جای آن که مانند زمین، باد خورشیدی با دگرگونی‌هایش باعث باز و بسته شدن میدان اورانوس شود، تغییر چرخش سریع در شدت و راستای میدان آن باعث شده با غلتیدن در باد خورشیدی، به گونه‌ی دوره‌ای باز و بسته شود.

کارول پتی، استادیار جرجیا تک و یکی از نویسندگان این پژوهش می‌گوید: «اورانوس یک کابوس هندسی است. میدان مغناطیسی آن بسیار سریع می‌غلتد، مانند کودکی که که معلق‌زنان از بالای تپه پایین بیاید. اگر باد مغناطیده‌ی خورشید در راستای مناسب با میدان غلتانِ اورانوس برخورد کند، می‌تواند بازپیوند انجام داده و مغناطکره‌ی اورانوس را به طور روزانه باز-بسته-باز کند.»

پتی می‌گوید این بازپیوند باد خورشیدی در بالای مغناطکره‌ی اورانوس، در گستره‌ای از عرض‌های جغرافیایی رخ دهد و شار مغناطیسی در بخش‌های گوناگونی از دُم مغناطیسی پیچیده‌ی سیاره بسته شود.

بازپیوند مغناطیسی (magnetic reconnection) پدیده‌ایست که در سرتاسر سامانه‌ی خورشیدی رخ می‌دهد. این پدیده زمانی روی می‌دهد که جهت میدان مغناطیسی میان‌سیاره‌ای -که از آنِ خورشید است و به نام میدان مغناطیسی هورسپهری هم شناخته می‌شود- راستایش مخالف راستای مغناطکره‌ی یک سیاره بشود [این میدان که به نام پهنه‌ی جریان هورسپهری یا حلزون پارکر هم شناخته می‌شود، مانند دامن یک رقصنده‌ی باله‌ چین‌دار است و می‌چرخد- م]. سپس خطوط میدان مغناطیسی به هم می‌رسند (می‌پیوندند) و میدان مغناطیسی محلی آرایشی دوباره می‌یابد و اجازه می‌دهد تا انبوهی از انرژی خورشید به درون مغناطکره‌ی سیاره راه پیدا کند. تصویر زیر را ببینید:
چگونگی رخ دادن بازپیوند مغناطیسی در اثر برخورد دو خط میدان مغناطیسی که جهت مخالف هم دارند.
بازپیوند مغناطیسی یکی از دلایل شفق‌های قطبی زمین است که تنها در عرض‌های جغرافیایی بالا دیده می‌شوند. ولی در اورانوس به دلیل نامتقارن بودن و نا-تراز بودن میدان مغناطیسی، شفق‌ها می‌توانند در عرض‌های گوناگونی رخ دهند، گرچه به دلیل فاصله‌ی تقریبا ۲ میلیارد کیلومتری این سیاره از زمین، دیدن شفق‌های آن برای ما کار دشواری است. تلسکوپ فضایی هابل گاهی کورسویی از آن را می‌بیند ولی نمی‌تواند به طور مستقیم مغناطکره‌ی آن را بسنجد.

پژوهشگران جرجیا تک به کمک مدل‌های عددی، مغناطکره‌ی سرتاسری اورانوس را شبیه‌سازی کردند و جاهای مناسب برای بازپیوند را پیش‌بینی کردند. آنها داده‌هایی که وویجر ۲ در پنج روز گذرش از کنار اورانوس در ۱۹۸۶ گرد آورده بود را در این شبیه‌سازی‌ها به کار برند. این اولین و آخرین باری بود که یک فضاپیما با اورانوس دیدار می‌کرد.

پژوهشگران می‌گویند شناخت بیشتر اورانوس کلید شناخت سیاره‌های بیرون از سامانه‌ی خورشیدی است.

شین کائو، دانشیار علوم زمین و جَوی جرجیا تک، که رهبری این پژوهش را بر عهده داشت می‌گوید: «به نظر می‌رسد اکثریت فراسیاره‌هایی که تاکنون یافته شده از نظر بزرگی غول‌های یخی [مانند اورانوس] باشند. شاید آنچه در اورانوس و نپتون می‌بینیم برای سیاره‌ها چیز معمولی باشد: مغناطکره‌هایی بسیار ویژه و میدان‌های مغناطیسی با تراز کم. شناخت چگونگی رفتار این سپرهای مغناطکره‌ای در برابر تابش‌های ستاره‌ای برای بررسی زیست‌پذیری سیاره‌های نویافته اهمیت کلیدی دارد.»


در همین زمینه: 

-------------------------------------------
تلگرام یک ستاره در هفت آسمان:

واژه نامه:
Earth - Voyager 2 - Uranus - Georgia Institute of Technology - planet - magnetosphere, - magnetic field - solar wind - spin axis - sun - Carol Paty - Georgia Tech - magnetic reconnection - latitude - magnetotail - solar system - topology - aurora - Hubble Space Telescope - numerical model - exoplanet - ice giant - Xin Cao - Ph.D - Neptune

منبع: sciencedaily

شاید سپر مغناطسی خورشید ساختاری حبابی داشته باشد نه دنباله‌دارگونه

داده‌های تازه‌ی فضاپیمای کاسینی ناسا، به همراه داده‌های دو فضاپیمای وویجر و نیز کاوشگر مرز میان‌ستاره‌ای ناسا (آیبکس، IBEX) نشان می‌دهد که خورشید و سیار‌هایش با یک سامانه‌ی غول‌آسا و کروی از میدان مغناطیسی خورشید در بر گرفته شده‌اند- چیزی که دیدگاه کنونی از میدان‌های مغناطیسی خورشید که می‌گوید این میدان‌ها پشت خورشید کشیده شده و چیزی مانند دم یک دنباله‌دار درست کرده‌اند را به چالش می‌کشد.

خورشید همواره جریانی پیوسته از مواد مغناطیسی به نام باد خورشیدی به بیرون می‌دمد که فضای درونی سامانه‌ی خورشیدی را پر کرده و تا آن سوی مدار نپتون هم می‌رسد. این باد خورشیدی یک حباب به پهنای حدود ۲۳ میلیارد کیلومتر ساخته که به نام هورسپهر (هلیوسفر) شناخته می‌شود. کل سامانه‌ی خورشیدی، از جمله خود هورسپهر، در دل فضای میان‌ستاره‌ای به پیش می‌روند. برداشت رایج از هورسپهر این بوده که ساختاری دنباله‌دارگونه دارد، با سری گِرد و دُمی بلند. ولی داده‌های تازه که یک چرخه‌ی ۱۱ ساله‌ی کامل خورشید را در بر دارند چیز دیگری را نشان می‌دهند. بر پایه‌ی این داده‌ها، شاید هورسپهر در هر دو سمتش گِرد باشد، به گونه‌ای که ساختاری تقریبا کروی پدید آورده است. پژوهشنامه‌ای درین باره در روز ۲۴ آوریل ۲۰۱۷ در نشریه‌ی نیچر آسترونومی منتشر شده است.
داده‌های تازه به دست آمده از فضاپیماهای وویجر، کاسینی و کاوشگر مرز میان ستاره‌ای نشان می‌دهند که هورسپهر (قلمروی مغناطیسی خورشید که سامانه‌ی خورشیدی را در میان گرفته) شاید بسیار متقارن‌تر از چیزی باشد که گمان می‌رفت. عکس سمت چپ مدل کروی هورسپهر را نشان می‌دهد که بر پایه‌ی تازه‌ترین داده‌ها درست شده، ولی تصویر سمت راست مدل پیشین که دُم کشیده‌ای داشت را نمایش می‌دهد. تفاوت اصلی در دم بلند هورسپهر است که از یک سمت آن به بیرون کشیده شده و در مدل تازه وجود ندارد. این دم در مدل قدیمی به رنگ آبی نشان داده شده. این تصویر در اندازه‌ی بزرگ‌تر

کستاس دیالیانس، دانشمند فضا در آکادمی آتن یونان و نویسنده‌ی اصلی پژوهش می‌گوید: «دلیل این که هورسپهر ساختاری کروی دارد نه دنباله‌دارگونه، نیرومند بودن میدان مغناطیسی میان‌ستاره‌ای (بسیار نیرومندتر از چیزی که در گذشته پیش‌بینی شده بود)، و همچنین این واقعیت که نسبت میان فشار ذرات و فشار مغناطیسی درون هورنیام (غلاف خورشیدی- heliosheath) بالاست.»

یکی از دستگاه‌های فضاپیمای کاسینی -که بیش از یک دهه است در سامانه‌ی کیوان به سر می‌برد- سرنخ‌های مهم و تازه‌ای درباره‌ی شکل سمت پشتی هورسپهر را در بر دارد؛ این سمت را اغلب به نام هوردُم (heliotail) می‌شناسند. هنگامی که ذرات باردار از بخش درونی سامانه‌ی خورشیدی به مرز هورسپهر می‌رسند، گاهی دستخوش رشته‌ای از دادوستَدهای بار با اتم‌های خنثای گاز درون محیط میان‌ستاره‌ای می‌شوند، یعنی به هنگام پیشروی در این منطقه‌ی مرزی گسترده‌، با برخورد به اتم‌های خنثای منطقه، الکترون می‌دهند و دوباره می‌گیرند. برخی از این ذرات به شکل اتم‌های خنثای پرسرعت دوباره به درون سامانه‌ی خورشیدی پرتاب می‌شوند که کاسینی توانسته آنها را اندازه بگیرد.

تام کریمیگیس، یکی از سرپرستان ابزارها در ماموریت‌های وویجر و کاسینی ناسا در آزمایشگاه فیزیک کاربردی دانشگاه جانز هاپکینز در لورل مریلند و یکی از نویسندگان این پژوهش، می‌گوید: «دستگاه کاسینی برای تصویربرداری از یون‌هایی ساخته شده بود که در مغناطکره‌ی کیوان به دام می‌افتند. ما هرگز فکر نمی‌کردیم که آنچه اکنون می‌بینیم را ببینیم و بتوانیم مرزهای هورسپهر را به تصویر بکشیم.»

از آنجا که سرعت این ذرات کسر کوچکی از سرعت نور است، سفرشان از خورشید به لبه‌ی هورسپهر و بازگشتِ دوباره چند سال زمان می‌برد. بنابراین هنگامی که شمار ذرات خورشید تغییر می‌کند (معمولا به دلیل چرخه‌ی ۱۱ ساله‌ی فعالیت آن)، چند سال طول می‌کشد تا این تغییر، خود را در شمار اتم‌های خنثایی که به درون سامانه‌ی خورشیدی پرتاب شده‌اند نشان دهد.

سنجش‌های تازه‌ کاسینی از این اتم‌های خنثا چیزی نامنتظره را نشان می‌دهد: ذراتی که از دم هورسپهر می‌آیند و ذراتی که از نوک آن می‌آیند، تغییرات چرخه‌ی خورشید را تقریبا درست همزمان نشان می‌دهند.

کریمیگیس می‌گوید: «اگر "دم" هورسپهرمانند دم یک دنباله‌دار پشت سرش کشیده شده باشد، چشمداشت ما اینست که الگوی تغییرات چرخه‌ی خورشید بسیار دیرتر در اتم‌های خنثایی که از آن می‌آیند دیده شود [در واقع اگر یک سمت هورسپهر کشیده شده و "دورتر" باشد، اتم‌های خنثایی که از آن برمی‌گردند باید دیرتر برسند-م]»
بسیاری از ستارگان دیگر هم دنباله‌هایی مانند دم دنباله‌دار پشت سرشان دارند. که از آن بر می‌آید که سامانه ی خورشیدی خودمان هم باید چنین چیزی داشته باشد. ولی داده‌های تازه‌ی فضاپیماهای وویجر، کاسینی، و آیبکس ناسا نشان می‌دهند که سمت پشتی هورسپهر ما به نظر نمی‌رسد کشیده و دم-مانند باشد. ستارگانی که در این تصویر نشان داده شده‌اند از چپ، در جهت پادساعتگرد عبارتند از ال‌ال شکارچی، بی‌زی زرافه، و میرا (شگفت‌اختر). این تصویر در اندازه‌ی بزرگ‌تر

ولی از آنجا که اتم‌هایی که از دو سو می‌آیند الگوهای فعالیت خورشیدی را با یک سرعت نشان می‌دهند، نتیجه می‌گیریم که فاصله‌ی دم هورسپهر و نوک آن از ما تقریبا به یک اندازه است. این بدان معنیست که دم بلند و دنباله‌دارگونه‌ای که دانشمندان پیش‌بینی کرده بودند می‌تواند اصلا وجود نداشته باشد- در عوض، هورسپهر شاید تقریبا کروی و متقارن باشد.

آمیزه‌ای از چندین عامل بر کروی بودن هورسپهر گواهی می‌دهند. داده‌های وویجر ۱ نشان می‌دهد که میدان مغناطیسی میان‌ستاره‌ای بیرون از هورسپهر نیرومندتر از چیزیست که در گذشته پنداشته شده بود، یعنی می‌تواند در لبه‌ی هورسپهر با باد خورشیدی برهم‌کنش انجام داده و دم هورسپهر را کوچک کند.

ساختار هورسپهر نقش بزرگی در چگونگیِ رسیدن ذرات پرتوهای کیهانی از فضای میان‌ستاره‌ای به درون سامانه‌ی خورشیدی -جایی که زمین و دیگر سیاره‌ها هستند- بازی می‌کند.

آریک پوزنر، دانشمند برنامه‌های وویجر و آیبکس در مرکز فرماندهی ناسا در واشنگتن، دی‌سی، که در این پژوهش شرکت نداشت می‌گوید: «این داده‌های وویجر ۱ و ۲، کاسینی و آیبکس گنجی بادآورد برای دانشمندان جهت بررسی باد خورشیدی در دورترین بُردش است. ما همچنان به گردآوری داده‌ از لبه‌های هورسپهر ادامه می‌دهیم، و این داده‌ها به ما در بهتر شناختن مرز فضای میان‌ستاره‌ای که به نگاهبانی از محیط زمین در برابر پرتوهای زیانبار کیهانی کمک می‌کند یاری خواهند رساند.»

--------------------------------------------
کانال تلگرام یک ستاره در هفت آسمان:

واژه نامه:
NASA - Cassini - Voyager - Interstellar Boundary Explorer - IBEX - sun - planet - magnetic field - comet tail - solar wind - solar system - Neptune - heliosphere - solar cycle - Nature Astronomy - heliosheath - Kostas Dialynas - Academy of Athens - Greece - Saturn - heliotail - atom - electron - ion - magnetosphere - Tom Krimigis - Johns Hopkins University - Applied Physics Laboratory - Laurel - Maryland - neutral atom - cosmic ray - Earth - Arik Posner - NASA Headquarters - Washington D.C. - star - LLOrionis - BZ Cam - Mira


منبع: nasa

نخ و سوزن یک دنباله‌دار!

این تصویر در اندازه‌‌ی بزرگ‌تر
چه بر سر دنباله‌دار لاوجوی آمده؟
این تصویر یک نمای ترکیبی پردازش شده است که اوایل ماه آوریل، پس از برافروختگی ناگهانی و نامنتظره‌ی دنباله‌دار گرفته شده، و آن را با دُم یونی بلند با نمایی پیچیده نشان می‌دهد.
نکته‌ی چشمگیر اینست که اثرِ به طور معمول پیچیده‌ی باد خورشید و میدان مغناطیسی آن باعث شده دم یونی این دنباله‌دار در میانه‌اش مانند سوراخ یک سوزن شود.
دنباله‌دار سی/۲۰۱۷ ئی۴ (لاوجوی) همین ماه گذشته توسط شکارچی پرآوازه‌ی دنباله‌دارها، تری لاوجوی یافته شد.
این دنباله‌دار در اوایل ماه به قدر دیداری ۷ رسید و به هدفی خوب برای دوربین‌های دوچشمی و تصویربرداری با نوردهی بلند تبدیل شد.
چیزی که از زمان گرفته شدن این عکس برای دنباله‌دار لاوجوی (ئی۴) رخ داده شاید از این هم چشمگیرتر باشد- زیرا به نظر می‌رسد با رسیدن به نزدیک‌ترین نقطه‌ی مسیرش به خورشید در دو روز پیش، هسته‌اش از هم پاشیده و ناپدید شده است.

--------------------------------------------
کانال تلگرام یک ستاره در هفت آسمان:

واژه نامه:
Comet Lovejoy - ion tail - Sun - wind- magnetic field - needle - C/2017 E4 - Terry Lovejoy - binoculars - comet - nucleus

منبع: apod.nasa.gov

مهمانی که بیش از ۲ هزاره دیگر باز خواهد گشت

دنباله‌دار هیل-باپ، دنباله‌دار بزرگ سال ۱۹۹۷، از همه‌ی ستارگان پیرامونش درخشان‌تر شده بود.
این دنباله‌دار حتی در آسمان شهرهای بزرگ که آلودگی نوری فراوان داشتند هم دیده می‌شد، ولی به دور از نورهای شهری، نمایشی بسیار دیدنی به اجرا می‌گذاشت.
در این تصویر دنباله‌دار هیل-باپ را بر فراز گردنه‌ی والپارولا در رشته‌کوه دولومیت پیرامون کورتنا دامپتزوی ایتالیا می‌بینیم.
دم یونی آبی‌فام این دنباله‌دار که از یون‌های هسته‌ی آن تشکیل شده، توسط باد خورشیدی به بیرون رانده شده. دم غباری سفیدرنگ آن هم از ذرات بزرگ‌تر خاک هسته درست شده که در اثر فشار نور خورشید از آن جدا شده‌ و پشت سرش، در راستای مدارش کشیده شده‌اند.
دنباله‌دار هیل-باپ (سی/۱۹۹۵ ۰۱) را تا ۱۸ ماه با چشم نامسلح می‌شد دید، بیشتر از هر دنباله‌داری در تاریخِ ثبت شده.
امسال ۲۰مین سالگرد دیدار دنباله‌دار هیل-باپ از بخش درونی سامانه‌ی خورشیدی است. انتظار می‌رود بازدید بعدی این دنباله‌دار بزرگ حدود سال ۴۳۸۵ میلادی انجام شود.

--------------------------------------------
به تلگرام یک ستاره در هفت آسمان بپیوندید:

واژه نامه:
Comet Hale-Bopp - Great Comet - star - Val Parola Pass - Dolomite mountains - Cortina d'Ampezzo - Italy - ion tail - ion - nucleus - solar wind - dust tail - C/1995 O1 - inner Solar System

منبع: apod.nasa.gov

خاک سیارک‌ها سپر مناسبی در برابر تابش‌های کیهانی است

سنگ‌های غول‌پیکری که در فضا به این سو و آن سو می‌روند شاید بتوانند نجات‌بخش زندگی فضانوردان شوند. کانی‌های رسی به دست آمده از سیارک‌ها می‌تواند به عنوان روکش فضاپیماها به کار رفته و سپر جان فضانوردان در برابر پرتوهای کیهانی شود.

تابش پرتوهای کیهانی یکی از بزرگ‌ترین خطرهای زیستی است که فضانوردان در ماموریت‌های درازمدت فضایی، مانند سفر پیشنهاد شده به سیاره‌ی بهرام (مریخ) یا زندگی در ماه با آن روبرو هستند. بر پایه‌ی یک بررسی در سال ۲۰۱۳، یک سفر رفت و برگشت به بهرام می‌تواند فضانوردان را به اندازه‌ی دریافتی در یک عمر، در معرض پرتوهای زیانبار قرار دهد.

ولی فرستادن سپرهای آلومینیومی سنگینی که اکنون برای ماموریت‌های کوتاه‌مدت به کار می‌روند به فضا بیش از اندازه گران در می‌آید. به گفته‌ی دنیل بریت از دانشگاه فلوریدای مرکزی، برای حضور درازمدت در کره‌ی ماه یا سیاره‌ی بهرام به موادی نیاز داریم که در فضا هم پیدا شوند.

پل ون سوزانته از دانشگاه صنعتی میشیگان می‌گوید: «اگر هدف، راه‌اندازی یک پاسگاه، پایگاه و یا اجتماع بزرگ باشد، باید همه‌چیز را بشود بیرون از زمین تولید کرد.»

بریت می‌گوید راه حل ما در سیارک‌هاست. رس سیارک‌ها سرشار از هیدروژن است که کارآمدترین ماده‌ی محافظتی در برابر پروتون‌ها و پرتوهای کیهانیست. بریت و همکارش لیوس پل دریافتند که کارایی این خاک‌ها در متوقف کردن ذرات باردار پرانرژی که از خورشید و دیگر اجرام کیهان گسیلیده شده، تا ۱۰ درصد بیشتر از آلومینیوم است که در بیشتر سپرهای کنونی به کار می‌رود.

این که دقیقا چگونه می‌شود این خاک را از سیارک‌ها استخراج کرد همچنان مورد گفتگوست. ون سوزانته می‌گوید: «هنوز هیچ سازوکار عملی برای معدن‌کاری در گرانش صفر وجود ندارد.»

ولی به چند روش می‌توان این کار را انجام داد. برای نمونه، این رس‌ها مغناطیسی نیستند، بنابراین می‌توان آنها را به کمک آهنرباهای بزرگ از دیگر مواد سیارک جدا کرد.»

بریت می‌گوید: «هیچ کاری در فضا آسان نیست، ولی چندین راه پیش رویمان است.»


--------------------------------------------
به تلگرام یک ستاره در هفت آسمان بپیوندید:

واژه نامه:
astronaut - asteroid - shield - cosmic rays - Mars - moon - aluminium - Daniel Britt - University of Central Florida - Earth - Paul van Susante - Michigan Technological University - hydrogen - proton - Leos Pohl - clay - mining - magnetic - magnet - Advances in Space Research

منبع: newscientist

Blogger template 'Browniac' by Ourblogtemplates.com 2008

بالای صفحه